موفقیت Backrooms ساخته کین پارسونز، Obsession به کارگردانی کری بارکر و Iron Lung ساخته مارک فیشباخ نشان داد فیلمسازانی که در یوتیوب مخاطبان زیادی به دست آوردهاند، میتوانند تماشاگران سینما را نیز جذب کنند.
همزمان با تلاش استودیوها برای اقتباس از آثار اینترنتی، پارسونز پرسش مهمی مطرح کرده است: آیا هر اثری که در فضای آنلاین موفق میشود، لزوماً باید به فیلم سینمایی تبدیل شود؟
این فیلمساز ۲۱ ساله در برنامه پادکستی کایل بوکانان درباره افزایش علاقه هالیوود به آثار ترسناک اینترنتی، تمایل خود برای ادامه فیلمسازی مستقل و سه پروژه رؤیایی صحبت کرد؛ پروژههایی که هنوز جزئیاتشان محرمانه باقی ماندهاند. او حتی با لحنی شوخطبعانه گفت افشای اطلاعات درباره این آثار ممکن است برایش دردسرهای جدی به همراه داشته باشد.
پارسونز درباره این سه پروژه گفت:
در حال حاضر روی سه پروژه رؤیایی کار میکنم. البته اگر درباره هرکدام از آنها حرفی بزنم، با لیزرهای فضایی سراغم میآیند! آنها میتوانند از پشت دیوارها هم ببینند و در این موضوع کاملاً جدی هستند.
او علاوه بر این پروژهها، مشغول ساخت اثری شخصی برای انتشار در یوتیوب نیز هست و همزمان تلاش میکند تصمیمهای امروزش را با مسیر حرفهای خود در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده هماهنگ سازد.
او درباره رویکردش به انتخاب پروژهها گفت:
سعی میکنم برای رسیدن به آخرین مرحله عجله نداشته باشم و فعلاً مسئولیتهایی بیشتر از توانم قبول نکنم. همچنین میخواهم سراغ آثاری بروم که مرا مجبور به یادگیری موضوعاتی کنند که از نظرم، پایه و اساس مواردی بهشمار میروند که قصد دارم در آینده بیشتر بشناسم.
پارسونز در حال حاضر با کمبود فرصتهای کاری مواجه نیست. گزارشها حاکی از آن هستند که استودیوی A24 در اوایل سال جاری بزرگترین قرارداد تاریخ خود را به او پیشنهاد داده است. برادران وارنر و HBO نیز پس از موفقیت تجاری نخستین فیلم بلند این کارگردان، از دیگر شرکتهایی بودند که برای همکاری با او ابراز علاقه کردند.
یکی از گزینههای احتمالی برای همکاری آینده، مجموعه بازیهای ویدیویی Portal ساخته شرکت ولو است؛ اثری که پارسونز پیشتر از آن بهعنوان یکی از پروژههای رؤیایی خود نام برده بود. کایل بوکانان در جریان مصاحبه به هودی ولو که پارسونز بر تن داشت و همچنین تصاویری اشاره کرد که این کارگردان اخیراً از جلساتش با این شرکت در اینستاگرام منتشر کرده بود. پارسونز برگزاری این دیدارها را تأیید کرد، اما درباره نتیجه احتمالی آنها توضیح مشخصی نداد.
او درباره تجربه دیدار با اعضای شرکت ولو گفت:
از آشنایی با آنها واقعاً لذت بردم. افراد بسیار دوستداشتنیای هستند. آنها با رویکرد آزمایش و تجربه کار میکنند و من هم این شیوه را دوست دارم، چون معمولاً روش کاری خودم نیز همینگونه است.
با وجود این، پارسونز تأکید کرد که نباید درباره نتیجه این جلسات پیشداوری کرد، زیرا گفتوگوها هنوز در مرحله بررسی ایدهها قرار دارند.
او در اینباره گفت:
تمایلی ندارم درباره موضوعاتی که شاید با آنها مطرح کرده باشم یا اصلاً مطرح نکرده باشم، هیجانسازی کنم. این دیدارها بیشتر شامل گفتوگوهای خلاقانه و انتزاعی هستند که میتوانند به ۳۰ مسیر کاملاً متفاوت منتهی شوند. حتی از آیندهای دفاع میکنم که در آن اصلاً وارد چنین مسیری نشوند. با وجود این، اگر اتفاق جالبی رخ دهد، مطمئنم به شکلی مردم از آن باخبر خواهند شد.
پارسونز در جلسه پرسش و پاسخی که پس از نمایش فیلم در اوایل سال جاری برگزار شد، بازیهای Portal را یکی از تأثیرگذارترین منابع الهام برای ساخت Backrooms معرفی کرده بود. علاقه او به تجربهگرایی همچنین در دیدگاهش نسبت به موج جدید آثار ترسناک اینترنتی در هالیوود دیده میشود.
مجری برنامه به اقتباسهای سینمایی پیشرو از دو اثر محبوب اینترنتی، یعنی Siren Head با همکاری برایان دافیلد و زک کرگر و The Mandela Catalogue به کارگردانی الکس کیستر با تهیهکنندگی استیون اسپیلبرگ اشاره کرد. او سپس از پارسونز پرسید که آیا هالیوود مسیر درستی را برای تبدیل این آثار به فیلم سینمایی انتخاب کرده است یا خیر.
پارسونز هنوز آمادگی نداشت درباره نتیجه این روند قضاوت کند و در پاسخ گفت:
نمیتوانم در این باره نظر قطعی بدهم. عجیب است که من را در چنین جایگاهی قرار میدهند و به حرفهایم اینقدر اهمیت میدهند، در حالی که احساس میکنم دیدگاهم تفاوت چندانی با نظر بیشتر مردم ندارد. خودم هم منتظرم ببینم چه اتفاقی میافتد و نتیجه کار چگونه خواهد بود. فکر میکنم کاملاً امکان دارد افرادی که مسئولیت خلاقانه این پروژهها را بر عهده گرفتهاند، آثاری فوقالعاده خلق کنند.
پارسونز دشواریهای تبدیل آثار ترسناک اینترنتی به فیلم سینمایی را نیز یادآور شد. به گفته او، چنین آثاری برای حضور در سینما باید در قالب ساختار روایی مشخصی قرار بگیرند که مخاطبان با آن آشنایی دارند. با وجود این، او معتقد است هر دو پروژه ظرفیت تبدیل شدن به فیلمهایی موفق را دارند.
او درباره تفاوت این دو اثر گفت:
The Mandela Catalogue از نظر ساختار روایی، سازوکار کاملاً متفاوتی دارد، در حالی که Siren Head بیشتر بر پایه یک ایده انتزاعی درباره یک شخصیت شکل گرفته و میتوان آن را در قالب یک روایت متعارف قرار داد. فکر میکنم از هر دوی این آثار میتوان فیلمهای بسیار خوبی ساخت.
پارسونز هنگام ساخت Backrooms نیز با چالش مشابهی روبهرو شد؛ زیرا باید مفهومی دلهرهآور درباره فضاهای بیپایان و غیرقابلتوضیح را به داستانی منسجم تبدیل میکرد که تماشاگران بتوانند آن را دنبال کنند.
به اعتقاد او، اقتباس از برخی پروژههای اینترنتی حتی دشوارتر خواهد بود؛ بهخصوص آثاری که هویت اصلیشان به قالب انتشار ویدیو در یوتیوب وابسته است.
او در اینباره توضیح داد:
پروژههای دیگری هم وجود دارند که فکر میکنم اگر تلاش کنید آنها را به فیلم تبدیل کنید، بخش مهمی از هویتشان آسیب میبیند؛ بهویژه آثاری که اساساً بر مبنای قالب یوتیوب شکل گرفتهاند. احساسات و تجربههای زیادی در فضای آنلاین وجود دارند که فقط در همان محیط دستیافتنی هستند و هنوز ندیدهام که این حسها بهدرستی به فضای سالن سینما منتقل شوند.
با وجود موفقیت در هالیوود، پارسونز لزوماً سینما را مقصد نهایی فعالیتهای خلاقانه خود نمیداند. او همچنان به فعالیت مستقل در یوتیوب علاقه دارد و معتقد است کانالش به اندازهای رشد کرده که درآمد حاصل از هر ویدیو میتواند هزینه ساخت ویدیوی بعدی را تأمین کند.
او در اینباره گفت:
کانال من به اندازه کافی موفق شده و معمولاً درآمد حاصل از هر ویدیو برای تأمین هزینه ویدیوی بعدی کافی است. از نظر فنی، تنها کاری که در زندگی دوست دارم انجام دهم، بدون نیاز به این تشکیلات گسترده هم برایم امکانپذیر است.
با این حال، فعالیت در هالیوود فرصتهایی در اختیار او قرار میدهد که از طریق فیلمسازی مستقل بهراحتی قابل دستیابی نیستند. پارسونز با لحنی طنزآمیز درباره انگیزه خود برای دنبال کردن این فرصتها گفت:
یک میل آزاردهنده در درونم وجود دارد. فکر میکنم گاهی به آن جاهطلبی میگویند!
اکنون که کین پارسونز همزمان روی سه پروژه رؤیایی خود کار میکند، باید دید جاهطلبی او در ادامه مسیر حرفهایاش به چه دستاوردهایی منتهی خواهد شد.





