محمد حسین محترم در یادداشتی نوشت: ۱- دو ماه گذشته رهبر عالی انقلاب در مورد مذاکره بی سابقه با ایالات متحده و سپس مذاکره غیرمستقیم دو طرف یک میدان نبرد و بخشی از تکنیک های مذاکره واقعی بود! در چنین شرایطی ، پیامبر مذاکره را افتخارآمیز و باهوش نمی دانست ، اما با مقاومت علیوار ، شرایط جدید مذاکره که به دشمن تحمیل شده است. پس از تهدیدها و فریب ترامپ ، رهبر عالی انقلاب اول با از بین بردن شخصیت رئیس جمهور ایالات متحده در ذهن بین المللی از طریق پاسخ شجاعانه و معتبر به تهدیدات وی و افشای آن تهدیدات برای ناآگاهانه ، سپس رد هرگونه مذاکره با رئیس جمهور ایالات متحده و سپس تحقیر هرگونه مذاکره. هسته ای ایران خلع سلاح شد. این بدان معنی است که رهبری مذاکره در زمینه طراحی شده به نام ترامپ بدشانس و غیره ، و سپس این زمینه را بر اساس منافع ملت ایران طراحی کرده است ، مذاکره هوشمندانه و افتخارآمیز را فراهم می کند ، اما اگر تیم مذاکره براساس سیاست های رهبری و در زمینه طراحی شده توسط تیم باشد.
۲- رهبری با طراحی زمین بازی و با مواضع تعیین کننده انقلابی همراه با دیپلماتیک ، مدیریت تصویب ترامپ ، و سپس با تعیین سیاست های اصولی ، از جمله تأکید بر مذاکره غیرمستقیم و مسئله گفتگو توسط ایران ، باعث شد فضای سیاسی بین ایران و ایالات متحده به نفع جمهوری اسلامی باشد. با چنین موضع عاقلانه ، ترامپ اکنون مجبور شده است که در مورد موقعیت تهدیدآمیز و اغراق خود سکوت کند! بنابراین اگر خبر مذاکرات سازنده درست است ، و آقای اراکچی ، پس از مذاکرات روم ، این است که “آمریکایی ها هنوز هیچ بحثی نامربوط در مورد مسئله هسته ای مطرح نکرده اند” ، این یک پیروزی برای ایران و به دلیل سیاست رهبری خردمندانه است. همانطور که در حال حاضر خود رسانه های غربی ، حتی عبری ، اذعان کرده است که “با پایان دور دوم مذاکرات ، تخمین زده می شود که کاخ سفید موافقت کرده است که برنامه هسته ای مسالمت آمیز ایران را ادامه دهد و دیگر نمی خواهد برنامه هسته ای ایران را لغو کند و زیاده روی در مورد از دست دادن برنامه هسته ای ایران را رها کرده است”! بنابراین ، اگر برنامه هسته ای ایالات متحده در پایان مذاکرات تشخیص دهد ، این یک پیروزی دیگر برای ایران خواهد بود.
نکته بعدی این است که در شرایط فعلی ، ادامه رویارویی با ایران به نفع ایالات متحده نیست ، مانند زمانی که آنها به ایران در افغانستان یا عراق احتیاج داشتند ، این بار در ابعاد گسترده تری. ترامپ ، که ادعا می کند همه در حال مذاکره با او هستند! بوسه زدن ، اما او نامه ای را برای مذاکره با ایران می نویسد ، و گرچه رهبر عالی انقلاب به نامه اول ترامپ پاسخ نداد ، اما اصرار داشت “من لیاقت ترامپ را ندارم” و فضا را مدیریت کردم تا نامه ترامپ در زیر نخست وزیر ژاپن باقی بماند! باز هم ، ترامپ می نویسد و التماس می کند که مذاکره کند. این نشانه ای از اقتدار جمهوری اسلامی و نشانه ای از ضعف ایالات متحده و نیاز ترامپ به مذاکره با ایران است. به طوری که آنها مجبور به مذاکره با ایران شده اند ، این نشان می دهد که تهدیدها ، فشار و تحریم های آنها بر ایران تأثیر نگذاشته است و ایران ضعیف و ضعیف نیست ، زیرا یک کشور متعلق به کشور هرگز با یک کشور ضعیف مذاکره نمی کند بلکه به آن حمله نمی کند! مانند عراق ، افغانستان ، لیبی و غیره ، و این نشان می دهد که سیاست آنها در مورد ایران شکست خورده است. اینجاست که سخنرانی رهبری معنای خود را نشان می دهد که حدود یک ماه پیش ، در پاسخ به تمسخر غربی و اسرائیلی ، گفت: “آینده تعیین می کند که چه طرف ضعیف است!” این برای آمریکایی ترامپ نیست ، اما روسای جمهور سابق ایالات متحده نیز درخواست مذاکره کردند یا نامه ای نوشتند ، حتی چند نامه! کشوری که به مدت ۴۵ سال ضعیف است ، درخواست مذاکره نکرده است! این یکی دیگر از جنبه های مدیریت عاقلانه صحنه توسط رهبری است.
۴- رهبر عالی انقلاب ، ضمن مذاکره با فرماندهان نیروهای مسلح ، بر “حداکثر آمادگی” تأکید کرد ، برای رهبران کشورهای دوستانه نوشت و برخی از مقامات عرب و مهمتر از همه را برای مقامات اجرایی کشور پذیرفت. و ثانیا ، دوستان روزهای سخت فراموش نخواهند شد و روابط و روابط ایران با همه کشورها متعادل است و نه سیاست شرقی و غربی به معنای عمومی و خاص خود باقی نمی ماند و سوم مذاکرات در حمایت از قدرت و اقتدار نیروهای مسلح برگزار می شود.
۵. رهبری یک مذاکره چند وجهی ، فراملی و فراملی است. اول از همه ، آنها در تلاشند تا در مورد مذاکره با ایالات متحده و مقامات به یک اجماع متحد برسند که مذاکره بخشی از وظایف وزارت امور خارجه است و برای جلوگیری از تحقق بازار و اقتصاد جامعه طبیعی و طبیعی است. دوم اینکه آمریکا افتخار و قابل اعتماد است
هیچ وحدت بینش و آگاهی وجود ندارد و برخی را ترغیب می کند که مذاکره با ایالات متحده مشکلات کشور را حل نمی کند بلکه بدتر! ثالثاً ، مفهوم عمومی این است که اگر تهدید به کشور تهدید شود ، همه آنها برای دفاع از کشور برای جلوگیری از تشدید فضای سیاسی -media اجماع خواهند کرد. چهارم ، طرف مقابل و دشمن نتیجه می گیرند که بدون تحریم ها ، تهدیدات و فشار بدون ارائه امتیازات اساسی نمی تواند با ایران مقابله کند.
۶. شرط اول در پاسخ ایران به “مذاکره بدون فشار و تهدید”! و شرط دوم اجرای “تعهدات” ایالات متحده است. در نتیجه ، با توجه به تهدیدهای گذشته و تحریم تحریم های جدید ترامپ ، به نظر می رسد مذاکرات فعلی پیچیده است ، مگر اینکه تغییر ۱۸۰ موردی به سلف خود یا چیزی غیر منتظره داشته باشد! نکته مهم این است که ترامپ اساساً با هدف فشار آوردن به ایران برای مذاکره با قدرت موشکی کشور و حضور مقاومت در منطقه بود ، اما با توجه به اینکه قدرت موشکی و سلاح مقاومت نمی تواند مورد مذاکره قرار گیرد و ایران توافق فراتر از برانج را قبول نمی کند ، هرگونه توافق ممکن برای ایالات متحده می تواند یک فضای مهم سیاسی برای ایالات متحده باشد. تحریم ها نیست ، بلکه اهداف دیگر ، از جمله: یک مدیریت و کاهش احساسات اقتصادی و جلوگیری از التهاب بازار ملی ارز در سطح ملی و فراهم کردن فضای داخلی و شرایط برای سرمایه گذاری داخلی برای تولید و تکیه بر منابع داخلی و توانایی ها برای حل مشکلات افراد و جلوگیری از دو قطبی کاذب و فتنه احتمالی است. ۲- مدیریت و کاهش تنش ها در منطقه و اینکه پس از مذاکرات توهمات در مورد تأثیر تهدیدات ترامپ بر قدرت مقاومت در منطقه از بین می رود و مقاومت در برابر حمایت از ایران امیدوارتر از گذشته خواهد بود. سه- خنثی کردن عملیات فریب ایالات متحده در مورد سلاح های هسته ای و مدیریت فضای رسانه های سیاسی ترامپ. و چهار مذاکره با هر دولتی در ایالات متحده که ادعا می کند با ایران مذاکره می کند یک چیز مثبت دارد و آنها آینده را نمی گویند ، و اکنون برخی از آنها فضا را نمی دهند که اگر با دولت ایالات متحده مذاکره شود ، مشکلات کشور برطرف می شود و مردم و مقامات راه حل مذاکرات ایالات متحده را پیدا نمی کنند. و در نهایت ، بیان واضح فعالیت های مسالمت آمیز هسته ای ایران و منعکس کننده اراده قاطع ایران در برابر هرگونه تهدید است.
۷. اکنون به خوبی شناخته شده است که مسئله آشفتگی در تیم ترامپ ممکن است از واقعیت دور باشد و نقش افسر پلیس بد توسط دو تیم در کاخ سفید به واقعیت نزدیکتر است ، به طوری که واشنگتن پست به طور ضمنی آن را تصدیق کرد. اما نکته مهم دیگر اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا مبنی بر عدم حضور اروپایی ها در مذاکرات ممکن است نوعی هماهنگی بین ایالات متحده و اروپا باشد. رابیو ادعا کرده است که “فرانسه ، آلمان و انگلیس به زودی باید تصمیم مهمی در مورد بازگرداندن تحریم ها بگیرند (Snapback) ؛ زیرا ایران به وضوح مفاد توافق نامه فعلی را نقض کرده است.” این نشان می دهد که آمریکایی ها اروپایی ها را از مذاکرات دور نگه داشته اند تا بتوانند با هرگونه توافق احتمالی همزمان شوند. آنها احتمالاً تحریم ها را حفظ می کنند! اگر اروپایی ها این کار را انجام دهند ، خود و ایران را تقسیم می کنند و از ایالات متحده بهره مند می شوند. و اگر آنها ایالات متحده را تحت فشار قرار ندهند ، به ویژه با جنگ تعرفه ، با ایالات متحده به چالش کشیده می شوند! در نتیجه ، یکی از ضمانت ها باید به ایالات متحده و لغو مکانیسم اروپا یا عزیمت از ایران بازگردانده شود. بنابراین ، موضع قاطع و غیر طبیعی در مذاکرات می تواند یک دستاورد مهم برای ملت ایران باشد.
منبع: کیهان
پایان پیام/
منبع:تسنیم
