سریال The Witcher در سالهای اخیر رابطه پرتنشی با امتیازهای راتن تومیتوز داشته و پس از فصل نخست، میان نظر منتقدان و مخاطبان اختلاف قابلتوجهی دیده شده است.
چهار فصل The Witcher تغییرات زیادی را تجربه کردهاند. فصل اول شروع امیدوارکنندهای داشت و ۶۸ درصد منتقدان آن را مثبت ارزیابی کردند، در حالی که میزان رضایت مخاطبان به ۸۸ درصد رسید. این موفقیت برای اقتباسی از مجموعهای با طرفداران بسیار وفادار و حساس، دستاورد مهمی محسوب میشد؛ اما شرایط خیلی زود تغییر کرد.
اگر سازندگان از همان ابتدا بهجای تلاش برای بازگویی مو به موی داستان، روی فضای رمانهای آندره ساپکوفسکی و حالوهوای بازیهای The Witcher تمرکز میکردند، خیلی زود مشخص میشد که این مسیر جواب میدهد یا نه. در آن صورت، امکان اصلاح رویکرد برای فصل بعد نیز وجود داشت. با این حال، فاصله گرفتن از فرمول موفق فصل اول باعث شد The Witcher تا پایان فصل دوم بخشی از طرفدارانش را از دست بدهد. طبق گزارشهای منتشرشده، هنری کویل نیز که یکی از مهمترین طرفداران این مجموعه بود، از شرایط موجود رضایت نداشت. هنری کویل پیش از پخش فصل سوم اعلام کرد که The Witcher را ترک خواهد کرد و پس از آن گمانهزنیهای زیادی درباره دلیل این تصمیم شکل گرفت. او بارها علاقه خود را به رمانهای اصلی و اقتباس بازیهای The Witcher نشان داده بود و به طرفداران اطمینان داده بود که سریال باید به منبع اصلی وفادار بماند.
با این حال، نویسندگان و لورن اس. هیسریچ ظاهراً نگاه متفاوتی داشتند. طبق گزارشها، هیسریچ عمداً از همکاری با نویسندگانی که شناخت زیادی از کتابها داشتند دوری کرده بود. همچنین بو دمایو، یکی از نویسندگان The Witcher، از وجود روحیه نامناسب در تیم صحبت کرده و مدعی شده بود که برخی از نویسندگان حتی منبع اصلی را مسخره میکردند.
روند سقوط امتیاز مخاطبان The Witcher
فصل نخست The Witcher تا حد زیادی به رمانهای فانتزی آندره ساپکوفسکی وفادار بود و هنری کویل نیز در نقش گرالت ریویایی یکی از برجستهترین اجراهای دوران حرفهای خود را ارائه کرد. انتظار میرفت فصل دوم همین موفقیت را ادامه دهد، اما اگرچه نظر منتقدان بسیار مثبتتر شد، مخاطبان واکنش متفاوتی نشان دادند.
فصل دوم از نگاه منتقدان امتیاز ۹۵ درصد گرفت و حتی برخی آن را جانشینی شایسته برای Game of Thrones دانستند. با این حال، رضایت مخاطبان به ۵۵ درصد کاهش یافت؛ زیرا طرفداران متوجه شدند سریال بیش از گذشته از منبع اصلی فاصله گرفته است. گزارشها حاکی از آن بود که هنری کویل پشت صحنه برای نزدیکتر شدن شخصیت گرالت به نسخه کتاب تلاش میکرد. در همین دوره، شخصیتهایی مانند ینیفر تغییرات قابلتوجهی پیدا کردند و خطوط داستانی تازهای که در رمانها وجود نداشتند، جای بخشی از مسیرهای اصلی شخصیتها را گرفتند.
ممکن بود سازندگان قصد داشته باشند بهجای بازسازی کامل داستان، روح آثار ساپکوفسکی را منتقل کنند؛ رویکردی که در آثاری مانند Arcane موفق بوده. با این حال، حتی جغرافیای دنیای The Witcher نیز در برخی بخشها برای مخاطبان نامفهوم به نظر میرسید و تعداد بیشتری از بینندگان از سریال فاصله گرفتند. با وجود ادعاهایی مبنی بر اینکه فصل سوم قرار است به کتابها وفادارتر باشد، گفته شد اختلافهای خلاقانه قابلتوجهی میان هنری کویل و تیم سازنده شکل گرفته و این اختلافها یکی از عوامل احتمالی خروج او بوده است.
کویل در بسیاری از بخشهای سریال نقش مهمی در جذابیت آن داشت و کاهش حضور او در فصل سوم نیز نتوانست مخاطبانی را که پیشتر از دست رفته بودند بازگرداند. این وضعیت همزمان انتقال نقش گرالت به لیام همسورث را دشوارتر کرد. منتقدان همچنان نکات مثبتی درباره سریال مطرح میکردند، اما به نظر میرسید The Witcher میان وفاداری به کتابها و ایجاد مسیری مستقل گرفتار شده؛ وضعیتی که مجموعه را در یک نقطه حساس قرار داد.
امتیاز فصلهای The Witcher در راتن تومیتوز
| فصل | سال انتشار | امتیاز منتقدان | امتیاز مخاطبان |
|---|---|---|---|
| فصل اول | ۲۰۱۹ | ۶۸٪ | ۸۸٪ |
| فصل دوم | ۲۰۲۱ | ۹۵٪ | ۵۵٪ |
| فصل سوم | ۲۰۲۳ | ۷۹٪ | ۲۲٪ |
| فصل چهارم | ۲۰۲۵ | ۶۱٪ | ۲۰٪ |
سریالهای زیادی پس از تجربه یک فصل ناموفق، مسیر خود را اصلاح کردهاند و دوباره به موفقیت رسیدهاند. The Witcher نیز با حضور لیام همسورث در نقش اصلی میتوانست میان بازگشت به رویکرد فصل اول و ادامه مسیر جدید یکی را انتخاب کند. با این حال، سازندگان مسیر فعلی را ادامه دادند و نتیجه آن رضایت پایین مخاطبان و منتقدان بود. فصل چهارم نیز پایینترین امتیاز راتن تومیتوز در تاریخ The Witcher را به دست آورد.
فصل پنجم چارهای جز پذیرش تغییرات ندارد
به نظر میرسد The Witcher بخشی از اعتماد گذشته خود را از دست داده است. نقدها به مشکلات فیلمنامه، روایتهای پراکنده و ادامه فاصله گرفتن از منبع اصلی اشاره کردهاند. یکی از موارد بحثبرانگیز، تغییرات گسترده در خط داستانی ینیفر است؛ تغییراتی که پیشتر نیز با واکنش منفی طرفداران مواجه شده بودند. از نظر روایی، افزایش حضور ینیفر تا حدی به این دلیل انجام شد که او در بخشهایی از کتاب حضور ندارد، اما نتیجه آن شکلگیری داستانهایی بود که طرفداران آنها را کاملاً ناسازگار با شخصیت اصلی او میدانستند.
گرالت با بازی لیام همسورث به یکی از محورهای اصلی انتقادها تبدیل شده، اما شاید اگر مشکلات قبلی وجود نداشت، مخاطبان فرصت بیشتری برای پذیرفتن او در نقش گرالت در نظر میگرفتند. پس از خروج هنری کویل، هنوز امکان نجات The Witcher وجود داشت؛ بهویژه اگر سازندگان مسیر داستان را به شکل محسوسی به کتابها نزدیک میکردند. اما اصرار بر تصمیمهای بحثبرانگیز، فصل پنجم و پایانی را در شرایط پیچیدهای قرار داده است.
بازگرداندن هنری کویل و شروع دوباره داستان از وقایع فصل اول دیگر گزینه عملی محسوب نمیشود. بنابراین فصل پنجم ناچار است تغییراتی را که تاکنون در سریال ایجاد شدهاند بپذیرد. شاید این رویکرد همه طرفداران باقیمانده را راضی نکند، اما The Witcher در برخی لحظات نشان داده که وقتی با اطمینان وارد مسیر انتخابشده خود میشود، میتواند ایدههای بسیار خوبی ارائه کند.
چرا نباید هنوز از فصل پنجم ناامید شد؟
با وجود فاصله زیاد فصل چهارم از منبع اصلی، برخی سکانسهای آن توانستهاند بخشی از سبک داستانگویی آندره ساپکوفسکی را بازتاب دهند. این موضوع نشان میدهد یک سریال حتی بدون اقتباس مستقیم نیز میتواند روح یک اثر ادبی را منتقل کند. قسمت The Joy of Cooking یکی از تجربههای متفاوت The Witcher بود. ساختار داستان در دل یک داستان، روشی است که ساپکوفسکی نیز در آثارش به شکل مؤثری از آن استفاده کرده. شخصیتها با روایت داستانهای خود، بدون نیاز به توضیحات اضافی یا دیالوگهای سنگین، فرصت پیدا کردند جنبههای تازهای از شخصیتشان را نشان دهند.
همین قسمت میتواند سرنخی برای نجات The Witcher باشد. داستان ینیفر همچنان به دلیل تفاوتهایش با روایت کتابها از خط اصلی فاصله دارد، اما مسیر دیگر شخصیتها کمکم به اتفاقات منبع اصلی نزدیکتر شده است. این ادای احترام به شیوه داستانگویی ساپکوفسکی شاید دیر اتفاق افتاده باشد، اما میتواند نشانه مثبتی برای فصل پایانی باشد. فصل پنجم قرار نیست پایان کاملاً مشابه کتابها داشته باشد، ولی بهتر است مانند The Joy of Cooking، در بخشهایی دوباره به ریشههای ادبی مجموعه نزدیک شود.
The Witcher در زمان انتشار، رکورد پربینندهترین آغاز یک سریال اورجینال نتفلیکس را در اختیار داشت، اما بعدها Squid Game و Bridgerton از آن عبور کردند. اگر تیم The Witcher بتواند از بازخوردهای منتقدان و مخاطبان استفاده کند، هنوز امکان آن وجود دارد که داستان در پایان به شکلی منسجم قضاوت شود؛ نه بهعنوان مجموعهای از بخشهای پراکنده و اختلافهای خلاقانه. در حال حاضر نیز همه واکنشها منفی نیستند.
با وجود امتیاز تنها ۲۰ درصدی مخاطبان در راتن تومیتوز، فصل چهارم برای صحنههای اکشن و برداشت لیام همسورث از شخصیت گرالت مورد تحسین قرار گرفته است؛ حتی اگر هنری کویل پیشتر این شخصیت را به شکل کاملاً شخصی و ماندگاری به تصویر کشیده باشد. اگر روایت در فصل پایانی دوباره انسجام پیدا کند و احترام بیشتری به رمانهای ساپکوفسکیساپکوفسکی نشان داده شود، فصل پنجم میتواند آخرین فرصت The Witcher برای ارائه پایانی شایسته باشد.





