سه دلیل که Tokyo Ghoul شایسته یک بازسازی انیمه‌ای است

سه دلیل که Tokyo Ghoul شایسته یک بازسازی انیمه‌ای است

Tokyo Ghoul یکی از بحث‌برانگیزترین مجموعه‌های انیمه‌ای دهه گذشته محسوب می‌شود و این موضوع دلایل متعددی دارد.

این مجموعه نخستین بار در سال ۲۰۱۴ پخش شد و فصل دوم آن در سال بعد، یعنی ۲۰۱۵، با عنوان Tokyo Ghoul √A روی آنتن رفت. این فرنچایز در نهایت سال‌ها بعد و در ۲۰۱۸ با Tokyo Ghoul:re به پایان رسید که در دو بخش منتشر شد و عملا نقش فصل سوم و چهارم سریال را ایفا کرد. بخشی از جذابیت Tokyo Ghoul به فضای خشن، تیره و واقع‌گرایانه آن بازمی‌گشت؛ فضایی که گرایش آشکاری به نمایش خشونت داشت و این خشونت در تار و پود روایت نفوذ کرده بود. از این نظر، این مجموعه را می‌توان پیش‌درآمدی برای بسیاری از انیمه‌های تاریک‌تر سال‌های اخیر دانست که به دلیل فاصله گرفتن از کلیشه‌های سنتی شونن، محبوبیت بالایی پیدا کرده‌اند.

در حالی که فصل اول Tokyo Ghoul عموما با واکنش‌های مثبت مخاطبان و طرفداران قدیمی مانگا روبه‌رو شد، فصل‌های بعدی به‌سرعت به‌عنوان نمونه‌هایی ضعیف از اقتباس منبع اصلی شناخته شدند. اثری که زمانی بسیاری آن را انیمه بزرگ بعدی می‌دانستند، خیلی زود به مجموعه‌ای فراموش‌شده از میانه دهه ۲۰۱۰ تبدیل شد که تنها هنگام بررسی اشتباهات اقتباسی از آن یاد می‌شود. ناامیدی گسترده پیرامون نسخه اصلی باعث شد طرفداران به‌طور جدی خواستار یک بازسازی اساسی شوند تا Tokyo Ghoul بتواند بالاخره به جایگاهی که شایسته آن است دست یابد. با توجه به موفقیت بازسازی‌های محبوبی مانند Hunter x Hunter و Fullmetal Alchemist: Brotherhood، منطقی به نظر می‌رسد که یک ریمیک بتواند کل این فرنچایز را از نو احیا کند.

۳. انیمیشن مدرن

بدون تردید، سال ۲۰۱۴ آن‌قدرها هم دور نیست که بتوان ادعا کرد انیمیشن‌های آن دوره استاندارد لازم را نداشته‌اند، به‌خصوص وقتی آثاری مانند Akame ga Kill یا Parasyte: The Maxim نیز در همان سال عرضه شدند. با این حال، نمی‌توان انکار کرد که در سال‌های اخیر کیفیت انیمیشن با جهش‌های چشمگیری بهبود یافته است. آثاری مانند Demon Slayer تقریبا به‌طور انحصاری به خاطر انیمیشن روان، شفاف و پرجزئیات خود شناخته می‌شوند و استودیوهایی نظیر Mappa و Studio Bones نیز به دلیل طراحی درخشان سکانس‌های مبارزه شهرت پیدا کرده‌اند. در چنین شرایطی، مجموعه‌ای مانند Tokyo Ghoul می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی از تکنیک‌های جدید انیمیشن بهره‌مند شود تا نبردهای پرریسک و حساس آن، همراه با حرکات سیال کاگونه‌های مختلف غول‌ها، جان تازه‌ای بگیرند. دیدن دوباره نبرد کانکی در برابر جیسن با انیمیشن به‌روز و همچنین صحنه‌های مبارزه‌ای که وفاداری بیشتری به مانگا دارند، بدون تردید یک دستاورد بزرگ برای جامعه هواداران خواهد بود.

۲. ناتوانی در بازنمایی درست مضامین

یکی از اصلی‌ترین انتقادهایی که به Tokyo Ghoul وارد می‌شود، ضعف نسخه انیمه‌ای در انتقال لحن کلی و مضامین عمیق مانگا است. خط داستانی مانگا به استفاده سنگین از عناصر ژانر وحشت شهرت دارد؛ عناصری که برای طرح پرسش‌های فلسفی درباره ماهیت انسان و سنجش مرزهای اخلاقی به کار گرفته می‌شوند. کن کانکی شخصیتی است که دوگانگی خیر و شر را به‌طور هم‌زمان در خود جای داده و در حالی که توان وارد کردن آسیب‌های عظیم را دارد، همواره در تلاش است برای کسانی که بیش از همه برایش اهمیت دارند، کار درست را انجام دهد. اگرچه Tokyo Ghoul مملو از خشونت و صحنه‌های خون‌بار است، اما این عناصر در مانگا صرفا ابزارهایی برای پیشبرد مضمون اصلی رستگاری و التیام در برابر بی‌رحمی جهان به شمار می‌روند. متاسفانه بسیاری از این مفاهیم در اقتباس انیمه‌ای به‌درستی پرداخته نشدند و برخی از تاثیرگذارترین صحنه‌ها و آرک‌های داستانی به‌طور کامل حذف شدند. نتیجه این تصمیم‌ها، پیامی گسسته بود که هرگز نتوانست ارتباط عمیق و ماندگاری با مخاطبان برقرار کند.

۱. فاصله گرفتن از مانگا

مانند بسیاری از انیمه‌هایی که شایستگی بازسازی دارند، بزرگ‌ترین مشکل Tokyo Ghoul به بی‌توجهی آشکار آن نسبت به خط داستانی مانگا بازمی‌گردد. فصل اول اگرچه تغییراتی جزئی داشت، اما این تغییرات آن‌قدر محدود بودند که می‌شد از آن‌ها چشم‌پوشی کرد. پس از آن، انیمه به‌طور کامل از منبع اصلی فاصله گرفت. Tokyo Ghoul √A با ارائه روایتی جایگزین، عملا ارتباط خود را با روند رشد شخصیت‌ها و جهان‌سازی ضروری مانگا قطع کرد. هرچند Tokyo Ghoul:re تلاش کرد دوباره به مسیر داستانی مانگا بازگردد، اما آسیب پیش‌تر وارد شده بود و یک خط داستانی اورجینال در مرکز مجموعه باقی مانده بود. فصل‌های سوم و چهارم نیز با حذف بخش بزرگی از صحنه‌های مهم مانگا و فشرده‌سازی بیش از حد روایت در تعداد کمی قسمت، دچار مشکلات جدی در ریتم داستان شدند. یک بازسازی اصولی از Tokyo Ghoul می‌تواند با ریتم مناسب، آرک‌های دقیق و پرداخت کامل شخصیت‌ها، مانگا را آن‌گونه که شایسته است به تصویر بکشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *