بازار، گروه استانها، عارف اصفهانی: تازه ترین پایش های اتاق بازرگانی و مشاهدات میدانی انگار پتکی بر شیشه شفاف امید اصفهان می زند. سال گذشته، بیش از ۴۰۰ واحد کوچک و متوسط تولیدی استان تعطیل یا نیمهتعطیل شدند؛ آماری که حتی سطرهای گزارش بانک مرکزی را هم لرزاند.
این خاموشی کارخانهها را عبدالوهاب سهلآبادی، در گفت و گو با خبرنگار ما با صدایی آمیخته از خشم و دلسردی، نتیجه مستقیم شاخص بیثباتی تصمیم گیری مینامد؛ شاخصی که مثل نبضی تند، اصفهان را به مرز شوک کشانده و به قول او در یک دهه اخیر به بالاترین سطح رسیده است؛ جایی که هیچ برنامه ریزی واقعی دیگر ممکن نیست.
با هر وزش نسیم قیمت، مواد اولیه بالا و پایین می شوند؛ انگار بازار مواد اولیه از قوانین فیزیک پیروی نمی کند و پای هر واحد تولیدی را لب پرتگاه می برد. مطابق همان پایشهای اتاق بازرگانی اصفهان، ۷۱ درصد واحدهای فعال استان، ناپایداری قیمت مواد اولیه را مهم ترین تهدید بقای خود دانسته اند؛ تهدیدی که سهلآبادی از آن با واژه «بی رحمانه» یاد میکند: «شما نمیتوانید برای فردا برنامه بریزید، چون فردا مثل امروز نیست.»
ولی روایت بحرانی صنعت اصفهان فقط بر ویرانه های مواد اولیه نمی چرخد؛ بلکه ریشه هایی عمیقتر از آن زیر خروارها خاک و خاطرات صنعتی، در دل نیروی انسانی گم شده است. صدای دکتر الهام صیامی، استاد اقتصاد توسعه دانشگاه اصفهان، در گزارش های رسمی شنیده می شود اما عمق حرفهایش فراتر از آمار است: دلیلی ندارد هر سال ۱۱۰۰ فارغ التحصیل رشته های فنی یا دانشگاه را بیهدف ترک کنند یا راهی مهاجرت شوند؛ وقتی همزمان ۴۳ درصد کارگاه های تولیدی استان از کمبود نیروی کار ماهر رنج میبرند. این فقط ناکارآمدی نیست، این یک شکاف حقیقی است، هدررفت سرمایه انسانی و شکست سیاستهای آموزشی است.
شکافی که نه فقط در سرفصل های تکنولوژی و آموزش تخصصی، بلکه حتی در انگیزه شغلی، امید به ماندگاری و امنیت روانی جوانان زیر پوست صنایع جاری است و هر کارخانه دار هر روز از خودش و مسئولان مرکزی میپرسد: این همه کارگاه، این همه کلاس آموزشی، چرا خروجی به دستان من نمی رسد؟
در کارخانهها و شهرکهای صنعتی، روایت های تلخ و پیوسته پنهان نیستند. پروانه ارشدی، زنی که بار مدیریت یک واحد بزرگ صنعتی را بر دوش میکشد، با نگاهی فراتر از تابلوی درآمد و هزینه از عرصه نیروی انسانی به خبرنگار بازار میگوید: ما سال گذشته چهار نیروی جوان آموزش دادیم، هزینه کردیم، اما دو نفر را شرکت رقیب با اندکی افزایش حقوق برد. بیمه، آموزش، مالیات… هر روز این هزینه ها بیشتر می شود. برایم نیروی ماهر مثل طلای کمیاب شده است. هر خطا، هزاران تومان ضرر می زند و انگیزه ها را روزبهروز کمرنگ تر می کند.
بحران بیمهارتی ملموس تر از همیشه
اکبر لباف، رئیس هیئت مدیره انجمن صنایع پلیمر اصفهان، در گفت و گو با بازار در رابطه با این موضوع با لحنی صریح هشدار میدهد: خطای یک نیروی آموزش ندیده گاهی تمام کیفیت سفارش صادراتی را زیر سؤال میبرد و باید میلیون ها تومان صرف آموزش ضمن خدمت کنیم اما این فقط مُسکنی کوتاهمدت است. این در حالی است که در پایش داخلی انجمن، بیش از ۴۳ درصد کارفرمایان با کمبود و بیثباتی نیروی ماهر درگیرند.
بحران نیروی کار فقط یک آمار نیست؛ بلکه همراه با موج بیثباتی قیمت و ناکارآمدی مدل مالی، عملاً ضربان قلب صنعت را کندتر کرده است.
حمیدرضا قاسمی، مدیر یک کارگاه تولیدی است که سابقه دو دهه مدیریت را در این رابطه دارد. وی در گفت و گو با بازار به این نکته اشاره می کند که هرگاه درباره تسهیلات بانکی حرف میزنیم، اول بیاعتمادی مطرح می شود! مدل اعتبارسنجی، فقط وثیقه ملکی را می بیند؛ نتیجه اش این است که حدود ۴۰ درصد واحدهای تولیدی حتی نمی توانند به وام صنعتی فکر کنند.
در آخرین بررسی ها، ۵۸ درصد بنگاه های اصفهان بحران تامین مالی را اصلی ترین گره کور خود در تولید میدانند و این نکته در حالی اتفاق افتاده که این معضلات بانکی بدون چاره اندیشی برای تربیت و نگهداشت نیروی انسانی، دو مساله مشترک است که راه توسعه را بسته است.
فعال حوزه صادرات: ۳۷ درصد تولیدکنندگان اصفهان افزایش هزینه های حمل و نقل را چالش اصلی می دانند، مخصوصاً وقتی بازگرداندن ارز صادراتی و قوانین سخت گمرکی هم رسماً عرصه را تنگ کرده اند
احمد سجادی، فعال حوزه صادرات هم در گفت و گو با بازار از افزایش هزینه لجستیک و حملونقل به عنوان زخم دیگر صنعت یاد می کند و می گوید: ۳۷ درصد تولیدکنندگان اصفهان افزایش هزینه های حمل و نقل را چالش اصلی می دانند، مخصوصاً وقتی بازگرداندن ارز صادراتی و قوانین سخت گمرکی هم رسماً عرصه را تنگ کرده اند.
در دل این روایت ها، گزارش ها و مستندات بانک مرکزی و اتاق ایران هم اعدادی ناامید کننده دارند؛ تقریباً ۱۷ درصد کاهش تسهیلات سرمایه ای برای صنایع استان در دو سال اخیر، با خروج سرمایه از چرخه تولید و جسارت کمتر سرمایه گذار برای ورود به عرصه جدید، همراه شده است. اینها در کنار بحران مهارت و عقبماندگی در آموزشگاه های فنی و حرفهای و دانشگاه ها است که شکافی ایجاد کرده که به مشکلات صنعت اصفهان افزوده است.
پروانه ارشدی، مدیر یک شرکت بستهبندی مواد غذایی در شهرک صنعتی مبارکه، با نگرانی از کمبود نیروی کار ماهر و ضعف آموزش میگوید: مدتزمان یادگیری نیروها بالا رفته؛ کارگران متخصص یا مهاجرت کرده اند یا مشغول مشاغل کاذب اند. اگر مالیات بر حقوق کارگران را بالا ببرد، حتی دیگر انگیزه ای برای اضافهکاری هم نیست.
سردرگمی فارغالتحصیلان، مهاجرت نخبگان
در این رابطه یک استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد، در گفتوگو با خبرنگار بازار بر لزوم بازنگری فوری در نظام آموزش فنی و مهارتی تأکید کرد و گفت: اصفهان با دارا بودن ظرفیت های بزرگ صنعتی، اکنون گرفتار شکاف عمیق بین خروجی دانشگاه ها و نیاز واقعی صنعت شده است.
فریبا رضا زاده می افزاید: به عبارتی، چیزی که آموزش میدهیم، دیگر در خط تولید کاربرد ندارد. این مساله موجب سردرگمی فارغالتحصیلان، مهاجرت نخبگان و حتی کاهش کیفیت محصولات شده است.
وی با انتقاد از روشهای سنتی آموزش فنی میافزاید: در شرایطی که صنایع اصفهان با بحران کمبود نیروی متخصص و فرار نیروی کار ماهر روبهرو هستند، متاسفانه بیشتر آموزشگاههای فنی یا دانشگاهها هنوز با الگوها و فناوریهای قدیمی کار میکنند.
یک استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد، ادامه داد: فاصله نظریه و عمل، دانشجو را بعد از فراغت تحصیل تبدیل به نیروی کار آماده به کار نمی کند و این موضوع هم برای تولیدکننده بحران آفرین است، هم برای آینده شغلی جوانان.
رضازاده راهکار اتصال واقعی آموزش و صنعت را در سایه پیوند نظام آموزشی با صنایع فعال استان از طریق پروژه های مشترک، کارورزی اجباری و اصلاح دروس دانشگاهی براساس نیاز بازار دانسته و اظهار داشت: این موارد میتواند این بحران را تا حد زیادی کاهش دهد.
صنعتگر اصفهانی قربانی تغییر سیاستها
در نهایت، عبدالوهاب سهلآبادی رئیس خانه صمت ایران و استان اصفهان نیز در گفت و گو با بازار، فصل جمع بندی بحران را با هشدارش باز میگذارد: تا وقتی اختیار صدور مجوزها و اعطای تسهیلات در تهران و مرکز باشد، تا وقتی بانک ها مدل اعتباری نوین و مبتنی بر اعتبار صنعتی را نپذیرند، صنعت گر اصفهانی قربانی تغییر سیاست ها و تصمیمات جزیرهای های مرکز خواهد ماند.
سهل آبادی: بر اساس گزارش پایش فضای کسب و کار اتاق بازرگانی اصفهان، ۷۱ درصد واحدهای صنعتی استان نوسان شدید قیمت مواد اولیه را مانع اصلی توسعه و فعالیت پایدار می دانند
وی با اشاره به آمار تعطیلی ۴۰۰ واحد تولیدی کوچک و متوسط طی یک سال گذشته، ادامه داد: بر اساس گزارش پایش فضای کسب و کار اتاق بازرگانی اصفهان، ۷۱ درصد واحدهای صنعتی استان نوسان شدید قیمت مواد اولیه را مانع اصلی توسعه و فعالیت پایدار می دانند.
به گفته این فعال صنعتی، افزایش هزینه حمل و نقل و نبود ثبات در مقررات نیز مزید بر علت شده و بسیاری مجبور به تعدیل یا توقف فعالیت شده اند.
سهلآبادی تاکید کرد: با ادامه این روند، حتی واحدهای بزرگ تر نیز در خط قرمز تعطیلی قرار میگیرند و این تهدید جدی برای اشتغال، صادرات و اعتماد به آینده اقتصادی استان است.
وی تصریح کرد: در غیاب سیاست گذاری پایدار و مدیریت بحران در تأمین مواد اولیه، صنعت اصفهان با ریسک سقوط گسترده تولید مواجه است و این موضوعی است که باید به شکل جدی پیگیری شود.
در اصفهان امروز، بحران تولید یعنی تشدید فاصله میان نسلی از متخصصان بیجایگاه و کارگران بیمهارت، مدیریتی اسیر بوروکراسی و بانک هایی که با الگوهای اعتبارسنجی سنتی، تولید را گروگان وثیقه و مقررات خود کرده اند.
راه نجات، از دل پیوند دوباره دانش و مهارت و بازنگری فوری ساز و کار آموزشی می گذرد؛ سرمایه گذاری هدفمند دولت و تفویض عملی اختیار به استان، هوای تازهای برای نفس صنایع خواهد بود. بدون این تغییرات، اصفهان نه تنها بخش مهمی از مزیت تاریخی و صنعتی اش را از دست میدهد، بلکه آینده اشتغال هزاران جوان را هم به باد خواهد داد.
بحرانی که نه فقط دیوارهای کارگاه ها، بلکه سنگفرشهای شهر را به لرزه انداخته؛ هشداری که اگر شنیده نشود، لرزشش از اصفهان فراتر خواهد رفت و خواب اقتصاد ملی را آشفته خواهد ساخت.
منبع:تحلیل بازار