ورود جدی بانک مرکزی به بازار ارز/ پایان بازی دلالان؟

ورود جدی بانک مرکزی به بازار ارز/ پایان بازی دلالان؟

بانک مرکزی با اعلام تدوین و اجرای مقررات جدید خرید و فروش ارز در قالب اسکناس، بار دیگر مبادلات را به یکی از بازیگران اصلی بازار رسمی ارز بازمی گرداند. اقدامی که می تواند به تسهیل تبادل ارز و پاسخگویی بهتر به نیازهای واقعی مردم در شرایط تحریم کمک کند. احیای نقش مبادلات و انجام معاملات با نرخ های توافقی از دیدگاه فعالان بازار گامی مثبت تلقی می شود. اما تجربیات قبلی نشان می دهد که تداوم کنترل های دستوری بر نرخ ارز و سقف عرضه و تقاضا می تواند اثربخشی این سیاست را کاهش دهد.

به گزارش اکو ایران به نقل از دنیای اقتصاد، به تازگی تسهیل خرید و فروش اسکناس برای بانک ها و صرافی ها در دستور کار بانک مرکزی قرار گرفته است. تصمیمی که می تواند نشانه تغییر رویکرد سیاست گذار ارزی در استفاده از ظرفیت های مغفول مانده بازار رسمی باشد. بر اساس مقررات جدید، بانک ها و صرافی ها مجاز به خرید و فروش نقدی با نرخ توافقی در چارچوب نیازهای ضروری و بر اساس ضوابط تعیین شده خواهند بود. این سیاست در واقع یک محدودیت‌زدایی هدفمند است که با هدف تزریق بخشی از تقاضای بازار آزاد به بازار رسمی، کاهش سهم بازار غیررسمی و احیای نقش صرافی‌ها در تامین تقاضای واقعی ارز طراحی شده است. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی نیز در روزهای ابتدایی کار خود بارها به نقش کلیدی صرافی ها در مدیریت بازار ارز اشاره کرده و تاکید کرده است که در سال های گذشته از این ظرفیت به درستی استفاده نشده است. حال با ابلاغ و اجرای مقررات جدید این سوال مطرح می شود که آیا سیاستگذار ارزی واقعا قصد دارد از توان فعالان بازار ارز بهره ببرد یا این تصمیم در چارچوبی محدود و تکلیفی باقی خواهد ماند؟

تاثیر تحریم ها بر شبکه ارزی

پس از تشدید تحریم‌های اقتصادی در سال ۱۳۹۶، شبکه ارزی کشور با محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای به‌ویژه در حوزه معاملات اسکناس مواجه شد. در آن مقطع، سیاستگذار با هدف شناسایی، کنترل و پیگیری مسیر نقل و انتقال ارز، دامنه فعالیت صرافی ها را به شدت کاهش داد. خرید و فروش آزاد اسکناس عملا متوقف شد و صرافی ها فقط در چارچوب سهمیه های مشخص و با اهدافی مانند ارز مسافرتی، دانشجویی یا پزشکی مجاز به فعالیت بودند. اگرچه این محدودیت ها با هدف کنترل بازار ارز اعمال شد، اما در عمل عوارض قابل توجهی داشت. یکی از مهمترین نتایج آن انتقال بخش قابل توجهی از تقاضای ارز به بازارهای غیررسمی و غیر شفاف بود. بازاری که نه تنها زیر نظر مستقیم سیاست گذار بود، بلکه رفته رفته به مرجع اصلی کشف قیمت ارز و شکل گیری انتظارات تورمی جامعه تبدیل شد. اکنون به نظر می رسد سیاست جدید بانک مرکزی در راستای بازتعریف نقش صرافی ها و تسهیل خرید و فروش اسکناس، تلاشی برای اصلاح این روند باشد. تقویت صرافی ها و افزایش دامنه فعالیت آنها می تواند بخشی از تقاضای سرگردان ارز را از بازار غیررسمی به بازار رسمی منتقل کند و شفافیت بیشتری به نقل و انتقالات ارزی بدهد.

گامی مثبت با اما و اگرهای جدی

بسیاری از کارشناسان اقتصادی سیاست اخیر بانک مرکزی را گامی مثبت در راستای مدیریت بازار ارز ارزیابی می کنند. از دیدگاه آنها ایجاد امکان خرید و فروش نقدی با نرخ های توافقی در شبکه رسمی می تواند به تعمیق بازار ارز و کاهش فاصله بین نرخ رسمی و غیررسمی کمک کند. با این حال، تاکید می شود که موفقیت این سیاست بیش از هر چیز به نحوه اجرا و اجتناب از مداخلات اجباری بستگی دارد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که قیمت‌گذاری دستوری، تعیین سقف‌های سخت‌گیرانه برای عرضه و تقاضا و تخصیص اداری ارز نه تنها به ثبات بازار منجر شده، بلکه بر پیچیدگی و چند نرخی بودن آن نیز افزوده است. در شرایط تحریم و محدودیت منابع ارزی، تصمیم گیری منعطف برای سیاست گذاران دشوار است، اما ادامه سیاست های کنترلی هزینه های قابل توجهی را نیز برای اقتصاد به همراه داشته است.

ارز چند نرخی و اقتدار بازار غیررسمی

اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با نوسانات شدید نرخ ارز، فشارهای تورمی بالا و بازار چند نرخی ارز مواجه بوده است. این عوامل باعث شده اند که بازار غیررسمی ارز به تدریج تقویت شود و حتی در مقاطعی به مرجع اصلی تعیین نرخ تبدیل شود. عدم شفافیت این بازار و نقش برجسته آن در شکل‌دهی انتظارات تورمی همواره یکی از چالش‌های اصلی سیاست‌گذاران خارجی بوده است. از سوی دیگر، سیاست‌گذاران اغلب با تعیین نرخ‌های رسمی و تثبیت آن (مانند نرخ ارز ۴۲۰۰ تومانی یا نیما) سعی در کنترل بازار داشته‌اند. اما نتیجه این رویکرد افزایش فاصله نرخ رسمی و آزاد و تضعیف اقتدار بازار رسمی بوده است. حال به نظر می رسد پس از ادغام دو تالار اول و دوم ارز و کاهش نسبی فاصله بین نرخ ها، بانک مرکزی قصد دارد گام بعدی را در راستای افزایش اقتدار بازار رسمی و تعمیق آن بردارد. احیای شبکه صرافی در کنار حرکت به سمت یکسان سازی ارز می تواند منجر به تمرکززدایی از شبکه خرید و فروش ارز شود. رشد این شبکه مویرگی مشابه خون رسانی به بدنه اقتصاد می تواند جریان ارز را روانتر کرده و هزینه معاملات را کاهش دهد.

مبادلات به معاملات اسکناس باز می گردند

قبل از جهش ارزی سال ۱۳۹۶، صرافی ها بازیگران اصلی بازار ارز بودند و خرید و فروش نقدی با محدودیت های کمتری انجام می شد. اما شوک ارزی آن سال و تشدید تحریم های آمریکا مسیر سیاست های ارزی را به طور اساسی تغییر داد. سیاست تثبیت نرخ ۴۲۰۰ تومانی، بازگشت محدودیت های تخصیص ارز و کاهش اختیارات صرافی ها از پیامدهای آن دوره بود. در سال های بعد نیز این محدودیت ها ادامه یافت و عملاً امکان بازگشت صرافی ها به نقش سنتی خود وجود نداشت. نتیجه این وضعیت افزایش سهم بازار غیررسمی و کاهش شفافیت در معاملات نقدی ارز بود. اکنون با مقررات جدید بانک مرکزی این امکان برای صرافی ها و بانک ها فراهم شده است که بار دیگر در معاملات اسکناس ایفای نقش کنند، البته با شرایطی خاص.

وعده همتی و چشم انداز آینده

عبدالناصر همتی پس از بازگشت به ریاست بانک مرکزی بارها بر ظرفیت بالای شبکه صرافی تاکید کرد و قول داد از این ظرفیت در سیاست های جدید استفاده شود. مقررات اخیر را می توان در راستای تحقق این وعده ارزیابی کرد. با اجرای این سیاست پیش بینی می شود شفافیت معاملات نقدی افزایش یابد، بخشی از تقاضای بازار غیررسمی به بازار رسمی منتقل شود و دامنه نوسانات بازار غیررسمی کاهش یابد. همچنین اجازه انجام معاملات نقدی ارز به صرافی ها و بانک ها باعث ایجاد نوعی عدم تمرکز در بازار ارز می شود که می تواند سرعت و سهولت دسترسی به ارز را برای متقاضیان افزایش دهد.

الزامات اضافی سیاست جدید

با وجود همه مزیت ها، کارشناسان تاکید دارند که تسهیل خرید و فروش اسکناس تنها یک قدم در مسیر اصلاح بازار ارز است. برای تبدیل بازار رسمی به منبع اصلی کشف قیمت، بازنگری در سیاست ها در تخصیص و قیمت گذاری ارز ضروری است. تا زمانی که تصمیم گیری متمرکز در مورد کالاها و مردم برای تخصیص ارز ادامه داشته باشد، شکل گیری بازار آزاد رسمی و کارآمد مورد تردید خواهد بود. البته باید توجه داشت که در شرایط تحریم و محدودیت منابع ارزی، حرکت به سمت آزادسازی کامل بازار با ریسک هایی همراه است؛ از جمله امکان تخصیص ارز به هزینه های غیرضروری در شرایطی که ارز کافی برای رفع نیازهای اولیه وجود ندارد. بنابراین چالش اصلی سیاستگذار ارزی ایجاد تعادل بین استفاده از مکانیزم بازار و مدیریت محدودیت های ارزی است. در نهایت باید دید بانک مرکزی تا چه اندازه حاضر به استفاده از ظرفیت فعالان بازار ارز و فاصله گرفتن از مداخلات دستوری است؟ اگرچه مسیری چالش برانگیز است، اما می تواند منجر به افزایش کارایی، شفافیت و ثبات بازار ارز شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *