شورانر فصل سوم The Rings of Power توصیح می‌دهد چرا نازگول‌ها برخلاف روایت اصلی تالکین، خیلی زود معرفی شدند

شورانر فصل سوم The Rings of Power توصیح می‌دهد چرا نازگول‌ها برخلاف روایت اصلی تالکین، خیلی زود معرفی شدند

فصل سوم سریال The Lord of the Rings: The Rings of Power گروه مشهور نازگول‌ها را وارد داستان این مجموعه از پرایم ویدیو می‌کند.

The Lord of the Rings: The Rings of Power همواره یکی از بزرگ‌ترین و پربیننده‌ترین سریال‌های سرویس استریم پرایم ویدیو بوده است. اکنون فصل سوم از راه رسیده و داستان سرانجام به یکی از اتفاقات موردانتظار مخاطبان می‌پردازد؛ سائورون نه‌تنها تاج نمادین خود را به دست می‌آورد، بلکه ساخت حلقه یگانه و مشهور را نیز آغاز می‌کند.

یکی از ویژگی‌های همیشگی The Rings of Power، فشرده‌سازی خط زمانی اسطوره‌شناسی اصلی جی. آر. آر. تالکین بوده است. سازندگان مجموعه معتقدند برای روایت داستانی منسجم، جذاب و پیوسته در قالب یک سریال تلویزیونی، اعمال چنین تغییراتی ضرورت دارد.

این روند در فصل سوم، که پرایم ویدیو امیدوار است داستان آن در پنج فصل روایت شود، همچنان ادامه دارد. در این فصل، خدمتگزاران و فرماندهان نزدیک سائورون، یعنی نازگول‌ها که در سریال با نام نازگول شناخته می‌شوند، معرفی خواهند شد. طبق روایت اصلی جی. آر. آر. تالکین، این موجودات قرن‌ها پس از دوره زمانی تقریبی اتفاقات سریال ظاهر شدند.

وب‌سایت دایرکت در گفت‌وگویی اختصاصی با پاتریک مک‌کی، شورانر The Lord of the Rings: The Rings of Power، درباره دلیل معرفی زودهنگام نازگول‌ها پرسید. او توضیح داد چرا حضور این شخصیت‌ها در خط زمانی فشرده‌شده سریال برای روایت داستان اهمیت زیادی دارد.

همچنین با رابرت آرامایو، بازیگر نقش الروند، و دنیل ویمن، بازیگر نقش گندالف، گفت‌وگو شده است. آن‌ها درباره ارتباط دوباره الروند با برادرش، اِلروس، و پذیرفتن ماهیت جاودانه گندالف صحبت کردند.

دایرکت از پاتریک مک‌کی پرسید:

این سریال همواره در خط زمانی و فشرده‌سازی رویدادها تغییراتی ایجاد کرده و در فصل جدید نیز نازگول‌ها خیلی زودتر از زمان معرفی آن‌ها در روایت اصلی حضور پیدا می‌کنند. چرا انجام این تغییر برای داستان سریال ضروری بود و چه اهمیتی برای روایت موردنظر شما داشت؟

پاتریک مک‌کی گفت:

برای توضیح این موضوع باید کمی به دنیای اسطوره‌شناسی تالکین برگردیم. یکی از پرسش‌های محوری در کتاب‌ها که ما هم علاقه‌مند به پرداختن به آن در سریال هستیم، این است که حلقه‌ها در ابتدا وسوسه‌انگیز بودند. مردم پیش از آنکه حلقه‌های قدرت به نفرین تبدیل شوند، واقعاً خواهان به‌دست‌آوردن آن‌ها بودند. این حلقه‌ها راه‌حلی برای مشکلات به شمار می‌رفتند و قدرت یا ثروت در اختیار صاحبانشان قرار می‌دادند. بنابراین اگر یکی از آن ۹ انسانی باشید که برای دریافت حلقه انتخاب و جذب می‌شوند، باید این وسیله در ابتدا مزیتی واقعی برای شما داشته باشد.

مک‌کی در ادامه توضیح داد که به نظرش تبدیل‌شدن فوری انسان‌ها به بردگانی متنفر از همه‌چیز، بلافاصله پس از به‌دست‌آوردن حلقه، روایت جذابی نبود. او ترجیح می‌داد مسیر تدریجی عطش قدرت در این شخصیت‌ها و سقوط آرام آن‌ها به بندگی ابدی سائورون را به تصویر بکشد. مک‌کی گفت:

اینکه حلقه را در انگشت خود کنید و ناگهان از همه‌چیز متنفر شوید و به برده تبدیل شوید، هیچ مسیر داستانی جذابی ندارد. اما تصور اینکه انسان‌ها برای به‌دست‌آوردن چنین حلقه‌ای اشتیاق داشته باشند، چون به آن‌ها قدرت می‌دهد، قوی‌ترشان می‌کند، در میدان نبرد به جنگجویانی ترسناک تبدیل می‌شوند و جایگاه مهمی در ارتش سائورون به دست می‌آورند، بسیار جذاب‌تر خواهد بود. مخاطب باید این مسیر را ببیند و احساس کند. بنابراین میان دریافت حلقه و زمانی که این افراد کاملاً تحت سلطه اراده سائورون قرار می‌گیرند، فاصله زیادی وجود دارد.

او درباره نگاه اولیه این انسان‌ها به حلقه‌های قدرت نیز توضیح داد که در آغاز، دریافت چنین حلقه‌ای برای آن‌ها مانند برنده‌شدن در یک بخت‌آزمایی بزرگ به نظر می‌رسد. مک‌کی گفت:

در ابتدا، این اتفاق برای آن‌ها شبیه برنده‌شدن در بخت‌آزمایی است. مخاطب باید بداند و ببیند چرا یک نفر ممکن است جذب چنین پیشنهادی شود. در برخی موارد، لحظه پذیرفتن این پیشنهاد را به‌صورت مستقیم در سریال نمایش می‌دهیم و در موارد دیگر با شخصیتی روبه‌رو می‌شویم که پیش‌تر چنین معامله‌ای را پذیرفته است. با این حال، می‌خواهیم هر دو جنبه را نشان دهیم؛ اینکه این حلقه چه قدرتی به آن‌ها می‌دهد و چرا چنین قدرتی تا این اندازه وسوسه‌انگیز است.

دایرکت از رابرت آرامایو پرسید:

در فصل سوم، الروند به شکلی دوباره با برادر دوقلویش اِلروس ارتباط برقرار می‌کند و هم‌زمان وارد مسیری می‌شود که او را به نومه‌نور و داستان ساکنان آن پیوند می‌دهد. می‌توانید درباره رابطه این دو برادر در گذشته و تأثیر این ارتباط دوباره، با وجود زنده‌نبودن اِلروس، بر تصمیم‌ها و مسیر الروند در فصل جدید توضیح دهید؟

رابرت آرامایو گفت:

از دست‌دادن برادرش زخمی عمیق برای الروند به جا گذاشته است. تجربه‌ای که او پشت سر گذاشته، برای یک الف بسیار منحصربه‌فرد به شمار می‌رود؛ اینکه فردی با چنین پیوند نزدیکی با شما، به‌تدریج تحلیل برود و بمیرد. فکر می‌کنم ارتباط خاص الروند با مفهوم فناپذیری، دلیل رابطه عمیق او با دورین باشد؛ زیرا او این موضوع را از زاویه‌ای متفاوت درک می‌کند. در فصل جدید نیز الروند بارها مجبور می‌شود برای رسیدن به هدفی بزرگ‌تر با این احساسات روبه‌رو شود. گاهی باید کاری انجام شود و او ناچار به پذیرش فداکاری است. من چنین لحظاتی را برای شخصیت او دوست دارم، زیرا وقتی الروند مجبور به چنین ازخودگذشتگی‌هایی می‌شود، رفتار او کاملاً باورپذیر به نظر می‌رسد.

دایرکت از دنیل ویمن پرسید:

این نخستین فصلی است که می‌توانید هویت واقعی شخصیت خود، یعنی گندالف، را آشکارا بپذیرید. دیگر خبری از راز بزرگی که او را در هاله‌ای از ابهام قرار داده بود، نیست. این تغییر چه تأثیری بر تجربه شخصی شما در سریال، بازیگری و جان‌بخشیدن به این شخصیت در داستان فصل سوم داشته است؟

ویمن گفت:

چیزی که همیشه برای من جالب بوده، این است که مخاطبان از بیرون دائماً می‌پرسیدند او کیست، قرار است به چه کسی تبدیل شود و آیا در نهایت با شخصیتی آشنا روبه‌رو خواهیم شد یا نه. اما تجربه من از درون این مسیر کاملاً متفاوت بوده است. در دو فصل نخست، من شخصیت خودم را صحنه به صحنه شناختم و به‌تدریج با او ارتباط برقرار کردم. بنابراین زمانی که سرانجام متوجه شدیم او گندالف است، من از قبل احساس می‌کردم که در حال ایفای نقش همین شخصیت هستم. به همین دلیل، فاصله زیادی میان غریبه و گندالف برای من وجود نداشت.

او در ادامه به تحولی مهم در فاصله زمانی پنج‌ساله میان فصل دوم و سوم اشاره کرد و گفت:

فکر می‌کنم در فاصله زمانی پنج‌ساله میان فصل دوم و سوم، اتفاق مهمی رخ داده که باعث شده گندالف ماهیت جاودانه خود را به‌طور کامل بپذیرد. او همیشه وجود داشته و به شکلی همیشگی به حضور خود ادامه خواهد داد. شاید نه لزوماً در قالب گندالف در سرزمین میانه، اما قطعاً در جهان هستی حضور خواهد داشت. این آگاهی چه تغییری در او ایجاد کرده است؟ به نظرم مسیر زندگی‌اش را گسترش داده و نیاز به کنترل همه‌چیز را در وجودش کاهش داده است. اکنون فضای بیشتری برای شنیدن حرف‌های دیگران، همراهی با آن‌ها و ارتباط با موجودات مختلف دارد. همچنین می‌تواند خوبی‌های وجود دیگران را بهتر ببیند و از نیکی و ذات مثبت آن‌ها حمایت کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: