حرکت خطرناک دولت از «نفت» به «تورم»؛ پایان دوران تولید در شرکت های دولتی؟

041107

اکوایران: لوکوموتیو درآمدی دولت در لایحه ۱۴۰۵ تغییر مسیر داد. تغییری آرام اما تکان دهنده که در آن بیش از ۳۳۰ شرکت دولتی سهم اندکی در سودآوری دارند. بررسی لایه های پنهان بودجه نشان می دهد در حالی که غول های سنتی اقتصاد ایران به زانو در آمده اند، جریان پول به مقصدی می رود که نه از «تولید»، بلکه از جای دیگری تغذیه می شود.

لایحه بودجه ۱۴۰۵ کل کشور در بخش شرکت های دولتی حاوی پیام های هشداردهنده و تغییرات ساختاری عمیقی است که در نگاه اول و با بررسی اعداد و ارقام عمومی ممکن است پنهان بماند. بر اساس گزارش «بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۵ کل کشور (۵)» مرکز پژوهش های شورای اسلامی، منابع و مصارف شرکت های دولتی در این لایحه نسبت به سال قبل با رشد حدود ۴۰ درصدی مواجه بوده است. اما آنچه مهم است میزان این بودجه نیست، بلکه «کیفیت» و «منشا» منابع آن است.

بررسی دقیق مولفه های سودآوری در این لایحه نشان می دهد که لکوموتیو درآمدی دولت در حال تغییر مسیر است. راه آهنی که از ایستگاه های تولیدی و عملیاتی – نفت و گاز – فاصله گرفته و بر اساس تورم پولی و بهره برداری از ثروت معدنی به سمت ایستگاه هایی می رود. این گزارش با تجزیه و تحلیل داده های عملکرد ۱۴۰۳ و پیش بینی های ۱۴۰۵، این فرضیه را بررسی می کند که چگونه تمرکز شدید سودآوری در چند شرکت خاص و تضعیف غول های انرژی تصویر جدیدی از حاکمیت اقتصادی دولت را ترسیم می کند.

اقدام اول: تمرکز ۹۵ درصد سود در باشگاه ۱۳ تیمی

یکی از تکان دهنده ترین آمارهای استخراج شده از پیوست سوم لایحه بودجه ۱۴۰۵، تمرکز شدید و بی سابقه سودآوری در شرکت های انگشت شمار است. بر اساس داده های مرکز تحقیقات ۲۶۴.۸ هزار میلیارد تومان سود ناخالص (درآمد منهای هزینه ها) محاسبه شده است. بر اساس محاسبات همین مرکز، تنها ۱۳ شرکت دولتی تامین حدود ۹۵ درصد از کل سود ناخالص پیش بینی شده برای سال ۱۴۰۵ را بر عهده دارند.

این فهرست شامل بانک مرکزی، ایمیدرو، شرکت ملی نفت، شرکت ملی گاز، سازمان بنادر و دریانوردی، تامین و تولید مواد معدنی، پالایش نفت آبادان، فرودگاه‌ها، پست بانک، آلومینا ایران، طلای زرشوران، پتروشیمی و شهر فرودگاهی امام خمینی (ره) است. معنای دیگر این بیانیه این است که بیش از ۳۳۰ بنگاه دولتی دیگر که در پیوست بودجه درج شده اند، مجموعاً تنها ۵ درصد بار سودآوری دولت را به دوش می کشند.

این تمرکز شدید آسیب‌پذیری ساختاری بودجه را فریاد می‌زند. اقتصاد دولتی ایران نه بر بدنه بزرگ و کارآمد بنگاه های اقتصادی، بلکه بر دوش چند «غول» استوار است که هر کدام به دلایل خاصی – و نه لزوماً بهره وری – سودآور هستند. اگر یکی از این ۱۳ رکن تکان بخورد، سقف درآمدهای دولت فرو می ریزد. نکته نگران‌کننده‌تر در اینجا این است که ترکیب رهبران این فهرست در حال تغییر است و شرکت‌های مولد جای خود را به نهادهای پولی-پولی می‌دهند.

قانون دوم: بانک مرکزی; سودآوری از «تورم»

بر اساس داده های گزارش مرکز پژوهش های مجلس، ۴۲ درصد از سود ناخالص شرکت ها و مؤسسات دولتی در سال ۱۴۰۵ توسط بانک مرکزی تامین می شود. در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ سود سهام بانک مرکزی با افزایش چشمگیری از ۴۰ هزار میلیارد تومان در قانون سال ۱۴۰۴ به ۵۵ هزار میلیارد تومان رسید. این رشد ۳۷ درصدی یکی از عوامل اصلی افزایش ۱۷ درصدی کل سود سهام شرکت های دولتی در لایحه است.

اما سوال اساسی این است که چگونه بانک مرکزی ۵۵ درصد سود ناخالص خواهد داشت. بانک مرکزی یک بنگاه تجاری محسوب نمی شود که هدف آن «حداکثر سود» باشد. وظیفه ذاتی آن حفظ ارزش پول ملی است. سود شناسایی شده در ترازنامه بانک مرکزی عمدتاً ناشی از «ارزیابی دارایی های ارزی» است. به عبارت دیگر، زمانی که ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی کاهش می یابد، ارزش ریالی دارایی های ارزی بانک مرکزی افزایش می یابد و این به عنوان «سود» شناسایی می شود. همچنین عملیات بازار باز و مدیریت نقدینگی نیز می تواند منجر به سود حسابداری شود.

اتکای دولت به دریافت سود از بانک مرکزی تضاد منافع خطرناکی ایجاد می کند. دولتی که برای متعادل کردن بودجه خود به سود بانک مرکزی نیاز دارد، ناخودآگاه از افزایش نرخ ارز و تورم سود می برد. این نوع درآمد که می توان آن را مالیات تورمی پنهان نامید، کم کیفیت ترین نوع درآمد برای دولت است و نشان دهنده ناتوانی بخش واقعی اقتصاد در تامین هزینه های دولت است.

عمل سوم: ظهور ایمیدرو; تکیه بر «خام فروشی» به جای ارزش افزوده

در بررسی عملکرد سال ۱۴۰۳ اتفاق قابل توجهی رخ داده است: سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) با ثبت سود ناخالص ۶۴.۴ هزار میلیارد تومانی در رتبه نخست سودآورترین شرکت های دولتی قرار گرفته است. این سازمان حتی بالاتر از بانک مرکزی (۶۳ همت) و با فاصله نجومی از شرکت ملی نفت (حدود ۱ همت) ایستاده است. برآورد دولت در لایحه بودجه سال آینده نشان می دهد که امیدرو پس از بانک مرکزی در رتبه دوم شرکت ها و مؤسسات سودآور دولتی با سهم ۱۳ درصدی از سود ناخالص قرار دارد.

تحلیل ماهیت درآمدی این سازمان نشان می دهد که این سود لزوماً ناشی از جهش فناوری یا کارایی مدیریتی نیست. ایمیدرو به عنوان بازوی معدنی دولت، دریافت کننده «حقوق» یا «منافع مالکانه» معادن و سود سهام شرکت های بزرگ فلزی و معدنی است. سودآوری ایمیدرو تابعی مستقیم از تورم جهانی کالاها، افزایش نرخ ارز – که باعث افزایش درآمد صادرات معدن می شود – و استخراج منابع طبیعی است.

پیشتازی ایمیدرو در جدول سودآوری نمادی از وابستگی فزاینده بودجه شرکت های دولتی به «رانت منابع» است. در حالی که انتظار می رفت شرکت های صنعتی با ارزش افزوده بالا محرک باشند، دولت همچنان بر درآمد حاصل از استخراج و فروش منابع اولیه – مانند سنگ آهن، مس، طلا و مانند آن متکی است. حضور شرکت هایی چون «تولید و تولید مواد معدنی»، «تولید آلومینا ایران» و «طلای زرشوران» در فهرست ۱۳ شرکت برتر، موید این ادعاست که «خاک» و «سنگ» جایگزین «تولید صنعتی» در سبد درآمدی دولت شده است.

عمل چهارم: سقوط غول های انرژی. فاجعه نفت و گاز

شاید غم انگیزترین بخش گزارش مرکز تحقیقات وضعیت شرکت های ملی نفت و گاز باشد. این دو شرکت که به طور سنتی ستون فقرات اقتصاد ایران بودند، اکنون در صورت های مالی خود با بحران مواجه شده اند.

بر اساس نمودار عملکرد سال ۱۴۰۳، سود ناخالص شرکت ملی نفت به رقم ناچیز حدود ۱ هزار میلیارد تومان کاهش یافته است. برای درک عمق فاجعه کافی است این رقم را با سود ۶۴ همتی ایمیدرو یا ۶۳ همتی بانک مرکزی مقایسه کنیم.

وضعیت شرکت ملی گاز از این هم بدتر است. این شرکت در عملکرد سال ۱۴۰۳ وارد محدوده زیان شده و با زیان ناخالص ۵۸ هزار میلیارد تومانی پس از توانیر در رتبه دوم زیان ده ترین شرکت های دولتی قرار دارد.

گزارش مرکز تحقیقات در تحلیل سقوط این دو غول صنعت انرژی ایران، مفاد برنامه هفتم پیشرفت را عامل اصلی معرفی می کند. شرکت‌های زیرمجموعه وزارت نفت موظفند بر اساس بند ب جزء ۱۴ ماده ۱۴ و بند ۲ الف ماده ۴۶ این قانون، ۶۰ درصد از فروش فرآورده‌های جانبی گاز را به صورت ماهانه و ۵ درصد از سود خود را به حساب «سرمایه‌گذاری نفت و گاز» و «بهینه‌سازی مصرف انرژی» واریز کنند.

این وظایف برنامه هفتم عملا جریان نقدینگی شرکت های نفت و گاز را خشک کرده است. منابعی که باید برای هزینه های عملیاتی و نگهداری استفاده می شد طبق قانون از حساب شرکت حذف می شود. نتیجه اینکه شرکت ملی گاز که باید تامین کننده اصلی انرژی کشور باشد، اکنون روی کاغذ یک شرکت ورشکسته است. این تلفات مصنوعی ناشی از «محدودیت منابع» سیگنال خطرناکی را به امنیت انرژی کشور ارسال می کند. شرکتی که زیان ده باشد و نقدینگی کافی نداشته باشد نمی تواند برای جلوگیری از افت فشار میادین گازی سرمایه گذاری کند و عدم تعادل گاز در سال های آینده تشدید خواهد شد.

عمل پنجم: سرمایه گذاری در سراشیبی. خوردن از جیب آینده

پیامد مستقیم واگذاری شرکت های نفت و گاز و تمرکز بر سود و اجاره حسابداری در نمودار هزینه سرمایه خود را نشان می دهد. اگرچه بودجه سرمایه گذاری شرکت های دولتی در لایحه ۱۴۰۵ به طور اسمی ۲۸ درصد رشد داشته است، اما نگاهی به روند بلندمدت نشان می دهد که تشکیل سرمایه ثابت به قیمت واقعی در یک روند نزولی ۱۵ ساله گیر کرده است.

041107

در لایحه ۱۴۰۵، شرکت های ملی نفت و گاز و توانیر همچنان باید بار اصلی سرمایه گذاری را بر عهده بگیرند. به ترتیب ۱۳۸، ۳۲ و ۵۲ هزار میلیارد تومان. اما سوال اساسی در همین نکته نهفته است: شرکتی مانند ملی گاز که در سال ۱۴۰۳ ۵۸ درصد زیان عملیاتی انباشته کرده است و شرکت ملی نفت که سود ۱ درصدی دارد چگونه می توانند منابع لازم برای این میزان سرمایه گذاری را تامین کنند؟ پاسخ روشن است؛ آنها قادر نخواهند بود و زیرساخت های حیاتی انرژی کشور به فرسودگی ادامه خواهند داد.

پرده آخر: گذار به اقتصاد مدیریت دارایی و تورم؟

بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۵ شرکت های دولتی از دریچه داده های مرکز تحقیقات تصویری از یک تغییر بزرگ را نشان می دهد. دولت در حال گذار از «اقتصاد تولید محور» به «اقتصاد تورم و مدیریت دارایی» است.

تمرکز ۹۵ درصد سود تنها در ۱۳ شرکت یک پدیده آماری نیست، بلکه نشانه آشکاری از شکنندگی ساختار اقتصاد دولتی است که تاب آوری بودجه را به شدت کاهش می دهد. در این میان ریاست ایمیدرو وابستگی عمیق دولت به مواد اولیه معدنی را آشکار می کند و سود کلان بانک مرکزی تاییدی تلخ بر استفاده دولت از سازوکارهای تورمی است. در سوی دیگر این معادله زیان شرکت ملی گاز و سود حاشیه ای شرکت ملی نفت فریاد مهیب قربانی شدن بخش مولد و انرژی محور کشور به دلیل سیاست های بازتوزیع و حساب های جدید است.

لایحه بودجه ۱۴۰۵ اگرچه روی کاغذ ارقام سودآوری را یکسان کرده است، اما در دل خود بحران کیفیت سود را پنهان کرده است. سودی که نه از دل تولید و بهره وری، بلکه از دل تورم و تهی شدن منابع استراتژیک کشور به دست می آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *