چگونه شبکه‌های تراستی و رانتخوران در بزنگاه‌ها آتش اعتراضات را شعله‌ور می‌کنند؟

چگونه شبکه‌های تراستی و رانتخوران در بزنگاه‌ها آتش اعتراضات را شعله‌ور می‌کنند؟

بازار؛ گروه ایران: اقتصاد ایران در دهه گذشته با مجموعه‌ای از شوک‌های پی‌درپی مواجه بوده است؛ تورم مزمن بالای ۴۰ درصد، کاهش مداوم ارزش پول ملی، جهش‌های ارزی ناگهانی، افت قدرت خرید خانوار و ناتوانی دولت در ایجاد ثبات انتظاری. طبق داده‌های رسمی، قدرت خرید حقوق‌بگیران شهری در فاصله سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ بیش از یک‌سوم کاهش یافته و سهم هزینه‌های خوراک و مسکن در سبد خانوار به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش پیدا کرده است. این وضعیت به‌طور طبیعی نارضایتی تولید می‌کند و اعتراض را به واکنشی قابل پیش‌بینی بدل می‌سازد.

اما تجربه اعتراضات سال‌های گذشته در ایران نشان می‌دهد که مسیر اعتراض همیشه در همان نقطه اقتصادی باقی نمی‌ماند. در بسیاری از موارد، اعتراض از مطالبه معیشتی عبور کرده و به بحران امنیتی و هویتی تبدیل می‌شود. این تغییر مسیر، خودبه‌خودی نیست. اقتصادِ زخمی اگرچه شرط لازم ناآرامی است، اما شرط کافی نیست. آنچه اعتراض اقتصادی را به تنش امنیتی بدل می‌کند، ورود بازیگرانی است که می‌دانند چگونه خشم اقتصادی را بازتعریف و بازجهت‌دهی کنند.

در ادبیات اقتصادی–امنیتی، این نقطه دقیقاً جایی است که «پنجره ناامنی» باز می‌شود؛ وضعیتی که در آن شکاف میان انتظارات و واقعیت اقتصادی، ذهن جامعه را مستعد پذیرش روایت‌های احساسی و رادیکال می‌کند. این همان بستری است که شبکه‌های تراستی بر آن سوار می‌شوند.

تجربه اعتراضات سال‌های گذشته در ایران نشان می‌دهد که مسیر اعتراض همیشه در همان نقطه اقتصادی باقی نمی‌ماند. در بسیاری از موارد، اعتراض از مطالبه معیشتی عبور کرده و به بحران امنیتی و هویتی تبدیل می‌شود. این تغییر مسیر، خودبه‌خودی نیست.

تراستی‌ها؛ شبکه‌هایی نامرئی با قدرت مرجعیت

تراستی‌ها نه حزب سیاسی‌اند، نه سازمان امنیتی، نه جنبش خیابانی کلاسیک. آن‌ها شبکه‌ای از افراد و نهادها هستند که سرمایه اصلی‌شان «اعتماد» است؛ اعتماد رسانه‌ای، اجتماعی و احساسی. این شبکه‌ها شامل ترکیبی از اینفلوئنسرها، سلبریتی‌ها، فعالان مدنی، کارشناسان دائماً حاضر در رسانه‌های برون‌مرزی، ان جی اوهای حقوق‌بشری و اکانت‌های پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی می‌شوند که در ظاهر استقلال دارند، اما در بزنگاه‌ها رفتاری هم‌راستا و هم‌زمان از خود بروز می‌دهند.

اهمیت تراستی‌ها در این است که برخلاف گروه‌های سیاسی کلاسیک، مسئولیتی در قبال پیامدهای کنش خود ندارند. آن‌ها نه باید پاسخگوی اقتصاد پس از بحران باشند، نه هزینه امنیتی تصمیم‌های احساسی را می‌پردازند. موقعیت آن‌ها خارج از میدان هزینه است، اما اثرگذاری‌شان دقیقاً در متن میدان اتفاق می‌افتد. همین عدم تقارن میان اثر و هزینه، تراستی‌ها را به بازیگرانی کارآمد برای بهره‌برداری از نارضایتی اقتصادی تبدیل کرده است.

در ایران، این شبکه‌ها به‌ویژه در شرایطی فعال می‌شوند که دولت با بحران‌های هم‌زمان اقتصادی و سیاسی مواجه است؛ زمانی که توان اقناع کاهش می‌یابد و روایت رسمی دچار تأخیر یا ابهام می‌شود. در این خلأ، تراستی‌ها به‌سرعت نقش مرجع تفسیر واقعیت را بر عهده می‌گیرند.

تراستی‌ها برخلاف گروه‌های سیاسی کلاسیک، مسئولیتی در قبال پیامدهای کنش خود ندارند. آن‌ها نه باید پاسخگوی اقتصاد پس از بحران باشند، نه هزینه امنیتی تصمیم‌های احساسی را می‌پردازند. موقعیت آن‌ها خارج از میدان هزینه است، اما اثرگذاری‌شان دقیقاً در متن میدان اتفاق می‌افتد. همین عدم تقارن میان اثر و هزینه، تراستی‌ها را به بازیگرانی کارآمد برای بهره‌برداری از نارضایتی اقتصادی تبدیل کرده است.

از شوک اقتصادی تا روایت هم‌زمان

یکی از الگوهای تکرارشونده در اعتراضات اخیر ایران، پدیده «هم‌زمان‌سازی روایت» است. به این معنا که بلافاصله پس از وقوع یک شوک اقتصادی یا حادثه اجتماعی، مجموعه‌ای از واکنش‌ها به‌طور هم‌زمان در لایه‌های مختلف رسانه‌ای شکل می‌گیرد. رسانه فارسی‌زبان برون‌مرزی تحلیل فوری منتشر می‌کند، سلبریتی‌ها پیام احساسی می‌گذارند، هشتگ مشخصی ترند می‌شود و نهادهای حقوق‌بشری بیانیه صادر می‌کنند. این هم‌زمانی تصادفی نیست و به مخاطب این پیام را منتقل می‌کند که «یک حقیقت بدیهی» در حال وقوع است.

از منظر اقتصادی–امنیتی، این تکنیک بسیار مؤثر است، زیرا ذهن جامعه در شرایط فشار معیشتی به‌دنبال تفسیر ساده و فوری از واقعیت است. وقتی روایت‌های متعدد اما هم‌جهت به‌طور هم‌زمان عرضه می‌شوند، قدرت تشخیص کاهش می‌یابد و جای تحلیل را واکنش احساسی می‌گیرد. در چنین فضایی، حتی داده‌های واقعی اقتصادی نیز در چارچوبی بازخوانی می‌شوند که هدف آن نه اصلاح سیاست، بلکه تشدید بی‌اعتمادی است.

این الگو در اعتراضات مرتبط با قیمت بنزین، بحران ارز، حوادث اجتماعی و حتی تصمیم‌های بودجه‌ای قابل ردیابی است. روایت هم‌زمان، اعتراض را از یک مسئله مشخص به یک «داستان کلی فروپاشی» تبدیل می‌کند.

یکی از خطرناک‌ترین مراحل مداخله تراستی‌ها، عبور دادن اعتراض از سطح اقتصادی به سطح هویتی است. اعتراض اقتصادی ذاتاً اصلاح‌پذیر است؛ می‌توان درباره قیمت، یارانه، مالیات یا دستمزد مذاکره کرد. اما وقتی اعتراض به مسئله هویت و موجودیت تبدیل شود، امکان مصالحه از بین می‌رود.

تبدیل مطالبه اقتصادی به بحران هویتی

یکی از خطرناک‌ترین مراحل مداخله تراستی‌ها، عبور دادن اعتراض از سطح اقتصادی به سطح هویتی است. اعتراض اقتصادی ذاتاً اصلاح‌پذیر است؛ می‌توان درباره قیمت، یارانه، مالیات یا دستمزد مذاکره کرد. اما وقتی اعتراض به مسئله هویت و موجودیت تبدیل شود، امکان مصالحه از بین می‌رود.

در این مرحله، گرانی دیگر یک خطای سیاستی معرفی نمی‌شود، بلکه نشانه «تحقیر سیستماتیک» تلقی می‌گردد. ناکارآمدی مدیریتی به «فساد ذاتی» تعمیم داده می‌شود و مطالبه اصلاح به نفی کلیت نظم سیاسی بدل می‌شود. این تغییر چارچوب، اعتراض را رادیکال و فرسایشی می‌کند و هزینه‌های اجتماعی و امنیتی آن را به‌شدت افزایش می‌دهد.

از منظر امنیت اقتصادی، این وضعیت برای کشور بسیار پرهزینه است. زیرا بی‌ثباتی ناشی از آن، سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد، انتظارات تورمی را تشدید می‌کند و خود به بازتولید بحران اقتصادی منجر می‌شود. به این ترتیب، یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد که در آن اعتراض اقتصادی، با هدایت هویتی، دوباره به بحران اقتصادی عمیق‌تر بازمی‌گردد.

در مرحله پیشرفته‌تر، برخی شبکه‌های تراستی به‌طور ضمنی یا صریح این تصور را القا می‌کنند که فشار داخلی به مداخله یا حمایت خارجی منجر خواهد شد. این روایت، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت انگیزه ایجاد کند، اما در عمل بسیار خطرناک است. ت

احساس‌محوری و فقر راه‌حل

بررسی محتوای غالب منتشرشده در اوج اعتراضات نشان می‌دهد که حجم احساسات تولیدشده با حجم راه‌حل‌های ارائه‌شده هیچ تناسبی ندارد. تصاویر، ویدئوهای کوتاه، روایت‌های شخصی و پیام‌های عاطفی فراوان‌اند، اما برنامه اقتصادی مشخص، تحلیل هزینه–فایده یا حتی توضیحی از آینده مطلوب دیده نمی‌شود.

این ویژگی تصادفی نیست. احساس، سریع بسیج می‌کند، اما عقلانیت، نیازمند زمان و مسئولیت است. تراستی‌ها به‌دنبال مدیریت بلندمدت اقتصاد یا جامعه نیستند؛ آن‌ها بر لحظه تمرکز دارند. نتیجه این رویکرد، افزایش فرسایش روانی جامعه و انباشت خشم بی‌سرانجام است؛ خشمی که نه به اصلاح منجر می‌شود و نه به بهبود معیشت.

در چنین فضایی، جامعه پس از فروکش اعتراض با سطحی بالاتر از ناامیدی و بی‌اعتمادی مواجه می‌شود؛ وضعیتی که زمینه‌ساز بحران‌های بعدی است.

اعتراض به فشار اقتصادی در ایران واقعی، مشروع و ریشه‌دار است. اما تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که اگر این اعتراض در چارچوب مطالبات مشخص و عقلانی باقی نماند، به‌راحتی توسط شبکه‌هایی مصادره می‌شود که منافع‌شان در بی‌ثباتی است، نه اصلاح.

امید بیرونی و هزینه داخلی

در مرحله پیشرفته‌تر، برخی شبکه‌های تراستی به‌طور ضمنی یا صریح این تصور را القا می‌کنند که فشار داخلی به مداخله یا حمایت خارجی منجر خواهد شد. این روایت، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت انگیزه ایجاد کند، اما در عمل بسیار خطرناک است. تجربه کشورهای منطقه نشان داده که هیچ مداخله خارجی بدون هزینه ملی نیست و بازیگران خارجی مسئول معیشت و ثبات اجتماعی کشورها نیستند.

در ایران نیز این روایت، هزینه اعتراض را برای مردم عادی افزایش می‌دهد، در حالی که تصمیم‌گیران بیرونی هیچ هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنند. نتیجه، افزایش ریسک‌پذیری اجتماعی و در نهایت سرخوردگی عمیق‌تر است.

از منظر اقتصادی–امنیتی، مهم‌ترین خط دفاعی کشور نه صرفاً ابزار انتظامی، بلکه کاهش فشار معیشتی، شفافیت اقتصادی و بازپس‌گیری مرجعیت روایت است. هر خلأ در این حوزه‌ها، فرصتی برای تراستی‌ها ایجاد می‌کند تا از اقتصاد زخمی، ناامنی پایدار بسازند.

جمع‌بندی؛ اعتراض حق است، مصادره اعتراض نه

اعتراض به فشار اقتصادی در ایران واقعی، مشروع و ریشه‌دار است. اما تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که اگر این اعتراض در چارچوب مطالبات مشخص و عقلانی باقی نماند، به‌راحتی توسط شبکه‌هایی مصادره می‌شود که منافع‌شان در بی‌ثباتی است، نه اصلاح.

از منظر اقتصادی–امنیتی، مهم‌ترین خط دفاعی کشور نه صرفاً ابزار انتظامی، بلکه کاهش فشار معیشتی، شفافیت اقتصادی و بازپس‌گیری مرجعیت روایت است. هر خلأ در این حوزه‌ها، فرصتی برای تراستی‌ها ایجاد می‌کند تا از اقتصاد زخمی، ناامنی پایدار بسازند.

شناخت این الگو، به‌معنای نفی اعتراض نیست؛ بلکه شرط حفظ حق اعتراض و جلوگیری از تبدیل آن به ابزاری علیه همان مردمی است که برای معیشت بهتر به میدان آمده‌اند.

منبع:تحلیل بازار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *