مشکل اقتصادی و مسیر دیپلماسی

مشکل اقتصادی و مسیر دیپلماسی

گزارش هایی که اخیرا درباره ابعاد فساد و اتلاف منابع منتشر شده است نشان از این واقعیت غیرقابل انکار دارد که رفع تحریم های اقتصادی شرط لازم اصلاحات اقتصادی حداقل در حوزه نفت و گاز و تجارت خارجی است. تا زمانی که تحریم ها پابرجاست، دور زدن تحریم ها عملاً یک ضرورت اجتناب ناپذیر خواهد بود و دور زدن تحریم ها طبیعتاً متضمن نتایج ناگوار اقتصادی است. اخیرا یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به درستی هشدار داده است که «فروش موازی نفت از مسیرهایی غیر از شرکت ملی نفت خدشه زیادی به منافع ملی وارد کرده است». وقت آن رسیده است که شورای سران یا شام جلوی این رویه فاسد و ناکارآمد را بگیرند.» هشدار وی با این سؤال ادامه می‌یابد: «تمام فساد نفت در حمل و نقل از ایران به مقصد است.

به بهانه تحریم نفت می بریم چین، با نعنا. هیچ کس حاضر به فروش فوب نیست. زیرا تمامی پورسانت ها در مسیر ارسال پرداخت می شود. این کمیسیون ها در اعداد جعلی برای دموراژ، اجاره تانک، انتقال کشتی به کشتی و مواردی از این دست پنهان می شوند. آیا رهبران نیروها وارد می شوند یا شام؟ این علامت سوال با توجه به امکان برخورد با مسئولین بسیار قابل توجه است و حکایت از تردید سوال کننده و البته ابعاد بسیار پیچیده مشکل دارد.

برای روشن شدن بحث، لازم است به نظریه «انتخاب عمومی» جیمز بوکانان، اقتصاددان برنده جایزه نوبل اشاره کرد که بر این نکته تاکید دارد که رفتار عادی انسان ها به طور کلی، چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی فعال باشند، به دنبال منافع و اهداف فردی خود هستند. به نظر او، اشتباه اقتصاددانان کلاسیک این بود که آنها تصور می کردند انگیزه رفتار انسان هنگام کار در بخش خصوصی، منافع شخصی است. اما وقتی او در بخش دولتی یا برای دولت کار می کند، ماهیت او ناگهان تغییر می کند و انگیزه علاقه شخصی جای خود را به دنبال منافع یا منافع عمومی می دهد.

بوکانان با نظریه ابداعی خود راه جدیدی را در اقتصاد گشود که بسیاری از سؤالات را در مورد رفتار سیاستمداران و صاحبان قدرت و به طور کلی رابطه بین دولت و اقتصاد روشن کرد. وی به روشنی نشان داد که همان انگیزه های منفعت فردی که در نظام بازار وجود دارد و موجب افزایش ثروت و رفاه در جامعه تحت حاکمیت قانون می شود، در بین سیاستمداران و دولتمردان نیز رواج دارد و اگر در نظام سیاسی تدابیری اتخاذ نشود، موجب فساد و اتلاف منابع می شود. از این رو موضوع «تعارض منافع» در علم اقتصاد جدید مورد توجه ویژه قرار گرفت; این بدان معناست که منافع خصوصی سیاستمدار مسئول امور عمومی یا دولتی نباید با منافع عمومی در جامعه یا کشور در تضاد باشد.

در کشورهای پیشرفته قوانین بسیار سختگیرانه ای در این زمینه اندیشیده شده است و حساسیت افکار عمومی و رسانه های گروهی نسبت به این موضوع بسیار بالاست. اما با وجود این مشکل تضاد منافع حتی در کشورهای پیشرفته نیز به طور کامل حل نشده است و هر از چند گاهی رسانه های عمومی با شدت و ضعف متفاوتی از بروز آن خبر می دهند و این خود گواه عمق و پیچیدگی مشکل است. به این ترتیب مشخص می شود که در کشورهای به اصطلاح در حال توسعه، مشکل «تضاد منافع» بسیار حادتر است. در این میان کشور ما ایران که نیم قرن است از اقتصاد دستوری دولتی رنج می برد و بیش از یک دهه است که از تحریم های فلج کننده اقتصادی رنج می برد، این معضل تأثیر به مراتب شدیدتر و مخرب تری دارد. یافته های علم اقتصاد نشان می دهد که مشکل تضاد منافع و پیامدهای فاجعه بار آن را نمی توان به سادگی با تعبیه نظارت های قانونی و بدتر از آن توصیه های اخلاقی حل کرد.

تنها راه حل موثر، حذف زمینه های شکل گیری این تضاد منافع است. در یک مورد خاص که مقام محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی به آن اشاره و خود تاکید کردند، بحث دور زدن تحریم هاست. تا زمانی که تحریم ها پابرجاست راهی جز دور زدن تحریم ها وجود ندارد که طبیعتا و به طور حتم روندی غیرشفاف دارد و ورود مسئولان بالاتر به این موضوع مشکلی را حل نمی کند.

وقتی مقام محترم نیروی انتظامی که از ابعاد گسترده قاچاق سوخت خبر می دهد و می گوید متخلف، شخص حقوقی یا حقیقی، مجموع جریمه نزدیک به ۱۱ هزار میلیارد تومان را در کمتر از یک ساعت به حساب قوه قضاییه واریز می کند، اما نامی از این شخص حقیقی یا حقوقی نمی برد، باید شرح مفصل این جلد را بخوانیم! یادآور می شویم که ابعاد مالی دور زدن تحریم ها اگر بیشتر از این مبالغ نباشد کمتر نیست. بنابراین کدام مقام مسئول قدرت و اراده نظارت و کنترل بر فعالیت های دور زدن تحریم ها را دارد؟ تا زمانی که تحریم ها وجود داشته باشد، هیچ راه مطمئن و مطمئنی برای دور زدن آنها وجود نخواهد داشت. البته آسیب های ناشی از ادامه تحریم ها به اقتصاد ملی تنها به موارد ذکر شده محدود نمی شود. این تحریم ها هزینه های تولیدکنندگان و تجار را برای هر گونه فعالیت اقتصادی بسیار افزایش داده و عرصه را در بازارهای داخلی و بین المللی بر آنها تنگ کرده است. این تصور که با وجود ادامه تحریم ها، اقتصاد کشور می تواند سالم و شکوفا شود، خیالی باطل و خطرناک است که اقتصاد ایران را به سمت «کوبایی شدن» سوق می دهد.

تحریم اقتصادی و انسداد عملی تجارت آزاد بین المللی برای کشور ما در حال حاضر موضوعی در میان دیگر مسائل نیست، بلکه شرط لازم برای اصلاحات واقعی اقتصادی و ساختن آینده ای همراه با توسعه و رفاه عمومی است. متأسفانه صدایی که از مقامات دیپلماتیک کشور شنیده می شود نشان از واقع بینی و هوشمندی لازم در این زمینه ندارد. تاکید بر مواضع انفعالی و تکرار مکرر بدون هیچ ابتکار سازنده ای برای رفع تحریم های اقتصادی راه به جایی نمی برد و تنها نشانه تکمیل کار است. دیپلماسی ما نیازمند یک رویکرد اقتصادی هوشمندانه است که هدف آن رفع تحریم ها یا حداقل کاهش آن و ارائه پیشنهادهای عملی سازنده در این راستا باشد.

گشودن فصل گفتگوهای اقتصادی و تجاری بین نهادهای ایرانی و فعالان اقتصادی و تجار با همتایان غربی خود می تواند افق های جدیدی را برای یافتن راه حل هایی هرچند محدود بگشاید. منابع و ظرفیت های کشور ما آنقدر گسترده و غنی است که هر فعال اقتصادی را به گفت و گو ترغیب می کند تا بتواند از آن بهره مند شود. گشایش این مسیر یکی از وظایف ذاتی دیپلماسی کشور در این شرایط خطرناک است.

منبع: سرمقاله روزنامه دنیای اختاز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *