بیست سال خطای استراتژیک؛ چگونه اقتصاد ایران به این نقطه رسید؟

بیست سال خطای استراتژیک؛ چگونه اقتصاد ایران به این نقطه رسید؟

اکو ایران: اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از بحران‌های همزمان در حوزه‌های معیشتی، تولید، تورم و ثبات اقتصادی مواجه بوده است. وضعیتی که منجر به کاهش محسوس رفاه خانوارها و افزایش نااطمینانی در فضای اقتصادی شده است. سوال اصلی اینجاست که مسیری که اقتصاد ایران به چنین نقطه ای رسیده است چیست؟

مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشگاه صنعتی شریف در گفت و گو با محمد فاضلی در برنامه ایران تاک، نگاهی بلندمدت به تحولات دو دهه اخیر دارد و از «بیست سال خطای راهبردی سیاست گذاری» می گوید; اشتباهاتی که اقتصاد ایران را به وضعیتی شکننده رسانده است.

اقتصاد پر حادثه از اواسط دهه ۸۰

به گفته نیلی، اقتصاد ایران از اواسط دهه ۱۹۸۰ وارد دوره “حادثه ای” شد. دوره ای که با شوک های پی درپی سیاسی، اقتصادی و بین المللی همراه بوده است. به گفته وی، اگرچه انباشت این تجربیات هزینه بر است، اما از منظر تحلیلی ارزشمند است. زیرا نه تنها برای ایران، بلکه برای سایر کشورها نیز می تواند درس عبرت باشد.

نیلی برای روایت این مسیر پیشنهاد می کند که داستان اقتصاد ایران را «از انتها تا آغاز» بخوانیم; درست مانند برخی از روایت های سینمایی که نتیجه نهایی را در ابتدای داستان نشان می دهند.

دو حمله تحریمی و پیامدهای متفاوت

طی دو دهه گذشته، اقتصاد ایران دو بار با شوک شدید تحریم مواجه شده است: اولی بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ و بار دوم در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸.

در اولین حمله تحریمی، کاهش درآمد سرانه بسیار چشمگیر بود. کاهشی که به ویژه در بخش صنعت به وضوح قابل مشاهده است. داده ها نشان می دهد که ارزش افزوده بخش صنعت در این مدت با افت شدید مواجه شده است. از آنجایی که این صنعت بیشترین ارتباط را با اقتصاد جهانی دارد، فناوری محور است و نقش اهرمی در اقتصاد دارد، این افت ضربه جدی به اقتصاد کشور وارد کرد.

به گفته نیلی، پس از این شوک، مسیر رشد صنعت به روند صعودی قبلی بازنگشت. حتی با ادامه روند کنونی، اقتصاد ایران هرگز به ارزش افزوده صنعتی سال ۱۳۸۸ نخواهد رسید، وی این وضعیت را با فردی مقایسه می کند که از تصادف جان سالم به در می برد اما برای ادامه زندگی به عصا نیاز دارد.

تفاوت شوک دوم؛ تورم و ارز

از سوی دیگر تحریم های سال ۱۳۹۶ به اندازه دوره اول به تولید صنعتی لطمه ای وارد نکرد اما تاثیر آن بر تورم و بازار ارز بسیار شدیدتر بود. در این مدت کانال تورم از ۲۰ درصد به ۳۰ درصد و سپس ۴۰ درصد رسید و تورم بالا به یک بیماری مزمن تبدیل شد.

در بازار ارز تفاوت این دو دوره کاملا مشهود است. در دوره اول تحریم ها، نرخ ارز چهار برابر شد، اما تا پایان سال ۱۳۹۵ در سطح نسبتاً ثابتی باقی ماند، اما پس از سال ۱۳۹۶، بازار ارز وارد فاز نوسانات شدید و بی ثباتی مزمن شد. وضعیتی که ادامه دارد.

اشتغال؛ ثبات مهمتر از سیاست است

مشاهدات مهم دیگر مربوط به ثبات اشتغال است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که بین سال های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸ با وجود ضعف سیاست های فعال، اشتغال افزایش یافته است. نیلی تاکید می کند که این رشد نتیجه مداخلات سیاسی نبود، بلکه نتیجه ثبات نسبی و آرامش اقتصاد بود.

در عین حال، شرکت های بزرگ به دلیل دسترسی به منابع و قدرت انطباقی بالاتر، کمتر از شوک آسیب می بینند. از سوی دیگر بنگاه های خرد و مشاغل زیر ۱۰ نفر نقش ضربه گیر ضربه های اقتصادی را بازی می کنند و بیشترین آسیب را متحمل می شوند. این در حالی است که حدود نیمی از اشتغال کشور در این شرکت های کوچک متمرکز شده است.

شکاف بین تولید و اشتغال

یکی از مسائل ساختاری اقتصاد ایران به گفته نیلی، تفکیک محل تولید از محل اشتغال است. بخش عمده تولید ناخالص داخلی کشور توسط بنگاه های بزرگ با بیش از ۱۰۰ یا ۲۰۰ کارگر انجام می شود، در حالی که عمده اشتغال در بنگاه های خرد و کوچک شکل می گیرد.

به عبارت دقیق تر، حجم زیادی از تولید ناخالص داخلی ایران توسط جمعیتی در حدود ۱.۵ میلیون نفر تولید می شود. رقمی بسیار ناچیز در مقایسه با کل نیروی کار کشور. همین ساختار باعث شده بخشی از اشتغال که ارتباط مستقیمی با تولید ندارد، در دو شوک تحریمی نوسانات و آسیب کمتری را تجربه کند، در حالی که تولید بیشترین تاثیر را داشته است.

این ناپیوستگی به این معناست که تولید در اقتصاد ایران در «جزیره ای جدا» از سایر بخش ها قرار دارد. شرکت های بزرگ به دلیل دسترسی به ارز ارزان، نهاده های خود را مستقیماً از خارج تامین کرده اند و هیچ پیوندی با تولیدکنندگان داخلی و شرکت های کوچک شکل نگرفته است. در نتیجه زنجیره ارزش داخلی شکل نگرفته و بنگاه های کوچک فقط به مصرف کننده نهایی متصل هستند.

در مجموع، آنچه امروز اقتصاد ایران با آن مواجه است، نتیجه انباشته شدن دو دهه اشتباهات استراتژیک، شوک های تحریمی، ضعیف بودن حلقه های تولید و بی ثباتی مزمن اقتصادی است. نتیجه این مسیر اقتصادی با تولید آسیب دیده، تورم بالا، بازار بی ثبات ارز و معیشت فرسوده برای بخش بزرگی از جامعه بوده است. وضعیتی که اصلاح آن مستلزم بازنگری عمیق در مسیر طی شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: