نفت ، اقتصاد و یک پیشنهاد

نفت ، اقتصاد و یک پیشنهاد کپی

نیازی به تأکید نیست که دو کشور کوچک و کوچک مانند امارات متحده عربی و قطر با ایران قابل مقایسه نیستند. اما تجربه عربستان سعودی می تواند درسی برای ایران باشد. درست است که جمعیت عربستان سعودی حدود ۵ درصد از جمعیت ما است و درآمدهای نفتی آن در چهار دهه گذشته چندین برابر بیشتر بوده است ، اما آنچه منجر به موفقیت اقتصادی قابل توجه آن شده است ، پیگیری سیاست های اقتصادی و سازگار با اقتصاد بوده است.

عربستان سعودی به عنوان یک کشور ثروتمند نفتی در حال پرداخت یارانه های عظیمی به شهروندان خود است. اما این یارانه ها عمدتاً و اساساً یارانه های نقدی هستند و یارانه های قیمت جایگاه کمی دارند. در حالی که در کشور ما اوضاع درست است ؛ یعنی بیشتر یارانه ها در بیشتر بازارها مربوط به قیمت یارانه است. این دو رویکرد یارانه ای از نظر اقتصاد متفاوت است. در رویکرد اول ، سیاست گذار در سیستم قیمت بازار مداخله نمی کند و بنابراین تخصیص منابع نادر بهینه می شود. اما در رویکرد دوم ، مداخله در سیستم بازار و تحمیل قیمت های گرامری باعث اختلال در سیستم قیمت نسبی می شود و تخصیص منابع کمیاب مختل می شود و در نتیجه هدر رفتن گسترده منابع ، شکل گیری شبکه های شما در تمام تعامل اقتصادی کشور و البته سیستم سیاسی است.

در دهه ۱۹۸۰ ، پس از افزایش بی سابقه در درآمد ارزی ناشی از صادرات نفت ، دولت بدون در نظر گرفتن محدودیت عینی زیرساخت های اقتصادی ، روند تولید و تجارت را تسریع کرد. علاوه بر منابع گسترده ، نرخ تورم افزایش یافته است. برای رسیدگی به نتایج این سیاست اشتباه ، دولت سیاست فاجعه بار دیگری را دنبال کرد و این سرکوب قیمت ها در بازار برای کنترل تورم بود که چیزی جز نارضایتی از صاحبان مشاغل و فعالان اقتصادی نداشت.

از آن زمان بود که سنگ بنای یارانه های قیمت به عنوان سیاست غالب اقتصادی در ایران تعیین شد. اما باید به خاطر داشت که این سیاست یارانه بعداً گسترده خواهد شد ، بنابراین ما اقتصاد ایران را در دهه ۱۹۸۰ تا آستانه انقلاب اسلامی می بینیم. اما آنچه از نیمه دوم دهه پس از افزایش شدید درآمد ارز ناشی از صادرات نفت اتفاق می افتد ، بسیار متفاوت است.

دولت نهم با پیگیری سیاست های پوپولیستی و گسترش یارانه های قیمت در قالب اقتصاد گرامر سفت و سخت ، روند اصلاحات اقتصادی دولت هشتم را متوقف کرد. بنابراین ، درآمدهای عظیم نفتی که به جای سرمایه گذاری در زیرساخت ها به دولت ، برای یارانه ها و حاشیه های دیگر به دولت ارائه شده است. البته این سیاست های پوپولیستی در هفتمین مجله آغاز شد و با دولت نهمین دولت ادامه یافت. به طور خاص ، در مورد قیمت بنزین و سایر حامل های انرژی ، رئیس مجلس هفتم ، که در واقع نقض قانون برنامه توسعه سوم بود ، به مردم ایران به عنوان یک تعطیلات هدیه می شد ، و برخی از اقتصاددانان در هفتم ماژلیس این عمل مخرب را به عنوان یک روش مؤثر برای مقابله با تورم توصیف کردند. اگرچه چند سال بعد ، با افزایش یارانه های نقدی ، قیمت بنزین به یک زمان رسید ، اما این سیاست ادامه نداد و با وجود تورم بنزین و بنزین نامناسب با نرخ تورم.

با این وجود باید تأکید کرد که یارانه های قیمت منحصر به فرد برای حامل های انرژی نیست و بسیاری از بازارهای دیگر از پول و ارز تا برخی کالاها ، چه ضروری و غیره. معضل اصلی اقتصاد امروز ایران ، که یارانه خیره کننده ای برای حامل های انرژی است ، از بنزین و بنزین تا برق ، به دلیل تصور غلط از قدرت و سیاستمداران مطیع آنها و سیاستگذاران مطیع آنها به بازارها و ساختار و عملکرد سیستم اقتصادی به طور کلی است. تا زمانی که این رویکرد دروغین بر سیستم مدیریت اقتصادی ما حاکم باشد ، هیچ دلیلی برای امید به اصلاح وضع موجود وجود ندارد.

تفاوت بین عملکرد دو اقتصاد نفتی مانند ایران و عربستان سعودی در همان رویکرد حاکمیت اقتصادی نهفته است. سعودی ها به یافته های اقتصاد و بر اساس آن اعتقاد دارند. اما در کشور ما ، برخی از مدعیان “اقتصاد” می خواهند چرخ را دوباره ببندند و اقتصاد و جامعه ایران را به صورت جداگانه از سایر نقاط جهان که به “اقتصاد” خود نیاز دارد ، می دانند. گفته می شود که محصولات نفتی مانند بنزین و دیزل باید ارزان تر از سایر روغن های ایران باشند.

آنها از خود نمی پرسند که چرا در یک کشور نفتی ثروتمند مانند نروژ ، قیمت هر لیتر بنزین و دیزل حدود ۲ دلار است ، یکی از بالاترین قیمت های جهان؟ یا چرا در عربستان سعودی و سایر کشورهای نفتی همسایه قیمت این کالاها حدود ۲ سنت یا بیشتر است که می تواند بیش از ۵ برابر بیشتر از ۵ برابر باشد؟ آنها دانش و کفایت علمی دارند تا بدانند که قیمت گذاری دستوری پایین تر از هزینه کالا است ، باعث تقاضای بیش از حد ، هدر رفتن منابع و فساد اقتصادی می شود. براساس خوش بینانه ترین تخمین ها ، حدود ۲ درصد از تقاضا برای بنزین و دیزل در کشور ما خواستار قاچاقچیان است و از مرزها خارج می شود. چرا اجازه می دهد ثروت ملی را در مقابل چشمان حیرت زده مردم و البته مقامات غارت کنیم؟ ده ها سال تجربه نشان می دهد که پلیس و رفتار امنیتی این قاچاق بی فایده و آب خرد می شود.

تنها راه حل علمی و مؤثر برای این مشکل بهبود قیمت با هزینه هزینه و در سطحی است که قاچاق را بیهوده می کند. برخی از مدعیان “اقتصاد” می گویند که زیرا دستمزدها در کشور ما دلار نیستند ، قیمت کالاها نباید با قیمت های جهانی محاسبه شود. این علیرغم ظاهر منطقی و عدم مغالطه ، مبتنی بر استدلال منطقی نیست. محاسبه هزینه در ایران به طور طبیعی و ذاتاً با ارز ملی ایران ، ریال است. قیمت بنزین و دیزل در عربستان سعودی پایین تر از قیمت های جهان است اما کم و بیش در همان سطح کشورهای همسایه. به طوری که قاچاق مرتبط نیست.

علیرغم آنچه در کشور ما گفته شده است ، با توجه به سنگی که پوپولیسم به چاه پرتاب می شود ، بهبود قیمت شرکتهای انرژی در سطح هزینه خود در کوتاه مدت امکان پذیر نیست. اما با توجه به قانون منطقی مشهور میسور: “ما به روشی کامل انجام نمی شود) ، می توانیم به پیشرفت های فناوری اطلاعات ، آنچه را که آنها تبعیض قیمت را در اقتصاد می نامند ، با استفاده از بنزین و دیزل ، تکیه کنیم. و قانونی) و استفاده از زیرساخت های موجود در کشور.

بزرگترین خوبی از این تاکتیک اقدامات فوری آن و کاهش تقاضای قاچاق از یک سو و کاهش مصرف یا پرداخت سوخت توسط کسانی است که چندین اتومبیل با قدرت بالا دارند. خوشبختانه ، تکنسین ها و متخصصان در جامعه ما ، چه در خارج و چه در بدن دولت ، وجود دارند که می توانند راه حل های عملی ارائه دهند. گروه رسانه ای “دنیای اقتصاد” برای این منظور آماده برگزاری کنفرانس است. امید است که با تأمل کارشناسان فنی و علوم ، قاعده میسور برای تأمین منافع ملی امکان پذیر باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: