به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، میرزاتقیخان فراهانی، مشهور به امیرکبیر، یکی از برجستهترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران است که نقش مهمی در اصلاحات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور داشت. امیرکبیر در دوران صدارت خود در دوره قاجار، بهویژه در زمانی که ایران با مشکلات عدیدهای مواجه بود، توانست تحولات عظیمی را در ساختارهای مختلف کشور به وجود آورد.
امیرکبیر یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ ایران است که نقش بیبدیلی در تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور داشت. اقدامات او نهتنها به تقویت استقلال و تمامیت ارضی ایران کمک کرد، بلکه زمینهساز تحولاتی در عرصههای مختلف کشور شد که آثار آن تا سالها بعد در تاریخ ایران باقی ماند. امیرکبیر با اصلاحات بنیادین خود، در مسیری قرار داد که ایران بتواند در برابر چالشهای داخلی و خارجی مقاومت کند و در نهایت به رشد و توسعه دست یابد.
این درحالیست که بیستم دیماه یادآور یکی از تلخترین و مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران است؛ شهادت میرزا تقیخان فراهانی، مشهور به امیرکبیر، صدراعظم برجسته دوران قاجار. امیرکبیر، مردی که در دوران صدارت خود تحولات عظیمی در کشور ایجاد کرد و بهعنوان یکی از بزرگترین اصلاحگران تاریخ ایران شناخته میشود، بهدست ناصرالدین شاه قاجار به شهادت رسید.
شهادت امیرکبیر در ۲۰ دیماه ۱۲۳۰ بهعنوان یکی از بزرگترین تراژدیهای تاریخ ایران، همچنان در یاد و خاطر ایرانیان باقی مانده است. او با اصلاحات گستردهای که در زمینههای مختلف کشور انجام داد، بهعنوان یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ ایران شناخته میشود و شهادتش نقطهعطفی در تاریخ معاصر ایران بهشمار میرود. اگرچه پس از شهادت او، بسیاری از اقدامات اصلاحی وی متوقف شد، اما آثار و اندیشههای امیرکبیر همچنان در تاریخ ایران باقیمانده است و درسی برای نسلهای آینده بهجا گذاشته که مسیر تغییر و اصلاح، هرچند پر از موانع و مشکلات باشد، ارزش فداکاری و استقامت را دارد.
همزمان با فرارسید سالروز شهادت امیرکبیر، خبرنگار خبرگزاری تسنیم استان مرکزی در مصاحبهای با “ایرج احمدی هزاوه” از پژوهشگران استان مرکزی، نویسنده چندین کتاب درخصوص شخص امیرکبیر از جمله کتاب ارزمشند “هزاوه، خاستگاه امیران” و همچنین عضو هیات امنای خانه تاریخی امیرکبیر به بررسی اقدامات و دستاوردهای صدارت کوتاه ولی تاثیرگذار امیرکبیر در تاریخ ایران پرداخته که مشروح آن در زیر می آید:
تسنیم: از وقتی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قر اردادید سپاسگزاریم، برای شروع به بحث بفرمایید چه عواملی باعث شد که میرزا تقیخان امیرکبیر به یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخی ایران تبدیل شود؟
احمدی هزاوه: بحثی که قرار است با هم مطرح کنیم و ادامه دهیم، درباره شخصیت میرزا تقیخان امیرکبیر و دستاوردهایی است که برای کشور عزیزمان ایران به همراه داشت.
نکتهای که لازم است به آن اشاره کنم این است که وقتی تاریخ را میخوانیم و روایت میکنیم، هدف صرفاً مباهات به شخصیتهای تاریخی و افتخار کردن به آنها نیست؛ البته این جنبه کاملاً نفی نمیشود، اما اصل ماجرا این نیست که صرفاً بگوییم چنین شخصیتهایی داشتهایم و به واسطه آنها به داشتههای خود ببالیم. موضوع اصلی تاریخخوانی، روایت و بازخوانی تاریخ، درس گرفتن از آن است. اگر تاریخ را بهدرستی نخوانیم، نمیدانیم کجا ایستادهایم، از کجا آمدهایم و به کجا در حال حرکت هستیم. چهبسا تلاشها و فعالیتهای ما، هرچقدر هم گسترده و پرحجم باشد، ما را از هدف اصلیمان دورتر کند. این نکته بهویژه برای کسانی که در جایگاه تصمیمگیری، تصمیمسازی و مدیریت قرار دارند، اهمیت دوچندان دارد و قطعاً باید آن را مدنظر قرار دهند.
نکته دیگری که پیش از ورود به بحث دستاوردهای امیرکبیر باید به آن اشاره کنم، مربوط به زمینههای تربیتی این شخصیت است؛ اینکه چه شرایطی باعث شد امیرکبیر به جایگاهی برسد که امروز او را یکی از محبوبترین شخصیتهای تاریخی ایران میدانیم.
امیرکبیر؛ مردی که برای ایران دو قرن جلوتر فکر میکرد
تسنیم: به نظر شما چه عواملی در شکل گیری شخصیت امیرکبیر نقش داشته است؟ و فکر می کنید این اندیشه و راه امیرکبیر چه چشم اندازی برای ایران به دنبال داشته است؟
احمدی هزاوه: من سالها در این زمینه کار کردهام و به چهار عامل اصلی در شکلگیری شخصیت امیرکبیر رسیدهام؛ عامل نخست، خانواده است. پدر امیرکبیر، فردی امین و مورد اعتماد خاندان قائممقام، چه در زمان میرزا عیسی و چه میرزا ابوالقاسم، بود؛ پدری درستکار، صادق، پاکدست، بیتوقع و بهدور از طمع. این ویژگیها نقش مهمی در تربیت امیر داشت.
عامل دوم، مادر امیرکبیر است. مادر او زنی باسواد، با تدبیر و آگاه بود. حتی در نامههایی که از او باقی مانده، میبینیم که با امیر مکاتبه داشته است. خود امیرکبیر نیز در نامهای به ناصرالدینشاه از «والده مکرمه» یاد میکند. آموزش سواد از کودکی توسط مادر آغاز شد و در واقع الفبای علم و آموزش را مادر به او آموخت.
عامل سوم، هوش سرشار امیرکبیر است. تقریباً هر کسی که درباره امیرکبیر قلم زده، به هوش فوقالعاده او اشاره کرده است. امیرکبیر فردی بسیار باهوش، دارای درک عمیق از موقعیتها، برخوردار از اعتمادبهنفس بالا و ارادهای قوی بود؛ ویژگیهایی که در شکلگیری شخصیت او نقش اساسی داشت.
عامل چهارم که نباید از آن غفلت کرد، وجود یک مربی بزرگ در زندگی امیرکبیر است؛ یعنی میرزا ابوالقاسم قائممقام. قائممقام نهتنها سیاست، بلکه ادبیات و دیگر مباحث علمی و فکری را به امیر آموخت و نقش مهمی در پرورش فکری او داشت.
در کنار این عوامل، آشنایی امیرکبیر با دستاوردهای روز جهان نیز بسیار حائز اهمیت است. سفرهای او به روسیه، عثمانی و ترکیه امروزی باعث شد بهدرستی درک کند مسئله اصلی ایران چیست. این شناخت عمیق از وضعیت داخلی کشور و پیشرفتهای جهانی، سبب شد شخصیت امیرکبیر بهگونهای شکل بگیرد که بتواند حتی برای دویست سال آینده ایران برنامهریزی داشته باشد البته اینها بهعنوان مقدمه بحث ما درباره شخصیت و دستاوردهای امیرکبیر قابل توجه است.
امیرکبیر در برابر دشمنان ایران؛ حفظ مرزها و منافع ملی
تسنیم: فکر می کنید حدود سه سال صدارت امیرکبیر برای کشور چه دستاوردهایی داشت؟
احمدی هزاوه: در طول صدارت کوتاه و البته تاثیر گذار امیرکبیر، اقدامات اساسی و زیربنایی زیادی انجام شد که بسیاری از این اتفاقات زمینه ساز موارد و اتفاقات مطلوب در کشور بوده که امروز نیز از آنها بهرهمندیم که البته ترتیب اولویتها به این معنا نیست که حتماً باید به ترتیب ۱، ۲، ۳ باشد؛ اما به هر حال مهمترین کارهایی که انجام داد را باید از نظر تاثیرگذاری و اهم و مهم بشناسیم.
تسنیم: به نظر شما اولین اولویت و اقدام امیرکبیر در آغاز صدارت و کارش در کشورداری چه بود؟
احمدی هزاوه: یکی از اقدامات مهم امیرکبیر اقدامات وی در مسئله تمامیت ارضی ایران است. امیرکبیر در زمانی به قدرت رسید که کشور با مشکلات زیادی روبهرو بود. از جمله اینکه قسمتهایی از ایران، مانند خراسان تا نیشابور، از دست رفته بود. پیش از آن، ما مشکلات ارضی با عثمانی داشتیم و حتی با روسیه هم درگیر بودیم.
امیرکبیر با اقداماتی مؤثر توانست هرات را بازگرداند و به حل مشکلات با عثمانیها، که در قالب قرارداد روم مطرح شد، پرداخت. همچنین در مواجهه با روسیه، به ویژه در مسئله آشوراده و موارد مشابه، اقدامات مهمی انجام داد. بهطور کلی، امیرکبیر به سرعت دست به کار شد و میدانست که این مسائل برای کشور بسیار حیاتی هستند.
امیرکبیر، قهرمان امنیت ایران و شکست ناامنیهای گسترده
تسنیم: در کتب تاریخی نقل شده در دوره ای امیرکبیر به صدارت رسید که کشور ایران نیاز شدیدی به ارتقا و ایجاد امنیت داشت، به نظر شما اقدام امیرکبیر در این حوزه چگونه بوده است؟
احمدی هزاوه: مسئله مهم دیگر در کنار مسئله تمامیت ارضی، بحث امنیت بود. امیرکبیر با قدرت و صلابت تمام، اقدام به تأمین امنیت کشور کرد. در آن زمان، ایران دچار ناامنی گستردهای بود. در برخی از شهرها، قمهکشی و قدارهکشی رواج داشت و راهزنیهای زیادی در مسیر کاروانها وجود داشت.
امیرکبیر با سرعت اقدام کرد و حتی در برخی گزارشها آمده که او قمهکشی را به شدت ممنوع کرده بود، گفتهاند که به او گزارش دادند که هنوز برخی افراد همچون ارازل و اوباش قمه به دست در شهر میگردند که امیرکبیر پاسخ داد: «بگذارید ببندم، کیست که جرات کند بکشد؟» و حقیقتاً هیچکس جرات نکرد چنین کاری بکند.
به قول میرزا خان نوری که در نامهای به برادرش نوشته بود: «آن کارها را نمیشود کرد، حالا نظم میرزا تقیخانانی حاکم است!» در دوران صدارت امیرکبیر، دیگر هیچ گزارشی از سرقتهای اساسی از کاروانها نداشتیم. حتی گروههایی که پیشتر دست به سرقت میزدند، در این دوره دیگر جرات انجام چنین کاری را نداشتند. اصلاً نظم میرزا تقی خانی در آن دوره امیر معروف شد.
تاجاییکه حتی پیش از امیر هم که گاها خود نظامیها دست به این اقدامات و غارت و سرقت می زدند، دیگر جرات چنین کاری را نداشتند طوریکه امیرکبیر به شدت و قاطعانه با این مسئله برخورد کرد.
نظارت اقتصادی امیرکبیر و موفقیت در بحران مالی ایران
تسنیم: یکی از اتفاقات در دوران آغاز صدارت امیرکبیر مشکل کشور در حوزه های اقتصادی بود، بفرمایید امیرکبیر در این بخش چه کرد؟
احمدی هزاوه: مسئله نظارت اقتصادی و نگاه عمیق امیرکبیر به مسئله اقتصاد کشور دیگری که باید به آن اشاره کنم، در نامهای از ناصرالدینشاه آمده است که در زمان حاج میرزاآقاسی، خزانه کشور به شدت خالی بود و دولت حتی توان تأمین هزینههای اعزام سربازان را نداشت.
ناصرالدینشاه در این نامه میگوید: «وقتی امیرکبیر آمد، خزانه خالی بود، اما زمانی که از دولت خداحافظی کرد، ۶۰ کرور اضافه و مازاد در خزانه موجود بود.» امیرکبیر میدانست که اگر یک دولت از نظر اقتصادی ضعیف باشد، در سایر زمینهها هم ضعیف خواهد بود چراکه دولت قرار نیست دست جلوی خارجی ها برای دریافت پول دراز کند یا دارایی های اساسی کشور را به تاراج بگذارند که البته بعد از امیرکبیر شاه قاجار چنین اتفاقات زیان باری را رغم زدند.
امیرکبیر تمام تلاش خود را کرد تا از اتکا به کشورهای خارجی در امور مالی جلوگیری کند و حتی اجازه نداد که داراییهای اساسی کشور به باد برود. متأسفانه پس از دوره امیرکبیر و در دوران ناصرالدینشاه، قراردادهایی بسته شد که خسارتهای سنگینی به کشور وارد آورد.
بهطور کلی، امیرکبیر توانست اقدامات اساسی در حوزههای مختلف انجام دهد و در زمینههای اقتصادی، امنیتی و تمامیت ارضی کشور نقش مهمی ایفا کند. این دستاوردها باعث شد که امیرکبیر به یکی از برجستهترین شخصیتهای تاریخ ایران تبدیل شود.
اتکا به تولید داخلی؛ اقدام اساسی امیرکبیر برای استقلال اقتصادی ایران
تسنیم: طبق اسناد تاریخی امیرکبیر اتکا و اعتماد زیادی به توان داخلی در کشور داشت، در این باره توضیح می دهید؟
احمدی هزاوه: دقیقا مسئله دیگری که باید به آن اشاره کنم در رابطه با اقدامات امیرکبیر، اتکا به تولیدات داخلی است. بهعنوان مثال، معروف است که بحث سماورسازی که در ابتدا از روسیه وارد میشد، امیرکبیر به کسی که در اصفهان کارگاهی برای ساخت سماور راهاندازی کرده بود، پول بیشتری داد و گفت: «من سماوری که تو تولید میکنی بیشتر از آن چیزی که از خارج وارد میکنیم خریداری خواهم کرد.»
این کار بهمنظور حمایت از تولیدات داخلی بود تا تولیدات ایرانی رواج یابد، به همین ترتیب، در زمینه شیشهگری و شیشه ریزی نیز، شیشهها که ابتدا از روسیه و اروپا وارد میشدند، به تدریج در ایران تولید شدند و به شهر قم سپردند که شیشه ریزی کند، هرچند در ابتدا، کیفیت شیشهها چندان مطلوب نبود، اما بهتدریج به جایگاه خوبی رسیدند.
موضوع بعدی در این زمینه، تولید لباس ارتش بود که پیشتر از کشمیر وارد میشد. امیرکبیر دستور داد که در کرمان پارچههایی تولید شود و لباسهای متحدالشکل ارتش از این پارچهها بافته شده کرمان تولید می شد..
همچنین، در زمینه معادن نیز، در مواردی که باید مواد اولیه از خارج وارد میشد، امیرکبیر تلاش کرد تا بهجای واردات، تولیدات داخلی را جایگزین کرد، برای مثال، در دوران امیرکبیر، ایران به جایی رسید که قادر بود توپهای جنگی تولید کند، در اصفهان توپ خانه هایی برای ساخت توپ و مهمات ایجاد شد. امیرکبیر بهخوبی درک کرده بود که ایران باید در زمینههای نظامی نیز به یک جایگاه معتبر دست یابد.
سرسختی امیرکبیر در حفظ بیتالمال؛ از اصلاح بنیادین اقتصادی تا برخورد با فساد قاجاری
تسنیم: بارها در تاریخ از مقابله امیرکبیر با دست درازی درباریان و شاهزادگان نسبت به بیت المال بود، چقدر امیرکبیر موفق به قطع دست آنها از بیت المال شد؟
احمدی هزاوه: در حوزه مسائل اقتصادی، باید اشاره کنم که یکی از اقدامات مهم امیرکبیر، قطع دست شاهزادگان و درباریان و وابستگانشان از بیتالمال بود، چراکه در دوران قاجاریه روشی داشت به طوریکه معمولاً به افراد خاصی از درباریان و شاهزادگان لقبهایی داده میشد که هرکسی بود، این لقب را می گرفت و چه خانه نشین بود، زنی بود، بیکار بود یا هرچیز این لقب گرفتن باعث میشد آنها بهطور مادامالعمر حقوقی از دولت دریافت کنند و حقوق دفتری داشتند به طوریکه مثلا می گفتند فلان الممالک یا فلان السطنه که حقوق مادام العمر داشت.
امیرکبیر با این وضعیت مقابله کرد و اعلام کرد که دولت به کسانی که برای کشور کار کنند حقوق پرداخت میکند، نه به کسانی که به بهانه لقبها حقوق دریافت کنند. این رفتار حتی باعث برخوردهای شدید امیر با شخصیتهایی مانند قاآنی شاعر معروف شد که تلاش میکرد با شعرخوانی پول دریافت کند. امیر به او گفت: «تو چه کار بلدی؟» و بعد از اینکه قاآنی گفت زبان فرانسه میداند، امیر به او گفت که در حوزه کشاورزی نوین کتابی را به زبان فارسی ترجمه کند و ۸۰۰ تومان به او پول داد.
«دارالفنون»؛ آغاز عصر جدید آموزشی در ایران تحت هدایت امیرکبیر
تسنیم: رفتار امیرکبیر و برخورد وی با کشورهای خارجی چگونه بود و سیاست خارجی دوران صدارت امیرکبیر چگونه تعریف شده بود؟
احمدی هزاوه: یکی دیگر از اقدامات قابل توجه امیرکبیر، ایجاد توازن منفی در سیاست خارجی بود. امیرکبیر نه به انگلیس باج میداد و نه به روسیه، زیرا هرگاه به یکی از این دو کشور امتیاز میداد، کشور دیگر به سر و صدا میافتاد و درخواستهایی میکرد که یک زمین یا قراردادی دادی باید به من هم بدهی.
امیرکبیر سعی کرد این توازن منفی را ایجاد و حفظ کند و همزمان به دنبال وارد کردن یک قدرت سوم در سیاست خارجی ایران بود تا بتواند از نفوذ مستقیم انگلیس و روسیه در مسائل ایران جلوگیری کند که همیشه هرجا در مسائل سیاسی ایران ورود می کردند ضربه می زدند، امیرکبیر تلاش کرد دست انها را کوتاه کند.
در این زمینه، حتی در تأسیس دارالفنون نیز امیرکبیر بهگونهای عمل کرد که از معلمان روسی و انگلیسی استفاده نکرد و بیشتر از معلمان اتریشی و فرانسوی بهره برد که این اقدام نشاندهنده تلاش او برای حفظ استقلال و نفوذ کمتر این دو دولت در آموزشهای کشور بود.
تسنیم: نام امیرکبیر در تاریخ با دارالفنون عجین و همراه است، بفرمایید چرا امیرکبیر به فکر ایجاد و راه اندازی مدرسه دارالفنون رفت و این اقدام چه نتایجی داشت؟
احمدی هزاوه: اما مهمترین مسئلهای که باید به آن اشاره کرد و یکی از اساسیترین اقدامات امیرکبیر است، بحث ایجاد مدرسه دارالفنون است که باید بگوییم در واقع این مدرسه اولین دانشگاه ایران است، دارالفنون در سال ۱۲۶۸ هجری شمسی تأسیس شد، چند روز پس از کشته شدن امیرکبیر رسما افتتاح شد و البته امیر کار ساخت و راه اندازی آن را پایه گذاشت و کلنگ آنرا زد.
او بر تمامی امور این مدرسه نظارت داشت، حتی در انتخاب رشتههایی که قرار بود در آن تدریس شود، همچون کشاورزی، طب، نظامیگری و غیره خود او نظارت میکرد که چه درسهایی تدریس شود و چه کسانی در این مدرسه تحصیل کنند.
چرا امیر این کار را انجام داد؟ پیش از آن، در دوران حاج میرزا آقاسی و حتی قبلتر در دوران فتحعلیشاه، تعدادی از جوانان ایرانی برای تحصیل به اروپا فرستاده میشدند. اما متأسفانه آموزشهای لازم به آنها داده نمیشد و بسیاری از آنها پس از بازگشت، یا اقدامی در جهت بهبود اوضاع نمیکردند، یا حتی به سمت جاسوسی برای کشورهای بیگانه میرفتند. در این شرایط، امیرکبیر تصمیم گرفت که بهجای فرستادن دانشآموزان و دانشجویان به خارج، خود معلمان خارجی را به ایران بیاورد و در اینجا بهطور مستقیم آموزش بدهند و بر آن نظارت کنند.
نکته اساسی اینجا بود که امیر میدانست که نظام آموزشی قدیم ایران دیگر قادر به پاسخگویی به نیازهای عصر جدید نیست و نمیتواند کشور را در عرصههای سیاسی و اقتصادی آن زمان پیش ببرد. او بهخوبی درک کرده بود که غرب به دستاوردهای بزرگی در زمینههای علمی و فنی دست یافته و ایران برای همپایی با این پیشرفتها باید آموزشهای نوین را در کشور خود پیاده کند. بنابراین، امیرکبیر اولین گروه از دانشآموزان را انتخاب کرد و آموزشهای لازم را در دارالفنون آغاز کرد و البته نه تنها سرمنشا استفاده بهینه شد بلکه رجال بزرگی داشتیم که از دارالفنون برخواستند و شخصیت های بزرگ از این مدرسه با علم روز دنیا تربیت شدند و افرادی بودند که استخوان خردکرده در سیاست ایران شدند؛ این مدرسه نه تنها نقطهعطفی در تاریخ آموزش ایران بود، بلکه بعدها بهعنوان سرمشق برای تأسیس دیگر مدارس در ایران استفاده شد.
فارغالتحصیلان دارالفنون در آینده از مهمترین سیاستمداران و رجال بزرگ ایران شدند. بسیاری از شخصیتهای برجسته مانند مرحوم شهریار، فروغی، پیرنیا و دیگران، همگی فارغالتحصیلان این مدرسه بودند. این افراد با علم روز جهان آشنا شده و در تحولات کشور نقش مهمی ایفا کردند. دستنوشتههای آنان هنوز در دسترس است و میتوان دریافت که چگونه این افراد با آموزشهای مدرن توانستند به عنوان متفکران و رهبران کشور شناخته شوند.
برای مثال، فروغی هم تحصیلات خود را در زمینه شعر و ادب فارسی در دارالفنون گذراند و هم در سیر حکمت در اروپا. پیرنیا نیز تاریخ ایران باستان را از دارالفنون آموخت. این شخصیتها با استفاده از دانش و آگاهیای که از دارالفنون کسب کرده بودند، در سیاست ایران تأثیرات عمیق و شگرفی داشتند.
امیرکبیر بهخوبی آینده را میدید و این احساس را پیدا کرده بود که نظام آموزشی ایران باید تغییر کند. او میدانست که باید نگاهها به آموزش و تربیت نسلهای آینده تغییر کند و باید افرادی تربیت شوند که بتوانند کشور را همپای جهان پیش ببرند. اقدامات امیر در این راستا بسیار مؤثر و موفقیتآمیز بود و بسیاری از نویسندگان و تاریخنگاران هم این نظر را تأیید کردهاند.

تأثیرات عمیق شهادت امیرکبیر بر مسیر تاریخی ایران و تأخیر در پیشرفتهای کشور
تسنیم: فکر میکنید با وجود این همه خدمات ارزنده چرا امیرکبیر خیلی زود توسط قاجار به شهادت رسید؟ و بفرمایید توصیف شما از شخصیت امیرکبیر بعنوان صدراعظم جاودان در تاریخ ایران چیست؟
احمدی هزاوه: امیرکبیر در نهایت بهدلیل مخالفتهای درباریان و فشارهای شاهزادگان قاجاریه، به شهادت رسید و حتی دارالفنون در دورهای افتتاح شد که او دیگر در قید حیات نبود، اما این اقدام او بهعنوان یکی از بزرگترین و موفقترین اصلاحات در تاریخ ایران بهجا ماند.
امیرکبیر در عین حال که دشمنانی زیادی در داخل دربار داشت، با جدیت به پیشبرد برنامههای اصلاحی خود ادامه میداد. در این مسیر، مخالفان داخلی و درباریانی که منافعشان در خطر میافتاد، و دسیسه برخی دولت های خارجی با او به مخالفت برخاستند. در نهایت، این مخالفتها به جایی رسید که ناصرالدین شاه، تحت تأثیر فشارها و دسیسه نزدیکان، درباریان و شاهزادگان، تصمیم به برکناری امیرکبیر از صدارت و درنهایت شهادت وی گرفت.
شهادت امیرکبیر در ۲۰ دیماه بهدست همان کسانی که از اصلاحات او متضرر شده بودند، نه تنها ضربهای شدید به پیشرفتهای اجتماعی و سیاسی کشور وارد کرد، بلکه موجب توقف بسیاری از برنامههای اصلاحی شد که میتوانست ایران را در مسیر پیشرفت و توسعه قرار دهد.
امیرکبیر در حقیقت نماد مبارزه با فساد و اصلاحگری بنیادی بود و شهادت او، نقطهعطفی در تاریخ ایران بهشمار میرود. او با اعمال اصلاحات بنیادی در جامعه ایران، نه تنها بر چهرهی نظام قاجار بلکه بر تاریخ سیاسی ایران تأثیرات عمیقی گذاشت. در واقع، فقدان امیرکبیر، موجب شد که اصلاح و بهبود در ایران به تأخیر بیفتد و تا دههها بعد، کشور با مشکلات و بحرانهای مختلفی روبهرو باشد.
۲۰ دیماه، سالگرد شهادت امیرکبیر است؛ این مرد بزرگ که بهواقع یکی از محبوبترین و مظلومترین سیاستمداران تاریخ ایران بود. با وجود آن که بسیاری از اصلاحات امیرکبیر بهدلیل فشارهای درباریان نتوانست در زمان خودش به نتیجه برسد، امروز همچنان از او بهعنوان یک الگوی پاکدست، وطندوست، شجاع و با تدبیر یاد میشود. بهراستی که امیرکبیر باید الگوی ما در تلاش برای پیشرفت و اصلاحات کشور باشد.
گفتوگو از: مبین جلیلی
انتهای پیام/۷۱۱/
منبع:تسنیم





