واسیلی لئونتیف به عنوان بنیانگذار تحلیل ورودی-خروجی شناخته می شود. تحلیلی که وابستگی متقابل در سیستم تولید را در چارچوب شبکه ای از مبادلات بین بخش های مختلف تولید توصیف می کند. این روش ابزارهایی را برای تجزیه و تحلیل سیستماتیک مبادلات پیچیده بین صنعتی در یک اقتصاد فراهم کرد. لئونتیف همچنین برای توسعه برنامه ریزی خطی، یک روش ریاضی برای حل مسائل پیچیده عملیات اقتصادی، شناخته شده است. علاوه بر خود لئونتیف که برنده جایزه نوبل اقتصاد ۱۹۷۳ شد، چهار تن از دانشجویان دکترای او (پل ساموئلسون، رابرت سولو، ورنون اسمیت و توماس شلینگ) نیز این جایزه را دریافت کردند.
نویسنده: دیوید هندرسون
واسیلی لئونتیف (۱۹۰۶-۱۹۹۹) دانشجوی دانشگاه سنت پترزبورگ (۱۹۲۱-۱۹۲۵) و سپس در دانشگاه برلین بود. در سال ۱۹۳۱ به ایالات متحده مهاجرت کرد و در دانشگاه هاروارد تدریس کرد. در سال ۱۹۴۸ “پروژه تحقیقات اقتصادی هاروارد” را تاسیس کرد که تا سال ۱۹۷۳ مدیریت آن را بر عهده داشت.
واسیلی لئونتیف به عنوان بنیانگذار تحلیل ورودی-خروجی شناخته می شود. تحلیلی که وابستگی متقابل در سیستم تولید را در چارچوب شبکه ای از مبادلات بین بخش های مختلف تولید توصیف می کند. این روش ابزارهایی را برای تجزیه و تحلیل سیستماتیک مبادلات پیچیده بین صنعتی در یک اقتصاد فراهم کرد. لئونتیف همچنین برای توسعه برنامه ریزی خطی، یک روش ریاضی برای حل مسائل پیچیده عملیات اقتصادی، شناخته شده است. علاوه بر خود لئونتیف که برنده جایزه نوبل اقتصاد ۱۹۷۳ شد، چهار تن از دانشجویان دکترای او (پل ساموئلسون، رابرت سولو، ورنون اسمیت و توماس شلینگ) نیز این جایزه را دریافت کردند.
جداول داده-خروجی
از زمانی که واسیلی جوان بود و در سن پترزبورگ بزرگ شد، مطالعات خود را وقف تجزیه و تحلیل داده ها کرد. قبل از اینکه در سن نوزده سالگی روسیه را ترک کند تا دکترا را در دانشگاه برلین دنبال کند، نشان داده بود که چگونه نظریه تعادل انتزاعی لئون والراس می تواند کمیت شود. اما تنها سالها بعد، در سال ۱۹۴۱، زمانی که استاد دانشگاه هاروارد بود، یک جدول داده-خروجی را برای اقتصاد آمریکا محاسبه کرد. این اثر و تغییرات بعدی آن بود که لئونتیف را در سال ۱۹۷۳ جایزه نوبل را به ارمغان آورد.
تجزیه و تحلیل خروجی فرآیند گسترده ای را توصیف می کند که در آن نهاده ها در یک شاخه از صنعت خروجی هایی را برای مصرف یا برای استفاده به عنوان ورودی در شاخه دیگری از صنعت تولید می کنند. ماتریس توسعه یافته توسط لئونتیف اغلب برای نشان دادن اثر تغییر در تولید کالای نهایی بر تقاضای نهاده ها استفاده می شود. به عنوان مثال، افزایش ۱۰ درصدی تولید کفش را در نظر بگیرید. با استفاده از جدول داده-خروجی، می توان تخمین زد که چه مقدار چرم، نیروی کار، ماشین آلات و سایر ورودی های اضافی برای افزایش تولید کفش مورد نیاز است.
اکثر اقتصاددانان از استفاده از این جدول احتیاط می کنند زیرا در این مثال، تولید کفش، فرض می کند که تولید کفش به همان نسبت ورودی نیاز دارد که در دوره زمانی مورد استفاده برای برآورد جدول استفاده شده است. و دقیقا مشکل همینه اگرچه این جدول به عنوان یک تقریب کلی از ورودی های مورد نیاز مفید است، اما اقتصاددانان از شواهد حکایتی می دانند که این نسبت ها ثابت نیستند. به طور خاص، زمانی که هزینه یک نهاده افزایش مییابد، تولیدکنندگان استفاده از آن نهاده را کاهش میدهند و نهادههای دیگری را جایگزین میکنند که قیمت آنها افزایش نیافته است. به عنوان مثال، اگر نرخ دستمزد افزایش یابد، تولیدکنندگان می توانند سرمایه را جایگزین نیروی کار کنند و حتی با پذیرش هدر رفت بیشتر مواد، می توانند مواد خام را جایگزین نیروی کار کنند. انعطاف ناپذیری جدول داده-خروجی به این معنی است که اگر واقعاً برای پیش بینی استفاده شود، به ناچار پاسخ های نادرستی می دهد.
در زمان اولین کار لئونتیف بر روی تجزیه و تحلیل داده-خروجی، تمام جبر ماتریسی مورد نیاز با استفاده از ماشین حساب های دستی به سختی انجام شد. از آن زمان، رایانه ها این فرآیند را بسیار ساده کرده اند و تجزیه و تحلیل داده-خروجی، که اکنون آنالیز بین صنعتی نامیده می شود، به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. جداول Leontief معمولا توسط بانک جهانی، سازمان ملل متحد و وزارت بازرگانی ایالات متحده استفاده می شود.
پارادوکس لئونتیف
اولین تحلیل داده-خروجی برای تخمین دامنه اقتصادی انتقال از تولید جنگ به تولید غیرنظامی پس از جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت. کاربرد دیگر درک جریان تجارت بین کشورها بوده است. در واقع، مقالهای توسط لئونتیف در سال ۱۹۵۴ نشان میدهد که با استفاده از تجزیه و تحلیل داده- خروجی، صادرات ایالات متحده نسبت به واردات این کشور نسبتاً کار برتر بوده است. این نتیجه با توجه به سطح بالای دستمزدها در ایالات متحده و سرمایه نسبتاً زیادی برای هر کارگر در این کشور، برخلاف انتظار اقتصاددانان آن زمان بود. یافته لئونتیف «پارادوکس لئونتیف» نام داشت. این پارادوکس از آن زمان حل شده است. اقتصاددانان نشان داده اند که در کشوری که بیش از دو کالا تولید می کند، فراوانی سرمایه نسبت به نیروی کار لزوماً به این معنا نیست که جهت گیری سرمایه صادرات آن باید بیشتر از جهت گیری سرمایه واردات آن باشد.
لئونتیف در طول زندگی خود علیه “فرض های نظری و حقایق مشاهده نشده” (عنوان سخنرانی او در انجمن اقتصاددانان آمریکا، ۱۹۷۰-۱۹۷۱) مبارزه کرد. به گفته لئونتیف، بسیاری از اقتصاددانان تمایلی نداشتند که با کار با داده های تجربی خام “دست های خود را کثیف کنند”. در این راستا، واسیلی لئونتیف کارهای زیادی انجام داد تا دادههای کمی در مطالعه اقتصاد در دسترستر و ضروریتر شود.





