گروه بانک و بیمه: رئیسکل بانک مرکزی از تأمین ۲۰ میلیارد دلار ارز برای صنعت تا پایان سال خبر داده است؛ وعدهای که در شرایط عادی میتوانست نشانهای از اطمینان سیاستگذار به منابع ارزی کشور تلقی شود، اما در وضعیت فعلی اقتصاد ایران، پرسشهای جدیتری را پیش روی تحلیلگران قرار میدهد. وقتی صادرات نفت تحت فشار قرار گرفته، تردد تجاری در تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته و جریان ورودی ارز با محدودیت مواجه است، سؤال اصلی دیگر این نیست که بانک مرکزی «قصد» تأمین ارز دارد یا نه؛ مسئله این است که این ۲۰ میلیارد دلار دقیقاً از چه محلی تأمین خواهد شد و این سیاست تا چه اندازه قابلیت تداوم دارد؟
گزارشهای اخیر نشان میدهد صادرات نفت ایران در ماه اوت بهشدت کاهش یافته و همزمان رفتوآمد کشتیهای تجاری از تنگه هرمز نیز در مقایسه با شرایط پیش از بحران افت محسوسی داشته است. این تحولات مستقیماً بر مهمترین کانال ورود ارز به اقتصاد ایران فشار وارد میکند.
وعدهای ممکن، اما مشروط
از منظر اقتصادی، تأمین ۲۰ میلیارد دلار ارز برای صنعت ذاتاً غیرممکن نیست. بانک مرکزی میتواند از ذخایر ارزی قبلی، منابع خارج از کشور، ارز صادراتی شرکتهای غیرنفتی یا درآمدهای جدید صادراتی استفاده کند. حتی خود رئیسکل بانک مرکزی نیز به ذخیرهسازی ارز از ماههای قبل اشاره کرده است.
اما تفاوت مهمی میان داشتن ذخیره ارزی و داشتن جریان پایدار درآمد ارزی وجود دارد.
ذخایر ارزی یک موجودی محدود هستند؛ میتوان در شرایط اضطراری از آنها برای عبور از یک شوک استفاده کرد، اما اگر ورود ارز جدید برای مدت طولانی کاهش پیدا کند، برداشت مستمر از ذخایر نمیتواند یک سیاست پایدار باشد.
از همین رو وعده ۲۰ میلیارد دلاری زمانی معنا پیدا میکند که بانک مرکزی روشن کند چه میزان از این منابع از محل درآمد جاری و چه میزان از محل ذخایر گذشته تأمین خواهد شد.
۲۰ میلیارد دلار؛ فقط یک عدد نیست
عدد ۲۰ میلیارد دلار در شرایط فعلی اقتصاد ایران رقم کوچکی نیست. مسئله اینجاست که نیاز ارزی کشور تنها به بخش صنعت محدود نمیشود. همزمان باید ارز مورد نیاز کالاهای اساسی، دارو، نهادههای تولید، خدمات، واردات ضروری و سایر تعهدات خارجی نیز تأمین شود.
بنابراین پرسش واقعی این نیست که: آیا بانک مرکزی میتواند ۲۰ میلیارد دلار فراهم کند؟
بلکه باید پرسید: پس از پاسخگویی به سایر نیازهای ضروری اقتصاد، چه میزان منابع ارزی برای تخصیص به صنعت باقی میماند؟ بدون ارائه تصویری از کل منابع و مصارف ارزی، اعلام یک عدد مستقل نمیتواند وضعیت واقعی توان ارزی کشور را نشان دهد.
تامین ۲۰ میلیارد دلار صرفا حرف عدد نیست بلکه بخش عمده ای از بخش حقیق اقتصاد را شامل میشود
پول چاپ نمیکنیم؛ اما مسئله فقط نقدینگی نیست
رئیسکل بانک مرکزی همزمان بر ضرورت کنترل تورم و جلوگیری از رشد بیهدف نقدینگی تأکید کرده است؛ موضعی که از منظر سیاست پولی قابل دفاع است.
اما فشار ارزی لزوماً از مسیر چاپ پول ایجاد نمیشود.
در اقتصادی که عرضه ارز کاهش یافته است، تلاش برای تأمین گسترده ارز با نرخهای پایینتر از سطح تعادلی بازار میتواند بانک مرکزی را مجبور به استفاده از ذخایر ارزی کند. اگر این ذخایر نیز محدود باشند، فشار در نهایت به شکل دیگری خود را نشان خواهد داد.
این فشار ممکن است در قالب: افزایش نرخ ارز، محدودیت بیشتر واردات، شکلگیری صف تخصیص ارز یا افزایش شکاف میان نرخ رسمی و بازار آزاد
ظاهر شود. به همین دلیل کنترل پایه پولی، هرچند ضروری است، به تنهایی مسئله کمبود ارز را حل نمیکند.
نرخ ارز مهمتر از میزان تخصیص است
یکی از مهمترین ابهامات سخنان رئیسکل بانک مرکزی، فقدان توضیح درباره قیمت ارز تخصیصی است.
برای یک تولیدکننده صرف اینکه ارز در اختیار او قرار بگیرد کافی نیست. باید مشخص باشد این ارز با چه نرخی، در چه بازاری و با چه مدت زمانی در اختیار بنگاه قرار خواهد گرفت. ممکن است بانک مرکزی ۲۰ میلیارد دلار ارز تأمین کند، اما اگر نرخ این ارز به میزان قابل توجهی افزایش یابد، هزینه واردات ماشینآلات، مواد اولیه و تجهیزات نیز بالا خواهد رفت.
در چنین شرایطی، «تأمین ارز» الزاماً مترادف با «کاهش فشار بر تولید» نیست. بنابراین ارزیابی این وعده بدون اطلاع از نرخ تخصیص، سازوکار توزیع و زمان دسترسی بنگاهها عملاً ناقص خواهد بود.
ریسک بازگشت شکاف ارزی
اگر بانک مرکزی همزمان بخواهد نرخ رسمی ارز را کنترل کند و تقاضای بالای وارداتی را نیز پاسخ دهد، مسئله دیگری شکل خواهد گرفت: شکاف نرخ ارز.
در شرایط محدودیت منابع، نگه داشتن نرخ رسمی در سطحی پایینتر از بازار آزاد میتواند تقاضای مازاد ایجاد کند؛ اتفاقی که بارها در اقتصاد ایران مشاهده شده است.
هرچه فاصله نرخ رسمی و آزاد بیشتر شود، انگیزه برای رانت، بیشاظهاری واردات، کماظهاری صادرات و آربیتراژ ارزی نیز بیشتر خواهد شد.
از این منظر، سؤال مهمتر از میزان تخصیص ارز این است که آیا سیاست بانک مرکزی به سمت کاهش شکاف نرخها حرکت خواهد کرد یا دوباره یک بازار چندنرخی گستردهتر شکل میگیرد.
ریسک شکاف ارزی که هیچوقت جدی گرفته نشده است همچنان وجود دارد
حذف منشأ ارز؛ راهحل اضطراری با ریسکهای جدی
یکی دیگر از بخشهای مهم سخنان رئیسکل بانک مرکزی، احتمال بیاهمیت شدن منشأ ارز برای برخی کالاهاست.
چنین تصمیمی در شرایط تحریم میتواند بخشی از محدودیتهای واردکنندگان را کاهش دهد و امکان استفاده از منابع ارزی خارج از کانالهای رسمی را بیشتر کند. از منظر تولیدکننده، این سیاست میتواند فرآیند دسترسی به ارز را تسهیل کند. اما همزمان یک هزینه جدی نیز دارد: کاهش شفافیت.
اگر منشأ ارز اهمیت خود را از دست بدهد، رصد جریان منابع، کنترل تخلفات ارزی و شناسایی معاملات غیرشفاف دشوارتر خواهد شد. بنابراین این سیاست میتواند یک ابزار اضطراری باشد، اما در صورت نبود نظارت کافی، خود به منبع جدیدی از بیانضباطی ارزی تبدیل خواهد شد.
ذخایر ارزی؛ ضربهگیر هستند، نه موتور دائمی
شاید مهمترین بخش سخنان رئیسکل بانک مرکزی اشاره به ذخیرهسازی ارز پیش از تشدید بحران باشد. اگر چنین ذخایری واقعاً در سطح قابل توجهی وجود داشته باشد، بانک مرکزی میتواند برای مدتی نیازهای ضروری کشور را حتی در شرایط افت صادرات پوشش دهد.
اما ذخیره ارزی برای همین طراحی شده است: عبور از شوک.
اگر اختلال در صادرات نفت و تجارت دریایی طولانی شود، استفاده از ذخایر بدون احیای جریان ورودی ارز به معنای کاهش مستمر قدرت مداخله بانک مرکزی خواهد بود.
در چنین شرایطی، متغیر مهم دیگر اندازه امروز ذخایر نیست، بلکه سرعت کاهش آنها است.
مسئلهای که هنوز پاسخ ندارد
در نهایت، وعده تأمین ۲۰ میلیارد دلار ارز برای صنعت را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک خبر مثبت یا منفی ارزیابی کرد. این وعده از منظر اقتصادی امکانپذیر است، اما تحقق آن به سه سؤال اصلی وابسته است:
منبع ارز چیست؟
این منابع تا چه مدت قابل اتکا هستند؟
ارز با چه نرخی در اختیار تولیدکننده قرار خواهد گرفت؟
تا زمانی که پاسخ شفافی برای این سه سؤال وجود نداشته باشد، عدد ۲۰ میلیارد دلار بیش از آنکه نشاندهنده قدرت ارزی اقتصاد باشد، یک تعهد سیاستی است که کیفیت اجرای آن هنوز مشخص نیست.
در شرایطی که صادرات نفت ایران تحت فشار قرار گرفته و ترافیک تجاری هرمز نزدیک به سطوح بسیار پایینتر از قبل از بحران رسیده، پایداری منابع ارزی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
اگر بانک مرکزی بتواند این منابع را بدون کاهش شدید ذخایر، بدون ایجاد شکاف بزرگتر میان نرخهای ارز و بدون انتقال فشار جدید به پایه پولی تأمین کند، این سیاست میتواند بخشی از فشار بر تولید را کاهش دهد.
اما اگر تأمین این ارز عمدتاً از محل مصرف ذخایر محدود کشور انجام شود، مسئله فقط به آینده منتقل خواهد شد؛ آرامشی که امروز با دلارهای ذخیرهشده خریداری میشود، ممکن است فردا با فشار شدیدتر بر بازار ارز هزینه خود را نشان دهد.
منبع:تحلیل بازار





