اکوایران: چشم انداز رهایی از محاصره دلار، تصویر دروازه ای شرقی را برای سیاست گذاران به نمایش گذاشته است که در پس وعده های فنی، زنجیره های نامرئی و انحصار جدیدی برای اقتصاد ایران پنهان شده است. اما درست در جایی که به نظر می رسد یک راه فرار پیدا شده است، ترکیبی از دیوارهای بلند نظارت در بیرون و مقاومت قوی شبکه در داخل، سرنوشت این بازی را به هاله ای از عدم قطعیت می اندازد. مانع اصلی در پکن است یا در لایه های پنهان اقتصاد تهران؟
در ماه های اخیر با تشدید نوسانات ارزی و همچنین مسائل پیرامون عملکرد تراست ها، بار دیگر نام سامانه «سیپس» (CIPS) به عنوان جایگزینی برای سازوکار اعتماد یا تعدیل تبعات بد آن در محافل کارشناسی و رسانه ای کشور مطرح شده است. استدلال حامیان این طرح بر یک پیش فرض ساده استوار است: جایگزینی سوئیفت با پیام رسان چینی برای خنثی سازی تحریم های غرب و همچنین فرار از تله فرار از تحریم.
اما آیا واقعیت عملیاتی در سیستم بانکی بین المللی به همین سادگی است؟ این گزارش سعی دارد ضمن بررسی فرصت ها، اتصال فنی و استراتژیک به CIPS را تحلیل کرده و چالش های نوظهور آن را در چارچوب یک «مدل ترکیبی» ارزیابی کند. هدف از این گزارش پاسخ به این سوال است که آیا با پیوستن به SIPS چالش های فروش نفت در سایه تحریم حل می شود؟ موانع ساختاری و فنی برای دستیابی به این هدف چیست؟
اول جرعه جرعه (چیپس) کالبد شکافی فنی و جایگاه آن در اقتصاد جهانی چیست؟
قبل از هر تحلیلی باید ماهیت این ابزار را شناخت. سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی (CIPS) زیرساختی است که چین در سال ۲۰۱۵ برای بین المللی کردن پول ملی خود (یوآن) و کاهش وابستگی به زیرساخت های غربی راه اندازی کرد.
برخلاف تصور عمومی، SIPS به خودی خود یک بانک نیست. بلکه «شاهراه اطلاعات و استقرار» است. حجم معاملات روزانه در این سامانه به صدها میلیارد یوان می رسد. در سال ۲۰۲۴، حجم کل تراکنش های SIPS به بیش از ۱۷۵ تریلیون یوان (حدود ۲۴.۵ تریلیون دلار) خواهد رسید که نسبت به سال قبل حدود ۴۳ درصد افزایش داشته است. تا اواسط سال ۲۰۲۵ تعداد مشارکت کنندگان مستقیم و غیرمستقیم این سیستم به حدود ۱۶۸۳ موسسه مالی در بیش از ۱۲۰ کشور جهان رسیده است.
با این حال، مقایسه آن با SWIFT یک شکاف قابل توجه را نشان می دهد. سوئیفت همچنان بیش از ۹۰ درصد تراکنش های بین المللی را تحت الشعاع قرار می دهد. اما برای کشورهایی مانند ایران و روسیه که از مدار دلار حذف شده اند، SIPS رقیب سوئیفت نیست، بلکه تنها روزنه تنفسی باقی مانده در سیستم بانکی رسمی جهان است.
دوم پیش نیازها و چالش های عملیاتی: چرا «اتصال» کافی نیست؟
فقط دسترسی فنی به SIPS مشکل ایران را حل نمی کند. این سیستم مانند لوله آب است. تا زمانی که «مخزن» (بانک عامل) به آن متصل نباشد جریانی تشکیل نمی شود. در اینجا با چهار چالش اساسی روبرو هستیم که معمولاً در تحلیل های سطحی نادیده گرفته می شوند.
الف) معمای «بانک عامل» و تحریم های ثانویه
SIPS تراکنش ها را به یوان تسویه می کند، اما بانک ها را ملزم می کند که به عنوان کارگزار عمل کنند. بانک های بزرگ چین که سهامداران عمده SIPS هستند، به شدت در بازارهای مالی ایالات متحده و اروپا ادغام شده اند. آنها از ترس “تحریم های ثانویه” و قطع دسترسی آنها به دلار حاضر به همکاری با ایران حتی در چارچوب SIPS نیستند. تنها گزینه باقی مانده برای ایران، همکاری با بانک های کوچک و محلی در چین است که هیچ گونه تعاملی با غرب ندارند. فرآیندی مشابه آزمایش کانلون، که توسط وزارت خزانه داری ایالات متحده در سال ۲۰۱۲ تحریم شد. استفاده از بانک های کوچک و محلی به این معنی است که کانال مالی محدود، کم حجم و بسیار آسیب پذیر خواهد بود.
ب) تله یوان و انحصار تجارت
اتصال به SIPS به معنای پذیرش “یوان” به عنوان ارز تسویه حساب است. از آنجایی که یوان هنوز یک ارز کاملاً جهانی نیست، ایران نمی تواند به سادگی درآمدهای نفتی خود را به یورو یا سایر ارزها تبدیل کرده و آن را در بازارهای جهانی خرج کند. این پدیده منجر به “تله یوان” می شود. شرایطی که ایران مجبور است درآمد خود را صرف خرید کالاهای چینی کند. این امر در نهایت منجر به انحصار تجاری چین در بازار ایران و کاهش کیفیت کالاهای وارداتی به دلیل عدم وجود رقابت خواهد شد. معضلی که از یک سو با افزایش فشار اقتصادی غرب به تدریج به تنها گزینه تجارت در اقتصاد ایران تبدیل خواهد شد.
ج) چالش حاکمیت داده
شاید مهم ترین ریسک پنهان موضوع اطلاعات باشد. در مکانیزم اعتماد، تراکنش ها غیرشفاف و غیرقابل ردیابی هستند. اما در پلتفرم SIPS تمام جزئیات خرید و فروش ایران – چه چیزی می خریم، از چه کسی، به چه قیمتی – در سرورهای بانک مرکزی چین ثبت می شود. این “شفافیت اجباری” برای یک قدرت خارجی به پکن اهرم قدرتمندی در مذاکرات سیاسی و اقتصادی آینده می دهد.
این امر به ویژه با توجه به تنوع روابط خارجی چین با کشورهای جنوب خلیج فارس اهمیت می یابد. به عبارت دیگر، تعمیق روابط چین با این کشورها به ویژه امارات می تواند دسترسی ایران به این شبکه را قطع کند. مشابه آنچه در مورد سوئیفت رخ داد.
د) Garh Kaur FATF: استانداردهای بانکی فراتر از تحریم ها
بسیاری از تحلیلگران مانع اصلی را تحریم های ثانویه آمریکا می دانند، اما مانع بزرگتر برای اتصال به شبکه رسمی بانکی (حتی در چین) موضوع استانداردهای گروه ویژه اقدام مالی (FATF) است. لازم به ذکر است که Sips یک شبکه غیرقانونی نیست. بانک های عضو این شبکه موظفند قوانین مبارزه با پولشویی (AML) و تامین مالی تروریسم را به شدت رعایت کنند. چین یکی از اعضای فعال FATF است و سیستم بانکی آن استانداردهای نظارتی دقیقی دارد. تا زمانی که نام ایران در “لیست سیاه” FATF باشد، وضعیت معاملات ایران به عنوان “پرخطر” طبقه بندی می شود.
در این شرایط، بانک های چینی ملزم به انجام فرآیند پیچیده و پرهزینه «شناسایی مشتری» (Enhanced Due Diligence) برای هر تراکنش هستند. تجربه نشان داده است که بانکهای تجاری – حتی بانکهای کوچک – در ازای ریسکهای قانونی و نظارتی ایران، سود ناچیز تعامل با ایران را میدهند. بنابراین حتی در صورت رفع تحریم دلار، مانع FATF اجازه افتتاح حساب رسمی و روان سازی معاملات در بستر SIPS را نخواهد داد و ایران همچنان مجبور به استفاده از روش های پنهان و غیررسمی خواهد بود.
سوم راه حل میانی روی کاغذ؛ الگوی مخلوط و ضرورت تنوع
با توجه به چالش های فوق، اتکای مطلق به SIPS به همان اندازه خطرناک است که اتکای مطلق به شبکه گران قیمت و غیرشفاف تراست ها. راه حل منطقی در شرایط تحریم، حداقل روی کاغذ، حرکت به سمت «نظام پرداخت ترکیبی» است.
در این مدل کشور باید سبد ارزی و کانال های پرداخت خود را از یکدیگر جدا کند. SIPS باید به کانال رسمی واردات کالاهای اساسی، دارو و مواد اولیه غیر حساس که ریسک تحریم کمتری دارند، اختصاص یابد. در این مدل باید از کانال تراست ها برای کالاهای استراتژیک، دو مولفه و دور زدن گلوگاه های سخت تحریم استفاده کرد.
الف) مزایای این مدل
مهمترین دستاورد این رویکرد شکستن «قدرت قیمت گذاری» است. وقتی شبکه اعتماد می داند که ایران گزینه جایگزین دارد، مجبور می شود برای حفظ سهم خود در بازار، کارمزدهای نجومی و غیرشفاف خود را کاهش دهد. مدل ترکیبی انحصار را از بین میبرد و قدرت چانهزنی سیاستگذار ایرانی را در برابر تسلیحات خارجی (چین) و داخلی (کارگزار) افزایش میدهد.
ب) چالش همزیستی
البته این مدل نیاز به فایروال قوی دارد. اگر پول حاصل از فروش خاکستری نفت وارد شبکه رسمی SIPS شود، خطر “آلودگی” کل شبکه و بسته شدن حساب ها توسط چین وجود دارد. مدیریت جداسازی این دو جریان مالی نیازمند بوروکراسی چابک و دقیق برای ادامه حرکت موازی این دو کانال است.
چهارم. مانع اصلی: اقتصاد سیاسی و تضاد منافع شبکه ذینفعان
جدای از همه پیچ و خم های فنی، توانایی های اجرایی و موانعی چون خروج از لیست سیاه FATF، موضوع اساسی و مهم، تضاد منافع در ساختار حاکمیتی اقتصادی کشور است. روزنامه جوان در این رابطه عنوان کرد که «شبکه اعتماد به تدریج ذی نفعانی پیدا کرده که از ادامه آن سود می برند و طبیعی است که در برابر هر تغییری مقاومت نشان دهند».
در گزارش شماره ۵۹۲ هفته نامه تجارت فردا در خصوص متولیان به حضور فعال آنها در رستوران خاصی در دبی اشاره شده و احتمال تاثیر آنها بر اقتصاد ایران بررسی شده است. تأثیر آن در آذر و دی ۱۴۰۴ دیده شد: «اگر این افراد دور یکدیگر جمع شوند و بخواهند عمداً تصمیم بگیرند و بر سیاست داخلی ایران تأثیر بگذارند و این نوع تصمیمات با هماهنگی جمعی اعمال شود، اقتصاد با چالش مواجه خواهد شد».
شبکه های امانی همانطور که رحیم زارع، نماینده مجلس دوازدهم و عضو کمیسیون برنامه و بودجه گفته است «از دولت و از شرکت ها و بانک های دولتی هستند». به همین دلیل است که حتی در اوج بحران همه وزرا و معاونان دولت در مورد بحث امانت ها سروصداهای مشابهی به راه می اندازند. وزیر نفت علیرغم مخالفت برخی نمایندگان مجلس و رئیس سازمان برنامه و بودجه تصریح می کند: متولیان غول بی شاخ و دم نیستند و بخشی از روند فروش نفت هستند و سال هاست که در فروش نفت نقش آفرینی می کنند.
بنابراین به نظر می رسد پیشنهاد استفاده از SIPS به تنهایی نمی تواند مشکلات را حل کند و چالش های زیادی در اجرای آن وجود دارد. علاوه بر این، تضاد منافع شبکه اعتماد مانعی بسیار بزرگتر در برابر استفاده از این مسیر پیشنهادی است که نیازمند اراده سیاسی و اجماع در سطوح بالای حکومتی است.





