تولد «معتمدین» از دل تحریم ها; تکلیف اعتمادها در اقتصاد ایران چه شد؟

تولد «معتمدین» از دل تحریم ها; تکلیف اعتمادها در اقتصاد ایران چه شد؟

اکوایران: در حالی که سال هاست تحریم ها به عنوان مانع اصلی تجارت خارجی ایران معرفی می شود، این سوال بی پاسخ مانده است: چرا دولت با وجود دسترسی به ابزارهای حاکمیتی و امکان طراحی سازوکارهای رسمی، مستقیما وارد روند دور زدن تحریم ها نمی شود؟ اتکای مستمر به شبکه های اعتماد و بازتولید مسیرهای غیرشفاف موجب افزایش درآمد حاصل از فروش نفت شده است به طوری که هنوز بیش از ۸ میلیارد دلار از فروش نفت وصول نشده است.

نگاه اقتصاد سیاسی به تحولات اقتصاد ایران نشان می دهد که سیاست های اقتصادی به ندرت بر مبنای بی طرفی شکل می گیرد. هر گونه سیاست، به ویژه در شرایط استثنایی مانند تحریم، ناگزیر به توزیع نامتوازن منافع و هزینه ها می شود. به گونه ای که برخی از گروه ها در موقعیت مزیت و گروه های دیگر در وضعیت نامناسب قرار دارند. با ادامه این وضعیت، این شکاف از یک نتیجه موقتی خارج می شود و به ساختاری پایدار تبدیل می شود. «متولیان» را باید محصول چنین بستری دانست.

در این راستا با تشدید تحریم ها در ابتدای دهه ۱۳۹۰ و اختلال جدی در دسترسی ایران به سیستم رسمی پرداخت بین المللی، ماهیت موضوع تجارت خارجی تغییر کرد. چالش اصلی دیگر فقط فروش کالا نبود، بلکه دریافت و برگشت منابع ارزی به موضوعی محوری تبدیل شد. در این مرحله، سیاست‌گذار با یک دوگانگی استراتژیک مواجه شد: بازسازی کانال‌های رسمی و حرکت به سمت خنثی‌سازی تحریم‌ها یا استفاده از مکانیسم‌های غیررسمی برای ادامه مبادلات. انتخاب مسیر دوم راه را برای شکل گیری شبکه هایی هموار کرد که بعدها به «تراست» معروف شدند.

اعتماد به زبان ساده به چه معناست؟

به عبارت ساده تر، اعتماد به معنای استفاده از یک واسطه قابل اعتماد در خارج از کشور است. واسطه ای که به جای شبکه رسمی بانکی، وظیفه دریافت، نگهداری و مدیریت منابع ارزی را بر عهده می گیرد. این واسطه ها معمولا با هویت های غیر ایرانی کار می کنند و گاهی تابعیت کشور دیگری را نیز دارند. معیار اصلی انتخاب آنها، اطمینان سیاستگذار به امکان کنترل جریان منابع ارزی از طریق این شبکه ها است.

تراست در گام اول مفهومی مالی دارد و قرار است خلأ ناشی از مسدود شدن مسیرهای رسمی انتقال پول از جمله بانک ها و سوئیفت را پوشش دهد. در این سازوکار به جای ورود به حساب های رسمی کشور، منابع ارزی حاصل از صادرات در خارج از مرزها و در قالب ذخایر غیررسمی نگهداری می شود.

اعتمادها چگونه کار می کنند؟

در زمان فخش، تراست ها که در ابتدا فقط به واردات ارز به کشور می پرداختند، از دریافت و نگهداری منابع فراتر رفتند و در حوزه عملیات بازرگانی گسترش یافتند. به تدریج دستور کار آنها درگیر فرآیند فروش، تدارکات، حمل و نقل، بیمه و حتی انتخاب طرف معامله شد. این روند به ویژه در صادرات محصولات پتروشیمی و پالایشی پررنگ شد و تراست ها حلقه اصلی بین تولیدکننده داخلی و بازار خارجی شدند. در عمل، عملکرد تراست ها بر سه محور اصلی متمرکز بود:

تجمیع منابع ارزی صادراتی به خارج از کشور

تخصیص و مدیریت این منابع برای واردات یا سایر مصارف ارزی

پیشبرد فرآیند صادرات و لجستیک خارج از کانال های رسمی

آیا تراست ها دولت هستند؟

تراست ها را نمی توان تحت مفهوم «سرمایه دولتی» طبقه بندی کرد. آنها نهادهای رسمی دولتی نیستند و جایگاه خاصی در ساختار حقوقی دولت ندارند. با این حال، آنها یک بخش خصوصی متعارف و مستقل در نظر گرفته نمی شوند. ماهیت آنها را باید در قالب سرمایه داری خصوصی وابسته به سیاست تحریم دولت درک کرد. ساختاری که نه از منطق رقابتی بازار آزاد، بلکه از دل یک تصمیم خاص در سیاست اقتصادی شکل گرفت.

اعتمادها زمانی مطرح می شوند که دولت راه دور زدن تحریم ها را به عنوان راهبرد اصلی در مواجهه با تحریم ها انتخاب کند. در چنین فضایی برای تداوم صادرات و دسترسی به منابع ارزی، اتکا به نمایندگی های تحت پوشش خارج از کشور اجتناب ناپذیر می شود. این آژانس‌ها علیرغم مالکیت خصوصی، نقش کلیدی در مدیریت جریان ارز دارند و کارکرد آن‌ها مستقیماً به ادامه تحریم‌ها وابسته است.

از این منظر، تراست ها نه بازوی رسمی دولت هستند و نه کاملاً مستقل از آنچه بخش خصوصی تلقی می شود. وجود آنها فقط در شرایطی معنا پیدا می کند که ساختار پرداخت رسمی مختل شده و مبادلات خارجی باید از مسیرهای غیر شفاف عبور کنند. هرگونه تغییر در این شرایط مزیت اقتصادی و نقش واسطه ای این شبکه ها را تحت تأثیر قرار می دهد.

چرا بحث متولیان دوباره بر سر زبان ها افتاده است؟

با بازگشت مکانیزم ماشه در آغاز نیمه دوم سال ۱۴۰۴، بار دیگر نقش متولیان که نزدیک به دو دهه یکی از محورهای فروش نفت ایران بوده اند، مورد توجه قرار گرفت. این بار تمرکز تنها بر عملکرد آنها در دور زدن تحریم ها نبود، بلکه موضوع نشت منابع ارزی با وضوح بیشتری مطرح شد.

اظهارات عبدالناصر همتی قبل از تصدی ریاست بانک مرکزی مبنی بر وجود نشت ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری، برای اولین بار این موضوع را از سطح یک بحث خصوصی به موضوعی باز در حاکمیت ارزی تبدیل کرد. طرح صریح نقش متولیان در این درزها، توجه افکار عمومی و سیاستگذاران را به ابعاد پنهان این سازوکار جلب کرد.

در ادامه غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نیز با ارائه آمار مشخصی نشان داد از مجموع حدود ۲۱ میلیارد دلار نفت فروخته شده تنها ۱۳ میلیارد دلار آن به کشور برگشته و نزدیک به ۸ میلیارد دلار هنوز وصول نشده است. ارقامی که عمق چالش نشت ارز در مکانیزم فروش نفت را نشان می دهد.

شبکه اعتماد و نظارت بر دولت

برای درک بهتر این پدیده در اقتصاد ایران، باید به ماهیت سیاست اتکا به «معتمدین» توجه کرد. اجتناب از تحریم ها بیش از یک ضرورت اجتناب ناپذیر، نتیجه یک انتخاب سیاسی است. به نوعی می توان گفت هر دولتی به کارخانه بازتولید سازوکارهای غیرشفاف برای دور زدن تحریم ها تبدیل شده است. این در حالی است که حتی در شرایط کنونی امکان طراحی سازوکارهای رسمی و شفاف برای صادرات برخی اقلام از جمله نفت و کالاهای اساسی فراهم شده است و دولت توانسته است مستقیماً روند صادرات و بازگشت ارز را مدیریت کند.

از این منظر، مفهوم اجتناب‌ناپذیری دور زدن تحریم‌ها بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی باشد، نشان‌دهنده تداوم یک رویکرد تثبیت‌شده در سیاست‌گذاری است. حتی بسیاری از مسئولان درباره این شبکه تحریم‌گریزی اظهار نظر کرده‌اند، به عنوان مثال: رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس خاطرنشان می‌کند; «فروش نفت باید از دست مافیای دور زدن تحریم برداشته شود» اما اصرار بر حفظ شبکه تراست ها به فراسوی دولت هم مربوط می شود.

به گفته برخی کارشناسان، دوره ای که دور زدن تحریم ها از طریق تراست ها به عنوان یک مزیت رقابتی مطرح می شد، رو به پایان است. رصد تحولات اخیر نشان می دهد که آمار نفتکش های ایرانی حتی با پرچم سایر کشورها به صورت رسمی رصد و منتشر می شود که می توان فهمید که نفتکش ها به راحتی قابل توقیف هستند و همین موضوع روایتی متفاوت را پیش روی تحلیل گران قرار می دهد.

چرا شبکه متولیان هنوز درز می کند؟

به گفته برخی کارشناسان، در صورت شکل گیری عزم سیاسی در دولت ها، راه هایی وجود دارد که از طریق آن می توان بدون اتکا به تراست با کشورهای طرف معامله ارتباط مستقیم برقرار کرد. در این چارچوب، عزم جدی سیاسی اولین و تعیین کننده است. این بدان معناست که اگر دولت ایران بخواهد روند دور زدن تحریم ها را هدایت کند، می تواند مستقیماً با دولت چین به عنوان یکی از مهم ترین خریداران نفت ایران تعامل داشته و از شبکه ها و کانال های مالی جدید برای این منظور استفاده کند. حتی برخی شایعات حاکی از شکل گیری پیام رسان های مالی در چین است که می تواند بستر جدیدی را برای کاهش ریسک و خروج تدریجی شبکه های اعتماد از این چرخه فراهم کند. برخی از تحلیلگران حتی فراتر رفته اند. اشاره مستقیمی به رویکرد سیاست های ارزی بانک مرکزی دارند که اگر بانک مرکزی عزم جدی برای کنار گذاشتن دلار در مبادلات داشته باشد، زمینه این موضوع نیز فراهم است.

در گفت‌وگوهای اخیر، بحث‌های مطرح شده در فضای اقتصادی و سیاسی کشور، ایده تشکیل بانک نظامی برای دور زدن تحریم‌ها نیز به صورت غیر رسمی مطرح شده است. ایده ای که هنوز در حد حدس و گمان است، اما در صورت تحقق، می تواند زمینه را برای کاهش نقش متولیان و بازتعریف سازوکارهای رسمی و قابل کنترل تر فراهم کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: