در روزهایی که ونزوئلا دوباره به یک ترند رسانه ای تبدیل شده است، سرمایه گذاری صنعت خودروسازی ایران در این کشور یادآور رویاهایی است که به واقعیت تبدیل نشدند. خط تولیدی که قرار بود نماد حضور ایران در آمریکای لاتین باشد، در نهایت تبدیل به نماد سرمایه ای شد که برنگشت.
اما این شکست به ونزوئلا محدود نمی شود. از آفریقا گرفته تا سوریه، آذربایجان و روسیه، پروژههای خودروسازی ایران مسیر مشابهی را دنبال میکردند: اهداف اقتصادی دنبال میشد اما ابزارها سیاسی بودند.
در ونزوئلا و آفریقا، دهها میلیون دلار سرمایهگذاری شد، اما تولید واقعی بسیار کمتر از ظرفیت پیشبینیشده بود، و بخش عمدهای از فروش به نهادهای دولتی میرفت. در سوریه تنها استثنا تجربه واقعی تولید بود که تحت تاثیر شرایط سیاسی و جنگی نیز قرار گرفت و به شکست منجر شد. این واقعیت نشان می دهد که مشکل اصلی محصول یا فناوری نیست، بلکه فقدان منطق اقتصادی در تصمیم گیری هاست.
نتیجه بحث مدیریت ناکارآمد به جای یک محصول رقابتی است. اقتصاد، چه در تهران و چه در کاراکاس، به شعارها و نیات سیاسی پاسخ نمی دهد. تنها منطق بازار و اقتصادی تعیین کننده موفقیت یا شکست یک سرمایه گذاری است. این تجربه درسی جدی برای برنامه ریزی صادرات و سرمایه گذاری در بازارهای خارجی است.





