تصور کنید در جاده ای مه آلود رانندگی می کنید. هیچ کیلومتر شماری کار نمی کند، هیچ سنج سوخت و هیچ نقشه ای وجود ندارد. هر تصمیمی که می گیرید بر اساس حدس و گمان است تا دانش. اقتصاد ایران این روزها بسیار شبیه به چنین مسیری شده است.
دولت، بنگاه های اقتصادی، سرمایه گذاران و حتی خانوارها برای تصمیم گیری به داده های دقیق و به روز نیاز دارند. اما در سال های اخیر انتشار بسیاری از آمارهای کلیدی یا متوقف شده و یا به تعویق افتاده که ارزش خود را برای تصمیم گیری از دست داده است.
از متغیرهای پولی مانند نقدینگی و پایه پولی گرفته تا آمار سرمایه گذاری خارجی، نرخ فقر، تولید ناخالص داخلی استان ها، قیمت مسکن و اجاره بها و حتی میزان تولید و صادرات نفت؛ شاخص هایی که هر کدام بخشی از تصویر اقتصاد ایران را روشن می کند اما امروز یا در دسترس نیست یا با فاصله زمانی طولانی منتشر می شود.
فقدان این اطلاعات نه تنها کار محققان را دشوار می کند. بلکه کیفیت سیاست گذاری را کاهش می دهد، پیش بینی پذیری اقتصاد را از بین می برد، امکان ارزیابی عملکرد دولت ها را محدود می کند و فضای تصمیم گیری را برای فعالان اقتصادی مبهم می کند. در چنین شرایطی شایعه و گمانه زنی جای آمارهای رسمی را می گیرد و هزینه تصمیمات اشتباه برای کل اقتصاد افزایش می یابد.
از سوی دیگر، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بخش خصوصی در برخی حوزهها مانند بازار مسکن با تکیه بر دادههای خود توانسته تصویری بهروزتر از بازار ارائه دهد. این یک سوال جدی ایجاد می کند؛ اگر نهادهای رسمی نمی توانند رسالت اصلی خود یعنی تولید و انتشار آمار را به موقع انجام دهند، آیا زمان آن نرسیده است که نقش بخش خصوصی، دانشگاه ها و نهادهای مستقل در تولید داده های اقتصادی پررنگ تر شود؟
اقتصاد بدون آمار روشن، اقتصادی است که در مه حرکت می کند. و در جاده ای بدون دید، رسیدن به مقصد بیشتر به شانس بستگی دارد تا برنامه ریزی.



