ماندن فرزین در دولت و چند سوال از رئیس جمهور

ماندن فرزین در دولت و چند سوال از رئیس جمهور

اکوایران: شهروندانی که این رفت و آمد و به طور مشخص تغییر صندلی یک فرد در کابینه را مشاهده می کنند چه پیامی از رئیس جمهور دریافت می کنند؟ آیا انتصاب محمدرضا فرزین به عنوان دستیار ویژه، سیگنالی از تداوم سیاست های قبلی به بازار ارز ارسال نمی کند و تاثیر روانی تغییر رئیس بانک مرکزی را خنثی نمی کند؟

به گزارش اکوایران، مسعود بیزیکیان در حکمی محمدرضا فرزین، رئیس سابق بانک مرکزی را به عنوان معاون اقتصادی ویژه رئیس جمهور منصوب کرد.

فرزین به عنوان «معاون ویژه اقتصادی» رئیس جمهور در دولت ماندگار شد و به نظر می رسید یکی از دلایل استعفای وی از سمت ریاست بانک مرکزی نارضایتی از عملکرد وی بوده است. پس از رشد سریع قیمت ارز در هفته های اخیر، فرزین مورد انتقادات بسیاری قرار گرفت و به عنوان یک سیاست گذار پولی مقصر بحران رشد نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی قلمداد شد.

در این میان برخی مدعی شدند که تیم اقتصادی دولت چهاردهم اختلاف نظر دارد و فرزین با وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامه و بودجه اختلاف راهبردی دارد. بنابراین حداقل این دسته از ناظران امیدوار بودند که بازگشت عبدالناصر همتی وزیر استیضاح شده دولت پزشکی باعث انسجام و چابکی کابینه شود.

اما با انتصاب محمدرضا فرزین به سمت «دستیار ویژه اقتصادی» رئیس جمهور، ابهاماتی به وجود می آید که در قالب چند سوال قابل طرح است. اگر محمدرضا فرزین به عنوان یک سیاست گذار پولی موفق نبود، به عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور چه نقش موثری می تواند داشته باشد؟ آیا این روش ترک یک مدیر و بازگرداندن او تحت انتصابی دیگر با پایبندی رئیس جمهور به شایسته سالاری منافات ندارد؟ آیا این پاداش برای ژنرال سابق است؟

شهروندانی که ناظر این رفت و آمد و به عبارت دقیق تر تغییر صندلی یک فرد در کابینه هستند، چه پیامی از رئیس جمهور دریافت می کنند؟ آیا انتصاب محمدرضا فرزین به عنوان دستیار ویژه، سیگنالی از تداوم سیاست های قبلی به بازار ارز ارسال نمی کند و تاثیر روانی تغییر رئیس بانک مرکزی را خنثی نمی کند؟

به نظر می رسد نگاه رئیس جمهور به استفاده از متخصصان و کارشناسان بر انتصابات وی سایه افکنده است. این تصور که کارشناسان با ابزارهای فکری و سوگیری های مختلف می توانند کنار هم بنشینند و به تصمیمات بهینه برسند، نه تنها از نظر تئوریک غیرممکن است، بلکه دلایل تجربی و تاریخی زیادی برای عدم امکان آن وجود دارد. در شرایطی که اقتصاد ایران از مشکلات و موانع عدیده ای رنج می برد، عدم انسجام در تیم اقتصادی دولت، قدرت تصمیم گیری را از قوه مجریه سلب کرده و کابینه را بلاتکلیف تر می کند.

از سوی دیگر این سوال پیش می آید که تکلیف رئیس کل جدید بانک مرکزی چیست؟ اگر نظرات رئیس جمهور جدید با نظرات دستیار رئیس جمهور (رئیس جمهور سابق) مغایرت داشته باشد، رئیس جمهور ابتدا کدام نظر را خواهد گرفت؟ آیا این ساختار باعث ناهماهنگی بیشتر در تیم اقتصادی دولت نمی شود؟

به نظر می رسد حضور رئیس جمهور قبلی در کابینه می تواند بر رئیس جمهور جدید سایه بیاندازد. رئیس جمهور در چهارراه رایزنی با «دستیار ویژه» (نخست وزیر سابق) و «نخست وزیر فعلی» که وحدت فرماندهی را در تصمیم گیری های اقتصادی از بین می برد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: