کسری بودجه سال ۱۴۰۳ با برداشت از وجوه، جبران خسارت و انتشار گسترده اوراق قرضه جبران شد. راه حل های کوتاه مدت هزینه سنگینی را بر رشد، تورم و شفافیت آینده تحمیل کرد.
وقتی هزینههای دولت از منابعش بیشتر شود، باید کسری بودجه را به روشهای مختلف پوشش دهد، همانطور که خانوارها وام میگیرند. اما این «وام» برای دولت پیچیدهتر و پرهزینهتر است. براساس گزارش عملکرد مالی ۱۴۰۳، دولت توانست ۲ هزار و ۲۹۹ تلاش از محل منابع عمومی معادل ۹۰ درصد رقم مصوب محقق کند اما در عین حال هزینه ها حدود ۹ درصد بیش از رقم قانونی شده اجرا شد. همچنین ۳۰۵ همت برای جبران کسری هدفمندی یارانه ها و کالاها هزینه شده است. در نهایت کسری بودجه حدود ۷۹۱ همات برآورد شد که باید از جایی تامین می شد.
کانال های استقراض؛ از حقوق گرفته تا برداشت از وجوه
دولت چهار کانال اصلی برای تامین کسری بودجه دارد: استقراض بانک مرکزی، برداشت از حساب شرکتهای دولتی، برداشت از صندوق توسعه ملی و انتشار اوراق بدهی. سال گذشته ۴۰ هزار میلیارد تومان از حقوق بانک مرکزی برداشت شد; اگر این برداشت تا پایان سال برنگردد، بانک مرکزی مجبور به خلق پول می شود که زمینه ساز تورم می شود. دولت همچنین ۳۵ فقره حمت از حساب شرکتهای دولتی برداشت کرد که میتواند نقدینگی و مشکلات مالی این شرکتها را تشدید کند و در صورت نیاز به تسهیلات بانکی، مجددا به پایه پولی فشار بیاورد.
سهم نسل های آینده؛ برداشت از صندوق توسعه ملی
صندوق توسعه ملی که برای حفظ منابع نفتی برای نسلهای آینده ایجاد شد، در سال ۱۴۰۳ بهطور چشمگیری مورد استفاده قرار گرفت. رقمی که در گام اول حدود ۳۸۶ همت در اختیار دولت بود. مجموع برداشت مستقیم و اقلام مربوط به صندوق در طول سال بیش از ۴۶۰ همات اعلام شده است که بخش قابل توجهی از منابع آتی را حذف می کند.
اوراق؛ استقراض رسمی اما با هزینه آتی
انتشار اوراق بدهی یکی دیگر از منابع مهم تامین مالی است. قانون آزادسازی ۲۵۴ اوراق قرضه را پیش بینی کرده بود، اما دولت از آن فراتر رفت و ۲۵۵ اوراق دیگر را فروخت. فروش گسترده اوراق قرضه فشار مالی بلندمدت ایجاد می کند. زیرا سررسیدها فرا میرسد و دولت باید علاوه بر اصل مبلغ، سود آن را بپردازد – بدهی که به نسلهای آینده منتقل میشود.
معیارهای پایداری و مفاهیم ساختاری
نسبت درآمد به هزینه که نشان میدهد چند درصد از هزینههای جاری از درآمدهای پایدار مانند مالیات تأمین میشود، در سال ۱۴۰۳ حدود ۷۰ درصد ثبت شد. یعنی حدود ۳۰ درصد کسری ساختاری وجود دارد. همچنین دولت ۲۱ درصد بیشتر از مصوبات از خزانه برداشت کرده است که نشان می دهد مدیریت مالی تحت فشار است. این متغیرها هشدار واضحی هستند: اتکا به منابع ناپایدار و برداشت از ذخایر آتی باعث کاهش شفافیت مالی و افزایش ریسک تورم و انباشت بدهی می شود.
اصلاحات ساختاری، نه چند ترفند موقت
تثبیت تامین مالی دولت مستلزم اصلاحات ساختاری است: بودجه ریزی بر اساس ظرفیت واقعی اقتصاد، گسترش درآمدهای مالیاتی و گمرکی به عنوان منابع پایدار، شفاف سازی یارانه های پنهان و بدهی های دولتی و مشروط کردن حمایت ها به اهداف انتقال فناوری و سرمایه گذاری مولد. بدون این اصلاحات، برداشت مکرر از صندوق ها، اتکا به بدهی و انتشار اوراق قرضه نامحدود، اقتصاد را به مسیر بی ثباتی دائمی سوق خواهد داد.
سال ۱۴۰۳ نشان داد که دولت می تواند در کوتاه مدت هزینه ها را پوشش دهد، اما هزینه های میان مدت و بلندمدت این تصمیمات، افزایش پایه پولی، کاهش ذخایر آتی و انباشت بدهی، شرایط رشد آتی و ثبات پولی را به خطر می اندازد. اصلاح سیاست های مالی و شفاف سازی هزینه ها دیگر یک گزینه نیست. لازم است.





