رویکرد رابین هود دولت ها به مالیات

shutterstock_621523082-scaled-e1

مالیات های گسترده نه تنها پول بسیار بیشتری را جمع آوری می کنند، بلکه از نظر سیاسی نیز سالم تر هستند. جامعه‌ای که در آن اکثریت مالیات می‌پردازند و از هزینه‌ها سود می‌برند، قوی‌تر از جامعه‌ای است که در آن عده کمی باید برای اکثریت بپردازند.

بر اساس گزارش اکوایران، یک درصد از ثروتمندان آمریکا صاحب یک پنجم درآمد اقتصاد این کشور هستند و نزدیک به یک سوم مالیات فدرال آمریکا را می پردازند. بسیاری از سیاستمداران آمریکایی معتقدند که این گروه باید مالیات بسیار بالاتری بپردازد. زهران ممدانی، شهردار نیویورک، خواستار مالیات ۲ درصدی جدید برای افرادی است که بیش از یک میلیون دلار درآمد دارند. ویرجینیا، رود آیلند و ایالت واشنگتن در حال بررسی اقدامات مشابه هستند. اهالی کالیفرنیا احتمالا امسال به یکبار مالیات ۵ درصدی بر ثروت میلیاردرها رأی خواهند داد. فرانسه همچنین شاهد یک کمپین مردمی برای مالیات بر ثروت بوده است و با تضعیف موقعیت نخست وزیر بریتانیا، کیر استارمر، جناح چپ حزب کارگر این کشور ممکن است مالیات بر ثروت خود را اعمال کند.

گرایش به رویکرد رابین هود در دولت ها

به نوشته اقتصاددانوضعیت «رابین هود» که در آن از پول ثروتمندان به نفع فقرا استفاده می شود، جذابیت آشکاری دارد. دولت‌ها در سراسر جهان توسعه‌یافته با محدودیت‌های شدید بودجه مواجه هستند. بودجه ها به دلیل میراث بدهی های دولت های قبلی، پیری جمعیت و نیاز به هزینه بیشتر برای دفاع تحت فشار هستند. اما تعداد بسیار کمی از سیاستمداران در زمانی که رأی دهندگان تحت تأثیر تورم بالای اوایل دهه ۲۰۲۰ قرار گرفته اند و نگران استطاعت مالی هستند، با افزایش مالیات های گسترده موافقت خواهند کرد.

در همین حال، رونق بازارهای سهام این ایده را تقویت کرده است که نابرابری آنقدر زیاد است که همیشه یک ایده سیاسی رایج است که بگوییم شخص دیگری مسئول پرداخت بار مالی است. با این حال، برنامه ریزی برای پر کردن خلاءهای بودجه از طریق افزایش مالیات بر ثروتمندان صحیح نیست. مالیات تنها یکی از راه هایی است که دولت ها می توانند درآمد را از ثروتمندان به فقرا توزیع کنند.

اما این تنها توانایی آنها نیست. دولت‌ها نیز باید بدون تأثیر منفی بر اقتصاد، درآمد خود را افزایش دهند. سیستم فعلی در همه ابعاد شکست خورده است. استدلال هایی مبنی بر اینکه افراد پردرآمد سهم منصفانه خود را نمی پردازند تا حد زیادی بی اساس است. همچنین اعمال فشار بیشتر بر ثروتمندان باعث انباشت پول کمی و در عین حال مشکلات اقتصادی جدی می شود.

اغراق در زمینه افزایش مالیات ثروتمندان

ابتدا درآمد را در نظر بگیرید. درآمد بالقوه ابرثروتمندان اغلب اغراق شده است. تأمین مالی یک شبکه تأمین اجتماعی مستلزم مالیات گسترده از همه گروه های درآمدی است. طرح پیشنهادی مالیات بر ثروت کالیفرنیا می تواند تا ۲ درصد از تولید اقتصادی سالانه ایالت را افزایش دهد، که در مقایسه با مالیات یکباره سنگین در مکانی که یکی از بزرگترین تمرکز میلیاردرهای جهان را دارد، زیاد نیست.

مبلغ مربوط به پیشنهاد زهران ممدانی حدود ۰.۲۵ درصد تولید سالانه است. قدرت محدود ثروتمندان برای افزایش درآمد دلیلی است که دولت های اروپایی هزینه های کلان خود را از طریق مالیات های گسترده مانند مالیات بر مصرف تامین می کنند. در مقابل، ایالات متحده یکی از مترقی ترین سیستم های مالیاتی در جهان را مدیریت می کند که بار مالیاتی کلی آن کم در نظر گرفته می شود.

مالیات هایی که به نفع افراد بسیار ثروتمند است قطعا باید بسته شود. بزرگترین مشکل سیستم مالیاتی آمریکا در راس هرم است. تنظیم مجدد مالیات بر عایدی سرمایه پس از مرگ به میلیاردرها اجازه می دهد تا از این نوع مالیات به طور کامل اجتناب کنند. آنها با نگه داشتن دارایی ها و استفاده از آنها به عنوان وثیقه برای وام برای پوشش هزینه های زندگی، تضمین می کنند که ثروت آنها هرگز مشمول مالیات بر عایدی سرمایه در هنگام مرگ نخواهد شد و سرمایه آنها به طور کامل به ورثه آنها منتقل می شود. این فرار تکان دهنده است. با این حال، پایان دادن به آن مقدار کمی سرمایه، شاید کمتر از ۰.۱ درصد تولید ناخالص داخلی سالانه را به همراه خواهد داشت. این موضوع در مورد افزایش مالیات بر ارث نیز صدق می کند. یک مالیات خوب که هرگز پول زیادی به همراه نداشت.

آسیب اقتصادی

مشکل دیگر افزایش مالیات بر ثروتمندان، آسیب اقتصادی است، زیرا آنها در حال حاضر با نرخ مالیات ترکیبی فدرال، ایالتی و محلی ۵۲ درصد در نیویورک مواجه هستند و تأثیر تجمعی چنین مالیات‌هایی بر ریسک‌پذیری، شرکت‌ها و نوآوری‌هایی که موجب رشد اقتصادی می‌شود، می‌تواند صدمات واقعی به بار آورد. تحقیقات اخیر نشان داده است که با افزایش یک درصدی نرخ مالیات بر درآمد، احتمال اینکه فردی سه سال بعد برای ثبت اختراع اقدام کند ۰.۶ درصد کاهش می یابد. این نوع از دست دادن تلاش های کارآفرینانه بیش از نوآوران بر جامعه تأثیر می گذارد. زیرا طبق یک تخمین، نوآوران تنها ۲ درصد از ارزشی را که تولید می کنند به دست می آورند.

2a632684-3c00-11e9-a334-8d034d55

ممکن است فکر کنید که تنها استدلال قانع کننده برای اخذ مالیات از ثروتمندان انصاف است. اما حتی این ایده نیز مشکوک است. این فرض که دولت ها نتوانسته اند اطمینان حاصل کنند که مالیات بر ثروتمندان با درآمد آنها مطابقت دارد، تا حد زیادی اشتباه است. جهان ثروتمند بیش از هر زمان دیگری درآمد را دوباره توزیع می کند. در بریتانیا، فرانسه و ژاپن، نابرابری درآمد پس از مالیات کاهش یافته است. از سال ۱۹۹۰، آمریکا بیشتر افزایش نابرابری قبل از مالیات را با توزیع مجدد بیشتر جبران کرده است. مالیات بر ۱ درصد بالای جامعه از نظر ثروت بیشتر است و هزینه های مربوط به فقرا مانند مراقبت های بهداشتی افزایش یافته است. علاوه بر این، انصاف فقط در برابر یکسان کردن درآمدها نیست. یک سیستم عادلانه همچنین به حقوق مالکیت احترام می‌گذارد، قابل پیش‌بینی منطقی است و به افراد اجازه می‌دهد برای تلاش‌ها و ریسک‌پذیری‌شان پاداش دریافت کنند.

از بین همه پیشنهادات، کالیفرنیا به طرز چشمگیری در این آزمایش ها مردود می شود. این بیشتر شبیه مصادره خودسرانه اموال است تا مالیات تصاعدی. هیچ کس نباید انتظار این وعده را داشته باشد که این مالیات یک بار است. به جرأت می توان گفت که چپ ها دفعه بعد که برنامه تامین مالی داشته باشند دوباره سراغ همان میلیاردرها خواهند رفت.

مالی گسترده تر و جامعه سالم تر

مالیات های گسترده نه تنها پول بسیار بیشتری را جمع آوری می کنند، بلکه از نظر سیاسی نیز سالم تر هستند. جامعه‌ای که در آن اکثریت مالیات می‌پردازند و از هزینه‌ها سود می‌برند، قوی‌تر از جامعه‌ای است که در آن عده کمی باید برای اکثریت بپردازند. اگر پیشرفت در هوش مصنوعی، همانطور که تقریباً همه در سیلیکون ولی انتظار دارند، درآمد را در بالاترین سطح متمرکز کند، سیستم مالیاتی نیاز به بازنگری دارد. اما آن دنیا، اگر اصلاً بیاید، تا حدودی دور از دسترس است.

امروز، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که رای‌دهندگان به شدت به اثرات جانبی منفی مالیات بر اقتصاد توجه کمی دارند. بدون داشتن سهم شخصی در پایین نگه داشتن مالیات ها، کمتر احتمال دارد که طرح های عمومی احمقانه را کنترل کنند. وقتی هزینه‌ها پنهان باشد، حمایت از هزینه‌های دولتی آسان است. برای جلوگیری از تعصب مداوم نسبت به کمک‌های بیشتر، رای‌دهندگان باید در معرض واقعیت مالی کامل-لایحه و همچنین مزایای آن قرار گیرند.

گروه های مالیاتی مردان شاد

در زمان افزایش مخارج عمومی، خطرناک است که فرض کنیم ثروتمندان همیشه می توانند اندکی بیشتر بپردازند. با این حال، اکثر دولت‌های چپ‌گرا با کمال میل رابین هود درونی خود را در آغوش می‌گیرند و به جنایت می‌پردازند. هنگامی که فشارها بر کیف عمومی بالاست، برای رهبران وسوسه انگیز است که به دنبال راه هایی برای افزایش درآمد باشند که حداقل هزینه سیاسی را حداقل در کوتاه مدت تحمیل کند. با این حال، اخذ مالیات از ثروتمندان در درازمدت باعث آسیب های اقتصادی و سیاسی می شود و حتی درآمد مورد نیاز دولت ها را ایجاد نمی کند. شاید تقلید از رابین هود و مردان شاد او وسوسه انگیز به نظر برسد. اما این یک تله است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: