راه حل جدید یا مشکل جدید در صنعت بیمه؟

راه حل جدید یا مشکل جدید در صنعت بیمه؟

وحید نوبهار، عضو رسمی انجمن بین المللی بیمه گران مهندسی


مفهومی که در اسناد سیاست ها و مطالعات نظارتی بازار جهانی بیمه برجسته شده است، آزادی نسبی در تعیین هزینه های فروش بیمه است. این مفهوم با چارچوب های سنتی توزیع بیمه متفاوت است، زیرا به جای اینکه سیستم پرداخت کارمزد فقط مشمول درصدی از حق بیمه پرداختی توسط شرکت بیمه باشد، بر امکان توافق رایگان بین واسطه (کارگزاری، نماینده یا مشاور بیمه) و بیمه شده برای دریافت حق بیمه مستقیماً از مشتری تاکید می کند. آزادی نسبی در این زمینه به معنای حذف بی قید و شرط مقررات نیست و ترکیبی از آزادی توافق تجاری و چارچوب های نظارتی است که تعادل بین رقابت بازار، شفافیت و مسئولیت حرفه ای را ارتقا می دهد. این مدل به عنوان نمونه ای از مقررات هوشمند در گزارش چارچوب نظارتی و نظارتی برای واسطه گری بیمه منتشر شده توسط سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) ارائه شده است. وی در این گزارش به نقش واسطه ها در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی اشاره کرده و می نویسد: در برخی از کشورها سیستم های پرداخت کارمزد به گونه ای طراحی شده است که واسطه می تواند هزینه خدمات خود را از بیمه شده دریافت کند و نه لزوماً از شرکت بیمه به عنوان درصدی از حق بیمه. بنابراین ساختار پرداخت کارمزد می تواند بر رفتار واسطه، شفافیت و منافع بیمه شده تأثیر بگذارد و مقررات هوشمند باید ضمن حمایت از مصرف کننده، رقابت سالم و نوآوری در خدمات را ترویج دهد. در گزارش OECD به صراحت توضیح داده شده است که صنعت بیمه متاثر از رابطه اصل و نماینده است، به این معنی که واسطه ها (نمایندگان یا کارگزاران) نقش تجزیه و تحلیل نیازهای بیمه گذاران را دارند، اما ممکن است گاهی اوقات منافع آنها با منافع بیمه گذار متفاوت باشد. بنابراین امکان توافق رایگان برای دریافت حق الزحمه از بیمه شده می تواند ابزاری برای کاهش تضاد منافع باشد به شرط رعایت شفافیت و اخلاق حرفه ای در ارائه خدمات. باید گفت که الگوی آزادی نسبی عوارض در تعدادی از کشورها رعایت می شود. تحلیل ها و بررسی ها نشان می دهد که در برخی از بازارهای توسعه یافته به جای تکیه بر ساختار درصدی سفت و سخت کارمزد پرداختی شرکت های بیمه، توافقی رایگان بین واسطه و بیمه شده برای تعیین کارمزد پذیرفته شده است. این رویکرد به ویژه در کشورهایی با صنعت بیمه بالغ و سیستم‌های نظارتی پیشرفته دیده می‌شود، جایی که چارچوب‌های نظارتی بر افشای کامل اطلاعات، رفتار حرفه‌ای و شفاف‌سازی منافع همه طرف‌های قرارداد تأکید دارند. دلیل اصلی اهمیت این مدل نظارتی افزایش شفافیت در هزینه های توزیع بیمه و تقویت مسئولیت حرفه ای واسطه هاست. زمانی که حق الزحمه به صورت توافقی و مستقیم بین واسطه و بیمه شده تعیین می شود، بیمه شده از همان ابتدا می تواند بداند که چه خدماتی و چقدر هزینه خواهد کرد و واسط باید ارزش افزوده خدمات خود را به وضوح ارائه کند تا برای مشتری توجیه اقتصادی داشته باشد. از منظر OECD، این موضوع به عنوان یکی از مکانیسم‌هایی تلقی می‌شود که می‌تواند رقابت سالم، نوآوری خدمات و بهبود تجربه مشتری را در بازار بیمه ترویج کند، در حالی که چارچوب‌های نظارتی مرتبط با حمایت از مصرف‌کننده و افشای اطلاعات هنوز وجود دارد. آزادی نسبی برای تعیین هزینه‌های فروش بیمه بخشی از فرآیند گسترده‌تر مقررات هوشمند در سیستم‌های مالی و بیمه است که سعی می‌کند تعادلی بین حمایت از بیمه‌گذاران، شفافیت بازار، رقابت و مسئولیت حرفه‌ای حفظ کند. این مدل برخلاف رویکردهای اجباری مطلق و درصدی، به واسطه‌ها اجازه می‌دهد تا مدل‌های پرداخت انعطاف‌پذیرتری را ارائه دهند، مشروط بر اینکه اطلاعات کامل در مورد نحوه دریافت پاداش، منابع آن و منافع احتمالی واسطه در اختیار بیمه‌گذار قرار گیرد تا بتوان تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر را اتخاذ کرد. بنابراین تعریف دقیق‌تر این مفهوم بر این اساس است که آزادی نسبی در تعیین حق‌الزحمه به معنای آزادی کامل در حذف نظارت یا چارچوب‌های قانونی نیست و به معنای ایجاد فضای توافق حرفه‌ای بین واسطه و مشتری در قالبی است که شفافیت و مسئولیت حرفه‌ای را تضمین کند که در ادبیات نظارتی بین‌المللی تحت عنوان مقررات هوشمند توضیح داده شده است.

نگاهی به تجربیات بین المللی

در گزارش OECD به طور خاص به پنج کشور دانمارک، فنلاند، نروژ، پرو و ​​اسلواکی اشاره شده است که مدل های پیشرفته تری را در این زمینه پیاده سازی کرده اند. چارچوب قانونی در این کشورها به گونه ای طراحی شده است که حق واسطه بیمه فقط توسط بیمه شده پرداخت می شود و دریافت هرگونه کارمزد از شرکت بیمه یا وابستگی مستقیم مالی به بیمه گذار یا به طور کامل حذف می شود یا به شدت محدود می شود. این مدل با هدف افزایش استقلال حرفه ای واسطه، شفاف سازی روابط مالی طرفین و کاهش تضاد منافع ساختاری در زنجیره توزیع بیمه، آگاهانه تدوین شده است. این وضعیت از دیدگاه اقتصاد بیمه ای تحت عنوان آزادی نسبی کمیسیون فروش بیمه طبقه بندی می شود. نسبی بودن این آزادی به این دلیل است که اگرچه واسطه ها بر اساس توافق مستقیم با مشتری، اختیار تعیین حق الزحمه خدمات مشاوره، تحلیل ریسک و توزیع بیمه را دارند، اما این اختیار در خلأ نظارتی اعمال نشده و همچنان در چارچوب قوانین رفتار، الزامات افشای اطلاعات و نظارت نهادهای نظارتی است. بنابراین دیگر واسطه تنها از محل فروش محصول و افزایش حجم حق بیمه سود نمی برد و ارزش اقتصادی خدمات تخصصی وی به طور مستقیم در تعامل با بیمه شده تعریف و قیمت گذاری می شود. گزارش OECD مستقیماً این پیشرفت را به مشکل عدم تقارن اطلاعات در صنعت بیمه مرتبط می‌کند، جایی که اغلب بیمه‌شده از دانش و قدرت تحلیل کمتری نسبت به شرکت بیمه و واسطه‌ها برخوردار است. هنگامی که درآمد واسطه صرفاً از کارمزد پرداخت شده توسط بیمه‌گر به دست می‌آید، این خطر وجود دارد که مشاوره حرفه‌ای به سمت محصولاتی هدایت شود که کارمزد بالاتری دارند، نه لزوماً آن‌هایی که به بهترین وجه با نیازهای بیمه‌گر مطابقت دارند. از سوی دیگر مدل پرداخت مستقیم یا توافق با مشتری می تواند انگیزه های اقتصادی واسطه را به منافع بیمه شده نزدیک کند و کیفیت مشاوره، رقابت در ارائه خدمات و اعتماد عمومی را به صنعت بیمه تقویت کند.

مدل کمیسیون آزادی نسبی فروش بیمه در دانمارک به صورت عملی و نهادینه شده پیاده سازی شده است و به واسطه ها امکان ارائه خدمات مشاوره، تحلیل نیاز و توزیع بیمه را در قالب رابطه مستقیم قراردادی با بیمه شده می دهد. بنابراین، واسطه هم به عنوان بازوی فروش شرکت بیمه و هم به عنوان یک ارائه دهنده خدمات حرفه ای مستقل تعریف می شود و حق الزحمه خود را مستقیماً از بیمه شده دریافت می کند. گزارش های OECD نشان می دهد که این سازوکار باعث افزایش سطح مسئولیت حرفه ای در بازار شده است زیرا واسطه در قبال مبلغی که از مشتری دریافت می کند بر حسب توافق مسئولیت دارد و کیفیت مشاوره، دقت در تحلیل ریسک و تناسب پوشش بیمه ای بر اعتبار و تداوم فعالیت وی تأثیر مستقیم دارد. بنابراین، همسویی منافع بین بیمه شده و واسطه تقویت می شود و وابستگی رفتاری واسطه به ساختارهای کارمزد شرکت بیمه کاهش می یابد که در ادبیات OECD به عنوان یکی از ابزارهای کاهش تضاد منافع در زنجیره توزیع بیمه تاکید شده است.

واسطه های بیمه در فنلاند نیز می توانند خدمات تخصصی خود را با قرارداد مستقیم با بیمه گذار ارائه دهند و ساختار پرداخت را به عنوان کارمزد جداگانه، ترکیبی از کارمزد و کارمزد یا سایر ترتیبات توافق شده تعیین کنند. OECD این انعطاف را عامل مهمی در ارتقای سطح مشاوره بیمه در بازار فنلاند می داند، زیرا واسطه باید ارزش افزوده خدمات خود را برای مشتری توضیح دهد و تنها به فروش محصول متکی نباشد. این مدل وابستگی کامل واسطه به شرکت بیمه را تضعیف می کند و فضای رقابتی سالم تری را در بین ارائه دهندگان خدمات مشاوره و توزیع بیمه ایجاد می کند، در حالی که الزامات افشای اطلاعات و رفتار حرفه ای همچنان پابرجاست.

در نروژ، این رویکرد با صراحت بیشتری در چارچوب نظارتی دنبال می شود. مرجع نظارت مالی نروژ (Finanstilsynet) به عنوان تنظیم کننده فعال صنعت بیمه، مجموعه قوانینی را اجرا می کند که تمرکز اصلی آن استقلال حرفه ای واسطه های بیمه و حفظ منافع بیمه شده است. بنابراین دریافت کارمزد مستقیم از بیمه شده مجاز بوده و حتی در برخی مناطق دریافت هزینه از شرکت های بیمه برای واسطه ها ممنوع و یا به شدت محدود شده است. هدف از این محدودیت ها کاهش انگیزه های فروش مبتنی بر کمیسیون و جلوگیری از شکل گیری تضاد منافع ساختاری است. از دیدگاه نهادهای بین المللی، تجربه نروژ نمونه بارز مقررات هوشمند است که به جای تعیین سقف های اجباری و درصدهای ثابت، بر شفافیت، پاسخگویی و استانداردهای رفتاری واسطه ها تمرکز دارد.

بیمه گران و واسطه ها

مدل مذکور شفافیت رابطه بین بیمه شده و واسطه را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد. زمانی که کارمزد به صورت توافقی و به طور واضح تعیین می شود، بیمه شده از همان ابتدای تعامل می داند که چه نوع خدماتی، با چه سطح کارشناسی و از چه منبعی پرداخت می کند. این شفافیت که در اسناد سیاست OECD به عنوان یکی از پیش نیازهای اعتماد به صنعت بیمه معرفی شده است، به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و محدود کردن تضاد منافع کمک می کند، زیرا واسطه باید منطق اقتصادی دریافت حق الزحمه خود را برای مشتری توضیح دهد و مسئولیت حرفه ای او را بپذیرد.

از سوی دیگر، آزادی نسبی در تعیین کارمزد فروش به واسطه ها این امکان را می دهد که مدل های تجاری متنوعی را با توجه به ماهیت خدمات خود طراحی و پیاده سازی کنند. بنابراین، واسطه بیمه به یک مدل پرداخت وابسته نیست و بسته به نوع مشتری، پیچیدگی ریسک و گستره خدمات ارائه شده، می تواند از ترکیبی از کارمزد توافق شده با بیمه گذار و درصدی از فروش بیمه نامه استفاده کند و یا حتی هزینه مشاوره مستقل و جداگانه را به عنوان منبع اصلی درآمد خود تعریف کند. گزارش های تحلیلی OECD نشان می دهد که این انعطاف پذیری، به ویژه در بازارهایی با سطح بلوغ بیمه بالاتر، به واسطه ها اجازه می دهد نقش خود را از فروشنده محصول به ارائه دهنده خدمات تخصصی مدیریت ریسک ارتقا دهند و ارزش حرفه ای فعالیت خود را به طور شفاف به مشتری منتقل کنند. همچنین لازم به ذکر است که تنوع در ساختار پرداخت، هم رقابت بین واسطه ها را تشدید می کند و هم رقابت را از سطح قیمت صرف به سطح کیفیت مشاوره، عمق تحلیل ریسک و میزان ارزش افزوده خدمات سوق می دهد. در این مدل، واسطه‌ای که تنها متکی به فروش با حجم بالاتر باشد، مزیت پایداری نخواهد داشت و از سوی دیگر، واسطه‌ای که بتواند خدمات تحلیلی دقیق‌تری و راه‌حل‌های مناسب‌تری ارائه دهد، می‌تواند کارمزد بالاتری دریافت کند و جایگاه حرفه‌ای خود را تثبیت کند. OECD این تحول را به عنوان یکی از پیامدهای کلیدی آزادی نسبی کارمزدها در نظر می گیرد زیرا باعث می شود مکانیسم درآمدی واسطه ها به طور طبیعی با کیفیت خدمات آنها هماهنگ باشد.

در پایان لازم به ذکر است که منظور از مقاله حاضر دیدگاه شخصی نویسنده نیست و در قسمت های آتی سایر مدل های پرداخت کارمزد در صنعت بیمه جهان نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *