رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران به تشریح سازوکار فساد ناشی از دور زدن تحریم ها پرداخته و فساد فعلی در سامانه «امنا» را چنان گسترده توصیف می کند که موارد قبلی در مقایسه با آن کم رنگ می شود.
به گزارش اکو ایران به نقل از اختاز نیوز، در هزارتوهای پیچیده اقتصاد ایران سخنانی است که تن شفافیت را می لرزاند؛ کلماتی که رمز ورود به دنیای زیرزمینی مبادلات مالی در عصر تحریم هستند. یکی از این کلمات کلیدی «اعتماد» است. راهی که قرار بود راه را برای اقتصاد ایران باز کند و ابزاری برای دور زدن تحریم ها باشد اما به گفته بسیاری از کارشناسان اکنون به پاشنه آشیل اقتصاد ایران و مجرای فسادهای بزرگ تبدیل شده است.
عبدالناصر همتی قبل از اینکه دوباره ریاست بانک مرکزی را برعهده بگیرد، از نشت ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری در اقتصاد ایران و نقش «امانتدار» روایت کرد. غلامرضا تاجگردون، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اخیرا اعتراف کرده است که ۲۱ میلیارد دلار نفت فروخته ایم و تنها ۱۳ میلیارد دلار جمع آوری شده است.
وقتی بحث به میلیاردها می رسد و بعد در این شرایط متلاطم ارزی، درک اعداد برای بسیاری از ما سخت می شود، اما این میلیاردها دلار نشان دهنده وضعیت اقتصاد تحریم شده ایران است.
اختازنیوز برای بررسی پدیده تراست با آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران گفت و گو کرده است. نجفی در این گفتوگو، مکانیسم فساد ناشی از دور زدن تحریمها را توضیح میدهد و فساد کنونی در سامانه «امنا» را چنان گسترده توصیف میکند که موارد قبلی در مقایسه با آن کمرنگ است.
رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران نیز با انتقاد شدید از عملکرد نهادهای نظارتی معتقد است آنچه به عنوان نظارت اعمال می شود تنها ایجاد «گلوگاه» است.
****
* آقای نجفی! اخیرا بحث تراست ها دوباره داغ شده و اخبار حاکی از آن است که تمام ارز حاصل از فروش نفت به کشور باز نمی گردد. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟
باید از تجار تحریمی بپرسید چرا من نگویم؟ کسانی که تحریم می کنند، کسانی که نمی گذارند شرایط باثباتی در کشور فراهم شود باید پاسخ دهند.
چرا تحریم ها برای بعضی ها نعمت است؟
به هر حال، برخی افراد به این وضعیت علاقه مند هستند. زیرا متولیان به همین دلیل ذی نفع هستند و نمی گذارند شرایط مالی و پولی کشور به مرحله ای ثابت، بادوام و آرام برسد. آنها اصرار دارند که باید با این تنش ها زندگی کنیم تا با اعتمادها جلو برویم. وقتی با تراست ها جلو می رویم، کنترل درستی روی آنها وجود ندارد. در عین حال، کسانی که از داخل ایران تراستها را هدایت میکنند، خودشان هم بدشان نمیآید که از مزایای صندوقهایی که نزد تراستها است، به خوبی استفاده کنند. ما تعارف نداریم، پس نظارت نمی کنند.
متولی که پول را نگه می دارد در یک ماه، دو ماه یا سه ماه دو بار آن را می چرخاند و از آن درآمد دارد. نیازی به پرسیدن دلیل نیست؛ او از این سرمایه های عظیم در تجارت های بین المللی به هر بهانه ای برای به تاخیر انداختن پول استفاده می کند. پول بی بهره و بدون حساب در دستش خیلی خوب است و با آن معامله می کند. چرا باید به ایران برگردانده شود؟
وقتی دایره نظارتی ندارید، وقتی در کشور ما به بهانه تحریم اجازه هر جریانی داده می شود و دلیل جواب ندادن «ما تحریم هستیم» نتیجه همان می شود. آنهایی که می گویند تحریم برای ما کاری نمی کند، آنهایی که می گویند تحریم نعمت است، حالا بیایید جواب بدهید. بله، برکت همین امانت هاست که واقعاً برای بعضی ها نعمت است، قبول داریم; اما نعمتی برای ملت ایران و اقتصاد ایران نیست، چیزی جز ویرانی و ضرر نیست.
این متولیان چه کسانی هستند؟ آیا داخلی، خارجی یا ترکیبی از اینها هستند؟
متولیان شرکتهایی هستند که برای جمعآوری پول محصولات صادراتی از ایران ایجاد شدهاند، اما به دلیل نبود سیستم بانکی بینالمللی و تحریمها، نمیتوان پول را مستقیماً وصول کرد. این تراست ها عملا واسطه فرآیندهایی مانند فروش پتروشیمی و مواردی از این دست هستند. آنچه از ایران صادر میشود توسط این شرکتها جمعآوری میشود و سپس با عنوان خرید و فروش کالا، تهیه کالای مورد نیاز یا تحویل ارز به سایر واردکنندگانی که باید کالاهای خود را به روشهای مختلف وارد کشور کنند، پرداخت میشود.
مدل بابک زنجانی امانتی نبود چون…
آیا واقعا چیزی شبیه بابک زنجانی است یا با آن تفاوت دارد؟
اتفاقا بابک زنجانی مدل چندان قابل اعتمادی نبود…
* اینطور نبود؟
نه به شیوه ای که آنها عمل می کنند، نه. او با مدل دیگری کار می کرد، اما عموماً همه اینها با تحمیل هزینه به اقتصاد کشور انجام می شود زیرا نمی توانیم از طریق سازوکارهای بین المللی پول انتقال دهیم.
رویای شیرین پول نفت در حساب های امانی
* همانطور که از صحبت های شما متوجه شدم متولیان نفوذ می کنند تا بحث تحریم حل نشود و از این وضعیت سود می برند…
بله، نه فقط متولیان، بلکه بسیاری دیگر. بسیاری از کسانی که مدل کسب و کار معمولی که در همه کشورها وجود دارد را درک نمی کنند و اوضاع ایران را کاملاً ابری و گل آلود می کنند تا هیچ چیز مشخص نباشد. تحت عنوان دور زدن تحریم ها هزینه های زیادی را برای انتقال پول تحمیل می کنیم و عده ای سود می برند.
* مثلاً چند درصد از فروش نفت می گیرند؟
این بستگی دارد، من نمی توانم عدد دقیقی را ارائه دهم. این را باید از پتروشیمی ها، شرکت های نفتی مختلف و کسانی که ارز می دهند بپرسید. یکی از روش ها این است که کالا صادر می شود، پول در اختیار متولیان قرار می گیرد، سپس بانک مرکزی بر این امانت ها نظارت می کند و متولیان پول می پردازند. همین “پول خواب” در حساب های امانی خود سود است. حالا در این بین گاهی برخی از اعتمادها خوب کار می کنند، اما برخی اشتباه کار می کنند و پول بیشتری می خوابند. زمانی که پول خوابیده تر باشد و بازگشت به اقتصاد به تأخیر بیفتد، ضرر ایجاد می شود.
اخیراً شاهد صحبت های زیادی در مورد این بازگشت به موقع وجوه هستیم. بهانه می آورند که اگر پول را سریع به کشور برگردانیم یا همکاری کنیم لو می شویم و به این بهانه همکاری و کمک نمی کنند. نتیجه این است که ما ضرر می کنیم و آنها چیزهای زیادی به دست می آورند.
تلاش جاسوسان برای به حاشیه راندن فعالان واقعی اقتصادی
*دولت خودش توانایی دور زدن تحریم ها را ندارد؟ چون به نظر می رسد این واسطه ها هر روز قوی تر می شوند…
نه بیشتر؛ ما جاسوسان زیادی در کشور داریم که فعالان واقعی اقتصادی کشور را افشا می کنند که می خواهند با دولت همکاری کنند و در نتیجه تحریم می شوند. هر از چند گاهی باید افراد جدیدی را معرفی کنیم. همه این افراد جدید جیب خود را برای این کار پر می کنند.
* گفتید غیر از نفت در پتروشیمی هم هستند. سوال من این است که حضور آنها در فروش و صادرات چه پیامدهایی برای کشور دارد؟
فروش که کار خوبی است و عواقب بدی ندارد، مشکلی با آن ندارم. من در مورد تاخیر در بازگرداندن پول صحبت می کنم. من از هزینه هایی که برای این کار تعریف می کنند صحبت می کنم.
* آیا انباشت این پول برای آنها قدرت اقتصادی ایجاد می کند؟
قطعا این پول در امانت خواهد بود. این پول معامله می شود. معامله گران می توانند روزانه دو یا سه درصد درآمد داشته باشند. در نتیجه فرد ۴۵ روز، یک ماه، دو ماه، سه ماه و حتی حالا که شنیده می شود برخی از این امانت ها یک سال است پول را پس نداده اند، نگه می دارد. تجارت این صندوق ها معادل خود پول تولید می کند. این پول باید به ساختار اقتصادی کشور برگردد نه اینکه این همه تورم و مشکلات ایجاد شود.
* از صحبت های شما فهمیدم که با این قدرت اقتصادی در عرصه سیاسی و داخلی هم تاثیرگذار هستند؟
پول فراوان همیشه قدرت ایجاد می کند. قدرت در کنار پول همیشه فساد ایجاد می کند تا حفظ شود.
این حجم از فساد چه خطری برای اقتصاد می تواند داشته باشد؟
دیگه چی بگم؟ شما این وضعیت را رصد می کنید و می بینید که در کشور چه می گذرد و چه فسادهایی وجود دارد. برو ببین چه کالایی وارد میشه و چه کالایی صادر میشه؟ واردات و تامین کالاهای اساسی چگونه است؟ همه اینها فساد است. همه اینها به دلیل قدرتی است که از داشتن واحد پولی کشور ناشی می شود.
بانک مرکزی؛ تماشاگر یا خالق گلوگاه های بی ثمر؟
*شما در جایی از صحبت هایتان به نظارت بانک مرکزی اشاره کردید. نظارت بر تراست ها چقدر است و چه ابزارهایی برای کنترل و نظارت دارند؟
در مجموع وظیفه بانک مرکزی نظارت و تنظیم مقررات است، اما تنها کاری که انجام داده ایجاد «گلوگاه» است. او می نشیند و بدون هیچ نظارتی فقط گلو را کنترل می کند. اگر بانک مرکزی بازار را رصد می کرد، این روزها نباید خبری مبنی بر مفقودی وجوه یا ارقامی از اختلاس بشنویم. وظیفه بانک مرکزی جلوگیری از این اختلاس ها است. «چای دابش» نباید اتفاق می افتاد؛ تخصیص ارزی که برای واردات گندم و روغن و دانه های روغنی می دهند نباید اینقدر مخدوش شود. به همین دلیل است که تخصیص ارز اشتباه است، راه اشتباه است، روش اشتباه است. وزارت امنیت باید ساختار را اصلاح کند. بسیاری از صنایعی که نیاز به ارز دارند تعطیل شده اند. بسیاری از واحدهای صنعتی اکنون بر سر تعهدات خود مانده اند و در حال پرداخت خسارت هستند. کارخانه های آنها تعطیل و نیمه تعطیل است. اینها همه مشکلاتی است که نتیجه این روند است. آنها به درستی نظارت نمی کنند، به این فکر می کنند که می توانند گلوگاه را کنترل کنند، فقط یک گلوگاه ایجاد می کنند.
اگر می شد با گلوگاه سیستم ساختاری کشور را کنترل کرد باید تا الان به نتیجه می رسید. در حالی که از اول انقلاب تا کنون مدام گلوگاه ایجاد می کنیم و رمز و راز می سازیم. ما هیچ وقت نیامدیم بگوییم چه کنیم و چه روشی نظارت کنیم تا سلامت جاده شناسایی شود.
* چه راه حلی برای کنترل تراست ها مدنظر دارید؟
اولین راه حل، شفاف سازی است. دوم، ایجاد نظارت دقیق بر نحوه بازگشت ارز. من خودم تا همین چند ماه پیش فکر می کردم نظارت دقیقی وجود دارد. اما اخیرا با آمارهایی که می شنویم و بسیاری از این امانت ها پول را به کشور برنمی گردانند و امروز دچار این زیان شده ایم، متوجه می شویم که بانک مرکزی نقش شفاف سازی را به درستی ایفا نکرده است. واقعیت این است که شفافیت ایجاد نکرده است.





