تلاش لندن برای گسترش نفوذ در عراق تحت عنوان ارسال کمک

انگلستان، عراق، جنگ نرم،

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم ، کمک های توسعه ای انگلیس در عراق را می توان بخشی از یک استراتژی چندلایه دانست که در آن ثبات به عنوان کاهش تهدید غرب تعریف می شود و کلیدواژه «توسعه» راه را برای نفوذ نهادی و فکری هموار می کند و «قدرت نرم» جایگزین مداخله مستقیم می شود. این تفاسیر به درک فعالیت های وزارت امور خارجه، کشورهای مشترک المنافع و توسعه بریتانیا در عراق نه تنها به عنوان اقدامات خیرخواهانه، بلکه به عنوان بخشی از منطق قدرت در نظام بین الملل کمک می کند.

مقدمه

در ادبیات روابط بین‌الملل، «قدرت نرم» به توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر دیگران نه از طریق نیروی نظامی یا فشار اقتصادی، بلکه از طریق فرهنگ، آموزش، رسانه‌ها، ارزش‌ها و نهادسازی اشاره دارد. این مفهوم که اولین بار در سیاست خارجی قدرت های غربی به صورت جدی مطرح شد، امروزه به یکی از ابزارهای اصلی رقابت بین دولت ها تبدیل شده است.

بریتانیا مانند دیگر قدرت های جهانی از قدرت نرم به عنوان مکمل دیپلماسی و امنیت استفاده می کند. یکی از مهمترین نهادهای این کشور برای اجرای چنین استراتژی، وزارت امور خارجه، کشورهای مشترک المنافع و توسعه است. [۱] وزارتخانه ای است که در سال ۲۰۲۰ به دنبال ادغام وزارت خارجه قدیمی بریتانیا با وزارت مستقل توسعه بین المللی (DFID) تشکیل شد.

حضور توسعه ای بریتانیا در عراق پس از سقوط رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳ به طور جدی آغاز شد و در سال های بعد، به ویژه پس از ظهور داعش در سال ۲۰۱۴، گسترش یافت. از آن زمان، عراق یکی از مهم ترین مقاصد برای کمک های توسعه ای، ثبات و برنامه های رسانه ای بریتانیا بوده است.

آغاز و چارچوب فعالیت وزارت امور خارجه انگلیس در عراق

انگلیس پس از سال ۲۰۰۳ یکی از بازیگران اصلی ائتلاف نظامی و سیاسی در عراق بود و از همان ابتدا در کنار حضور نظامی، برنامه های بازسازی و کمک های عمرانی را نیز دنبال کرد. این فعالیت ها ابتدا با نظارت DFID و وزارت خارجه انگلیس انجام شد و پس از تشکیل FCDO به صورت متمرکز ادامه یافت. بر اساس اسناد رسمی دولت انگلیس در سال های اخیر عراق یکی از اولویت های اصلی کمک های خارجی این کشور در غرب آسیا بوده و بخش قابل توجهی از بودجه «کمک توسعه رسمی» انگلیس به این کشور اختصاص یافته است.

نمونه هایی از کمک های توسعه ای بریتانیا در عراق

بازسازی و ثبات پس از داعش
بریتانیا از طریق برنامه‌های مشترک با سازمان ملل متحد و صندوق‌های ثبات، در بازسازی مناطق تحت تأثیر داعش به‌ویژه در شمال عراق مشارکت داشته است. این پروژه ها شامل بازسازی زیرساخت ها، حمایت از دولت های محلی و بازگرداندن آوارگان بوده است.

حکومتداری و نهادسازی محلی
بخشی از کمک های بریتانیا به آموزش کارکنان دولتی، اصلاح اداره محلی و تقویت نهادهای حکومتی اختصاص دارد. حوزه ای که ارتباط مستقیمی با ساختار قدرت سیاسی در عراق دارد.

آموزش و فرهنگ از طریق شورای بریتانیا
شورای بریتانیا در عراق برنامه هایی را در زمینه آموزش زبان انگلیسی، اصلاح نظام آموزشی، توانمندسازی جوانان و آموزش معلمان اجرا کرده است. این فعالیت‌ها اگرچه در قالب توسعه آموزشی ارائه می‌شوند، اما نقش مهمی در نخبه‌گیری و جهت‌گیری فرهنگی دارند.

رسانه ها و اطلاعات از طریق سرویس جهانی بی بی سی
شبکه جهانی بی بی سی یکی از مهمترین منابع خبری در عراق است که برنامه های عربی و کردی را پخش می کند. دولت لندن این فعالیت را به عنوان بخشی از تعهد خود به «دسترسی به اطلاعات» معرفی می کند، اما منتقدان آن را ابزاری برای نفوذ رسانه ای و خلق روایت می دانند.

اهداف آشکار و علایق پنهان

در اسناد رسمی، اهداف کمک های توسعه ای بریتانیا در عراق شامل «ثبات»، «کاهش فقر»، «مبارزه با افراط گرایی» و «تقویت حکومت داری» است. با این حال، گزارش‌های نظارت و تجزیه و تحلیل مستقل نشان می‌دهد که این برنامه‌ها مزایای آشکاری برای خود بریتانیا نیز دارند.

به گفته منتقدان، این مزایا شامل موارد زیر است:

۱. مدیریت بی ثباتی و جلوگیری از گسترش بحران

از دیدگاه دولت لندن، عراق تنها یک کشور در حال توسعه یا بحران زده نیست، بلکه منبع بالقوه تهدیدهای فرامرزی است. تجربه سال های پس از ۲۰۰۳ و به ویژه ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ نشان داد که بی ثباتی در عراق می تواند پیامدهای مستقیمی برای امنیت اروپا داشته باشد. از جمله افزایش موج پناهجویان، تقویت شبکه های فراملی افراطی و ناامنی انرژی و مسیرهای تجاری. در این زمینه، کمک های توسعه ای بریتانیا به عراق اغلب با هدف “کاهش خطر” طراحی می شود. این به معنای مهار بحران قبل از سرایت به مرزها و کاهش هزینه های امنیتی در داخل اروپا است.

منتقدان این رویکرد معتقدند که در چنین دیدگاهی، توسعه نه برای بهبود زندگی مردم عراق، بلکه برای حفظ امنیت کشورهای کمک کننده تعریف می شود. به عبارت دیگر، ثبات عراق به اندازه ای مهم است که از انتقال بحران به غرب جلوگیری کند، نه لزوماً به عنوان یک هدف مستقل بشردوستانه.

۲. حفظ و بازتولید نفوذ سیاسی در ساختار قدرت عراق

یکی از پیامدهای کمتر دیده شده کمک های توسعه، ایجاد وابستگی نهادی و فنی است. برنامه‌های آموزشی، اصلاحات اداری، مشاوره‌های حکومتی و پروژه‌های نهادسازی که با حمایت بریتانیا اجرا می‌شوند، معمولاً بر اساس مدل‌ها، استانداردها و زبان فکری غربی طراحی می‌شوند. این روند در عمل باعث می شود که بخشی از مدیران و کارشناسان عراقی با چارچوب های فکری، حقوقی و مدیریتی لندن آشنا شوند، کانال های ارتباطی دائمی بین نهادهای عراقی و بریتانیایی شکل بگیرد و دسترسی انگلیس به سطوح تصمیم گیری رسمی و غیر رسمی افزایش یابد.

منتقدان می گویند که این نوع نفوذ جایگزین نفوذ مستقیم سیاسی یا نظامی شده است. نفوذ ارزان‌تر، آرام‌تر، اما پایدارتر. در این دیدگاه، توسعه به ابزاری برای حضور مستمر در ساختار قدرت کشورهای هدف تبدیل می شود، بدون اینکه مسئولیت اشغالگری یا مداخله مستقیم را به دوش بکشد.

۳. رقابت ژئوپلیتیکی با دیگر بازیگران در عراق

عراق امروزه یکی از میدان های اصلی رقابت ژئوپلیتیکی در غرب آسیا است. ایران، آمریکا، روسیه، چین و کشورهای اروپایی هر کدام از مسیرهای مختلف – نظامی، اقتصادی، فرهنگی یا توسعه ای – در تلاش برای تثبیت موقعیت خود هستند. در این میان انگلیس که نقش نظامی اش محدودتر از آمریکا شده است، کمک های توسعه ای و قدرت نرم را ابزار اصلی حضور خود حفظ کرده است. سرمایه‌گذاری در آموزش، رسانه، حکومت‌داری و بازسازی امکان حضور و تأثیر را بدون درگیر شدن مستقیم در هزینه‌های سیاسی رقابت‌های سخت فراهم می‌کند.

تحلیلگران انتقادی تاکید می کنند که در این چارچوب:

– پروژه های توسعه بخشی از رقابت قدرت های بزرگ می شود.

– انتخاب مکان، موضوع و شرکای پروژه ها بی طرف نیست.

– و توسعه به زبان نرم رقابت ژئوپلیتیک ترجمه می شود.

۴. تقویت قدرت نرم و نفوذ طولانی مدت

قدرت نرم یکی از کم هزینه ترین و در عین حال موثرترین ابزار سیاست خارجی بریتانیا است. در عراق، این قدرت نرم از طریق راه هایی مانند آموزش زبان و سیستم آموزشی، فعالیت های فرهنگی، تولید رسانه و محتوا و حمایت جامعه مدنی اعمال می شود. شورای بریتانیا و بی بی سی ورلد نقش محوری در این استراتژی دارند. آموزش زبان انگلیسی، دسترسی به محتوای رسانه ای و ایجاد شبکه های فرهنگی و آموزشی به تدریج بر نگرش ها، ترجیحات و حتی هویت بخشی از جامعه هدف تأثیر می گذارد.

منتقدان این رویکرد معتقدند که قدرت نرم خنثی نیست. بلکه جهت دار است و در درازمدت به عادی شدن حضور و نفوذ غرب، تضعیف روایت های رقیب و شکل گیری نخبگان همسو می انجامد. در این دیدگاه، آموزش و رسانه صرفاً ابزار فرهنگی نیستند، بلکه ابزارهای سیاسی با تأثیر تأخیر هستند.

توسعه به عنوان ابزار نفوذ

سازمان‌های نظارتی مستقل در بریتانیا، از جمله کمیسیون مستقل ارزیابی کمک‌ها، بارها هشدار داده‌اند که ادغام توسعه در سیاست خارجی می‌تواند به جای خدمت به مردم کشورهای دریافت‌کننده کمک به اولویت‌های سیاست خارجی منجر شود.

در مورد عراق، برخی از تحلیلگران بر این باورند که توسعه جایگزین اشغال نظامی شده است، رسانه ها و آموزش نقش «کنترل نرم» را ایفا می کنند و مفاهیمی مانند ثبات و نظم اغلب بر اساس منافع قدرت های خارجی تعریف می شوند تا دیدگاه جامعه محلی.

انگلستان، عراق، جنگ نرم،

خلاصه

فعالیت‌های توسعه‌ای لندن در عراق را نمی‌توان صرفاً در قالب کمک‌های بشردوستانه یا بازسازی پس از جنگ تحلیل کرد. این فعالیت ها بخشی از یک استراتژی گسترده تر است که در آن کمک های توسعه، رسانه ها و آموزش به ابزار قدرت نرم و نفوذ سیاسی تبدیل می شوند. وزارت امور خارجه و توسعه انگلیس با تمرکز فعالیت های خود در یک نهاد واحد نشان داده است که کمک به توسعه را نه یک هدف مستقل، بلکه بخشی از منطق سیاست خارجی می داند. عراق به عنوان یک کشور استراتژیک و بحران زده یکی از مهمترین زمینه های آزمایش این رویکرد بوده و هست.

پی نوشت:

[۱]دفتر توسعه و مشترک المنافع خارجی – FCDO

انتهای پیام/

منبع:تسنیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *