سریال Spider-Noir با وجود استقبال گسترده و نقدهای مثبت، برای فصل دوم تمدید نشد.
این مجموعه با الهام از محبوبیت صدای کیج در نقش نسخهای از شخصیت Spider-Noir در فیلمهای انیمیشنی Spider-Verse ساخته شد و با تغییراتی، شخصیتی نزدیک به همان نسخه را در قالب بن ریلی، کارآگاه خصوصی و ابرقهرمان عنکبوتی بازنشسته موقت، به تصویر کشید.
داستان در جهانی با حالوهوای فیلمهای نوآر و تصاویر سیاهوسفید جریان داشت و بن ریلی نیز مانند شخصیتهای فیلمهای دهه ۱۹۳۰ صحبت میکرد. در ادامه مشخص شد دلیل این رفتار، گزش عنکبوت جهشیافته بوده که برای مدتی توانایی او در درک معنای انسان بودن را مختل کرده است. بن ریلی برای یادگیری دوباره رفتارهای انسانی، از فیلمهایی که تماشا میکرد الگوبرداری میکرد.
قسمتهای Spider-Noir علاوه بر نسخه سیاهوسفید، بهصورت رنگی هم در دسترس بودند؛ البته رنگبندی نسخه دوم بسیار اشباعشده و شبیه تصاویر کمیکبوکی طراحی شده بود و حالوهوای فیلم Dick Tracy به کارگردانی وارن بیتی را تداعی میکرد. در هر دو حالت، مخاطب بهوضوح وارد جهانی متفاوت میشد؛ جهانی که قهرمانان و شرورها در آن با جلوهای اغراقشده و بزرگتر از زندگی به نمایش درمیآمدند.
شاید تصور شود پس از موفقیت دو فیلم Sin City، استودیوها دیگر نگران این موضوع نباشند که طرفداران کمیک با اثری کاملاً سیاهوسفید ارتباط برقرار نمیکنند. با این حال، نیکلاس کیج در رویداد Dallas Fan Expo فاش کرد که استفاده از تصاویر تکرنگ تقریباً به مانعی جدی برای ساخت Spider-Noir تبدیل شده بود.
نیکلاس کیج در توضیح این ماجرا گفت:
آنها قصد نداشتند سریال را بسازند. از سیاهوسفید بودن آن وحشت داشتند و واقعاً درباره این موضوع بسیار نگران بودند. یادم میآید با جن سالک، تهیهکننده، تلفنی صحبت کردم و به خودم گفتم باید راهی پیدا کنم تا این پروژه ادامه پیدا کند. باید راهی پیدا میکردم که این اثر ساخته شود.
به گفته کیج، اکران بهموقع یک فیلم در سینما ایدهای به او داد. او Godzilla Minus One را دید؛ فیلمی که هم در نسخه رنگی و هم در نسخه سیاهوسفید Godzilla Minus Color اکران شده بود. نسخه سیاهوسفید ادای احترامی به فیلم اصلی Gojira محسوب میشد.
کیج پیشنهاد داد Spider-Noir نیز از همین الگو استفاده کند؛ نسخه رنگی برای کودکان و مخاطبان جوانتری که تصاویر کاملاً سیاهوسفید را قدیمی میدانند و نسخه سیاهوسفید برای طرفدارانی که با ارجاعات و فضای نوآر ارتباط بیشتری برقرار میکنند. به گفته این بازیگر، همین تصمیم باعث شد پروژه نجات پیدا کند؛ دستکم برای یک فصل.
شاید پس از اکران سومین فیلم Spider-Verse، مخاطبان جوانتر بهتر متوجه شوند که این شخصیت قرار نیست در جهانی کاملاً رنگی زندگی کند و در نتیجه، نسخه سیاهوسفید Spider-Noir را همانطور که سازندگان در نظر گرفتهاند، دوباره تماشا کنند.
اگر تهیهکنندگان Spider-Noir نمونههای مشابه را با دقت بیشتری بررسی میکردند، میتوانستند ببینند استفاده از نسخههای متفاوت رنگی پیش از این نیز در آثار ابرقهرمانی و اکشن نتیجه خوبی داشته است. جورج میلر فیلم Mad Max: Fury Road را با نسخهای تحت عنوان Blood and Chrome عرضه کرد که به برداشت ایدهآل او از فیلم نزدیکتر بود.
زک اسنایدر نیز نسخه کارگردان خود از Justice League را با نام Justice is Gray در قالبی سیاهوسفید ارائه کرد. در نسخههای بلوری و دیجیتال فیلم Logan ساخته جیمز منگولد هم نسخه بدون رنگی با عنوان Logan Noir قرار گرفت؛ اثری که در ابتدا قرار بود آخرین فیلم هیو جکمن در نقش ولورین باشد.
Godzilla Minus One نخستین فیلمی نبود که نسخه سیاهوسفید ارائه میداد، اما احتمالاً یکی از نخستین آثار بزرگ و متکی بر جلوههای ویژه بود که نسخه تکرنگ خود را همزمان با اکران اولیه سینمایی عرضه کرد. شاید نیکلاس کیج از تمام نمونههای قبلی خبر نداشته باشد، اما طرفداران Spider-Noir خوششانس هستند که او علاقه زیادی به فیلمهای Godzilla دارد.





