وقتی اعتماد جایگزین نظارت شد. برزیل چگونه اژدهای ابر تورم را رام کرد؟

041113

اکوایران: برزیل برای یک دهه و نیم «قبرستان پول های ملی» بود و تغییرات مکرر اسکناس ها و اوراق تنبیهی نتوانست جلوی تورم ۲۰۰۰ درصدی را بگیرد. اما در اوج ناامیدی، تیم اقتصادی این کشور به جای درگیری فیزیکی با قیمت ها، از سلاح نامرئی استفاده کرد که نه در جیب مردم، بلکه دقیقاً در «حافظه تورمی» آنها عمل می کرد. چگونه این «پول مجازی» توانست یکی از سرکش ترین تورم های قرن بیستم را یک شبه بدون یک دستور دولتی شکست دهد؟

پس از بررسی فجایع اقتصادی در ونزوئلا و جمهوری وایمار، مخاطب ممکن است به این نتیجه بدبینانه رسیده باشد که تورم ابری یک بیماری لاعلاج است که تنها با فروپاشی کامل ساختار سیاسی یا جنگ پایان خواهد یافت. اما تاریخ اقتصاد کلان یک استثنای روشن و آموزنده دارد. داستانی از بزرگترین اقتصاد آمریکای جنوبی که نشان می‌دهد چگونه می‌توان اژدهای ابر تورم را نه با زور اسلحه یا سرکوب پلیس، بلکه با ترکیبی از “مهندسی انتظارات” و “انضباط مالی” رام کرد.

برزیل در اوایل دهه ۱۹۹۰ شباهت های ساختاری و روانی آزاردهنده ای با وضعیت فعلی بسیاری از اقتصادهایی داشت که با تورم مزمن دست و پنجه نرم می کردند. این کشور گرفتار تورم دو رقمی و گاه سه رقمی بود که چندین دهه ریشه در تار و پود اقتصاد داشت و جامعه را مشروط به افزایش مستمر قیمت ها می کرد. بخش چهارم این پرونده به کالبد شکافی پلانو رئال می پردازد. تنها برنامه تثبیت اقتصادی در جهان که به جای تمرکز انحصاری بر متغیرهای پولی بر روی «روانشناسی تورم» تمرکز کرد و موفق شد.

گورستان پول و پدیده تورم اینرسی

برای درک اهمیت شاهکار برزیل در سال ۱۹۹۴، ابتدا باید تصویری دقیق از جهنمی که این کشور از سر گذرانده ترسیم کنیم. بین سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۳، اقتصاد برزیل به آزمایشگاه بزرگ پروژه‌های شکست خورده تبدیل شده بود. در این مدت کوتاه، دولت پنج بار پول ملی را تغییر داد و چندین بار صفر را حذف کرد، اما هر بار تورم با قدرت بیشتری بازگشت. مشکل اساسی برزیل پدیده ای بود که اقتصاددانان آن را «تورم اینرسی» می نامند.

در چنین شرایطی، تورم صرفاً ناشی از چاپ پول جدید نیست، بلکه بیشتر ناشی از حافظه بازار است. جامعه به این باور رسیده بود که قیمت ها باید هر ماه افزایش یابد. سیستم اقتصادی کاملاً «شاخص» شد. این بدان معناست که اجاره بها، دستمزدها و قراردادها به طور خودکار با نرخ تورم ماه قبل تعدیل می شد. این مکانیسم دفاعی که مردم برای حفظ قدرت خرید خود ایجاد کرده بودند به موتور محرکه تورم تبدیل شده بود. حتی اگر دولت چاپ پول را متوقف کند، این سکون قیمت ها را مانند خودرویی در سراشیبی جلو می برد.

دولت های مختلف برزیل بارها برای توقف این روند به سیاست های اجباری و «تجمع قیمت ها» متوسل شده اند. معروف‌ترین آن طرح «کروزادو» در سال ۸۶ بود که طی آن رئیس‌جمهور قیمت تمام اجناس را ثابت اعلام کرد و از مردم خواست هر مغازه‌داری را که گران‌فروشی می‌کند به عنوان «نظارتان قیمت» به پلیس معرفی کنند. اگرچه تورم برای چند ماه مهار شد، اما نتیجه نهایی فاجعه بار بود. کالاها از قفسه ها ناپدید شدند، بازار سیاه بزرگی به وجود آمد و تولیدکنندگانی که قادر به تولید با قیمت های دستوری نبودند، کارخانه ها را تعطیل کردند. به محض حذف کنترل ها، فنر قیمت آزاد شد و تورم با شدت ویرانگر بازگشت. در سال ۱۹۹۳، تورم سالانه برزیل به رقم خیره کننده ۲۰۰۰ درصد رسید. اعتماد عمومی به پول ملی و وعده های دولت به صفر رسیده بود و برزیل عملاً در آستانه فروپاشی اجتماعی قرار داشت.

مهندسی ذهن با یک واحد ارزش واقعی (URV)

در این بن بست ناامیدکننده، فرناندو هنریکه کاردوسو، وزیر دارایی و بعداً رئیس جمهور، گروهی از برجسته ترین اقتصاددانان دانشگاهی را گرد هم آورد. تشخیص این تیم پزشکی برای بیمار در حال مرگ اقتصاد برزیل با تمام نسخه های قبلی متفاوت بود. آنها دریافتند که مشکل برزیل تنها نقدینگی نیست، بلکه “فقدان واحد اندازه گیری ارزش” است. پول ملی سه کارکرد اصلی دارد: واسطه مبادله، ذخیره ارزش و واحد حساب. در برزیل در سال ۱۹۹۳، پول ملی (کروزیرو رئال) هر سه عملکرد خود را از دست داده بود. نوسانات قیمت به حدی بود که مردم دیگر ارزش واقعی یک کیلو گوشت یا یک لیتر شیر را نمی دانستند.

تیم اقتصادی طرحی جسورانه به نام تئوری لاریدا را پیشنهاد کرد. آنها به جای اینکه ناگهان ارز جدیدی معرفی کنند یا دستور کاهش قیمت ها را بدهند، یک «ارز مجازی» به نام «Unidade Real de Valor» یا URV (Unidade Real de Valor) ایجاد کردند. مکانیسم عمل URV بسیار هوشمندانه بود. شناسنامه فیزیکی نداشت و در جیب مردم نبود. مردم هنوز از همان ارز متورم قدیمی (کروزیرو) برای تجارت استفاده می کردند، اما دولت دستور داد که تمام قیمت ها در فروشگاه ها، حقوق و قراردادها باید بر اساس URV درج شود. ارزش هر URV تقریباً یک دلار آمریکا تعیین شد و ثابت شد. بانک مرکزی هر روز صبح نرخ برابری URV را به کروزیرو اعلام کرد. به عنوان مثال اگر امروز قیمت یک بطری شیر ۱ URV بود و نرخ تبدیل آن ۶۰۰ کروزیرو اعلام می شد، مردم ۶۰۰ کروزی پرداخت می کردند. فردا که تورم کروزیرو بالا برود قیمت شیر ​​۱ URV باقی می ماند اما بانک مرکزی اعلام می کند که نرخ تبدیل به ۶۱۰ کروزیرو رسیده است.

این جدایی بین «واحد قیمت گذاری» (URV) و «ابزار پرداخت» (کروزیرو) تأثیر روانی فوق العاده ای داشت. در عرض چند ماه مردم متوجه شدند که قیمت کالاها در URV ثابت است و این تنها پولی است که در جیب آنها بی ارزش می شود. این ثبات نسبی در برچسب قیمت، انتظارات تورمی را آرام کرد و ذهنیت مردم را از رقابت برای افزایش قیمت ها منحرف کرد. برخلاف طرح‌های قبلی که به صورت محرمانه اجرا می‌شد، دولت نرخ تبدیل را با شفافیت کامل اعلام کرد و اعتماد از دست رفته را قطره قطره بازگرداند.

روز گذار و سقوط آزاد تورم

بعد از حدود چهار ماه تمرین ذهنی با پول مجازی و همگرایی قیمت های نسبی، نوبت به جراحی نهایی رسید. در اول جولای ۹۴، دولت اعلام کرد که URV دیگر مجازی نخواهد بود و تبدیل به ارز فیزیکی رسمی کشور به نام رئال خواهد شد. در یک عملیات لجستیکی عظیم، دولت اسکناس های جدید را توزیع کرد و اعلام کرد که هر ۱ واقعی دقیقاً برابر با ۱ URV، معادل ۲۷۵۰ کروزیرو قدیمی است.

041113

نتیجه خیره کننده بود و شبیه یک معجزه بود. آمارهای رسمی ثبت شده توسط بانک مرکزی برزیل عمق این موفقیت را نشان می دهد. در خرداد ۹۴، آخرین ماه از وجود پول قدیم، نرخ تورم ماهانه به ۴۷.۴۳ درصد رسیده بود. عددی که نشان دهنده یک ابر تورم کامل است. اما در ماه جولای، اولین ماه تولد رئال، نرخ تورم ماهانه به ۶.۸۴ درصد کاهش یافت.

روند نزولی ادامه یافت و به ۱.۸۶ درصد در مرداد و ۱.۵۳ درصد در شهریور رسید. این بدان معناست که ترمزهای قطار تورم مافوق صوت را می توان بدون خروج قطار از ریل یا وارد شدن اقتصاد به رکود عمیق کشید. تورم سالانه که در سال ۹۳ حدود ۲۰۰۰ درصد بود، در سال ۹۵ به ۶۵ درصد و در سال ۱۹۹۸ به ۳.۲ درصد کاهش یافت.

درس هایی فراتر از اعداد

موفقیت پروژه Real تصادفی نبود و به ایده خلاقانه URV محدود نشد. این طرح بر دو رکن اصلی دیگر استوار بود که بدون آنها بازی روانی با پول مجازی محکوم به شکست بود. اول، “انضباط سخت مالی” یا لنگر بودجه بود. همزمان با اجرای این طرح، تیم اقتصادی با کاهش هزینه ها و اصلاحات مالیاتی کسری بودجه دولت را به شدت محدود کرد تا موتور چاپ پول خاموش شود. آنها می دانستند که اگر چاپ پول ادامه پیدا کند، پول جدید به سرنوشت پول های قدیمی دچار می شود. عامل دوم «عدم سرکوب قیمت ها» بود. در طول اجرای این طرح، دولت هرگز به قیمت گذاری دستوری متوسل نشد و اجازه داد بازار با واحد جدید تطبیق یابد. این رویکرد باعث شد که کالاها در قفسه ها باقی بمانند و کمبودی وجود نداشته باشد.

تجربه برزیل درس های عمیقی برای اقتصادهایی دارد که با تورم مزمن و انتظارات تورمی بالا سروکار دارند. این تجربه نشان داد که وقتی تورم در ذهنیت جامعه ریشه دواند، سیاست های پولی کلاسیک به تنهایی کافی نیست. جامعه ای که سال ها با تورم زندگی کرده است، رفتار تورمی ناخودآگاه دارد و تغییر این رفتار مستلزم بازسازی اعتماد و ایجاد لنگر ذهنی جدید است. برزیل ثابت کرد که حتی پس از ۱۵ سال شکست مطلق و قرار گرفتن در لیست سیاه ترین اقتصادهای جهان، امکان بازگشت به ثبات وجود دارد. به شرطی که تصمیم گیرندگان جرات پذیرش واقعیت های اقتصاد و درمان ریشه ها را به جای مبارزه با معلولان داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *