تغییر طبقه بندی رفاه در ۵۴ سال; آمارها در مورد قدرت، ثروت و رفاه کشورها چه می گویند؟

041121

مقایسه اقتصاد کشورها همواره یکی از چالش برانگیزترین موضوعات تحلیل اقتصادی بوده است. اما سوال اینجاست که پیشرفت اقتصادها در طول زمان چگونه بوده است؟

مقایسه اقتصاد کشورها همواره یکی از چالش برانگیزترین موضوعات تحلیل اقتصادی بوده است. اما سوال اینجاست که پیشرفت اقتصادها در طول زمان چگونه بوده است؟ آمار تولید ناخالص داخلی اسمی (GDP)، درآمد سرانه واقعی و درآمد سرانه بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) نشان می دهد که پاسخ به این سوال بسته به شاخص انتخاب شده می تواند کاملاً متفاوت باشد.

انتقال قدرت اقتصادی؛ از غرب صنعتی تا شرق در حال ظهور

بررسی تولید ناخالص داخلی اسمی کشورها در سال های ۱۹۷۰ و ۲۰۲۴ تصویر روشنی از تحول توازن قدرت اقتصادی در جهان ارائه می دهد. در سال ۱۹۷۰ اقتصاد جهان تقریباً به طور کامل تحت سلطه کشورهای صنعتی غربی بود. ایالات متحده، ژاپن و اقتصادهای بزرگ اروپای غربی، ستون های اصلی اقتصاد جهانی را تشکیل می دادند و سهم کشورهای آسیایی و نوظهور بسیار محدود بود. همچنین در این سال اقتصاد ایران با تولید بیش از ۱۴۸ میلیارد دلار در بین ۲۰ اقتصاد برتر جهان قرار گرفت.

بیش از ۵ دهه بعد در سال ۲۰۲۴، ایالات متحده همچنان بزرگترین اقتصاد جهان است و موقعیت خود را حفظ کرده است. با این حال، مهمترین تحول این دوره ظهور چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان است. کشوری که در این مدت به یکی از بازیگران اصلی اقتصاد جهان تبدیل شده است. رشد چین در کنار افزایش وزن اقتصادی هند و کره جنوبی نشان می دهد که مرکز ثقل اقتصاد جهانی به تدریج از غرب به آسیا می رود.

لازم به ذکر است که کشورهایی مانند کره جنوبی، عربستان سعودی و ترکیه در سال ۱۹۷۰ جزو اقتصادهای برتر نبودند اما در آمار سال ۲۰۲۴ صعود کردند و جای ایران را گرفتند. همسایگانی که در ۵ دهه گذشته از قدرت اقتصادی کمتری نسبت به ایران برخوردار بودند، اکنون به ۲۰ اقتصاد برتر جهان تبدیل شده اند.

از سوی دیگر، اگرچه اقتصادهای اروپایی همچنان در بین اقتصادهای بزرگ حضور دارند، اما وزن نسبی آنها کاهش یافته و نقش غالب گذشته را ندارند. این روند نشان می‌دهد که تولید ناخالص داخلی بیش از هر چیز نشانگر قدرت اقتصادی دولت‌ها و نفوذ ژئواکونومیکی کشورهاست و لزوماً نشان‌دهنده کیفیت زندگی خانوارها نیست.

6465

درآمد سرانه؛ ثروت بزرگ، اما برای چه کسی؟

درآمد سرانه واقعی از تقسیم تولید ناخالص بر جمعیت (به استثنای اثر تورم) به دست می آید. این شاخص سعی دارد تصویر دقیق تری از وضعیت اقتصادی جوامع ارائه دهد. داده های این شاخص در سال های ۱۹۷۰ و ۲۰۲۴ نشان می دهد که در پنج دهه اخیر کشورهایی با جمعیت کم و درآمد متمرکز مانند موناکو، قطر و کویت در راس درآمد سرانه قرار داشته اند.

در سال ۲۰۲۴، درآمد سرانه موناکو به بیش از ۲۴۰ هزار دلار خواهد رسید و پس از آن کشورهایی مانند برمودا و لوکزامبورگ قرار خواهند گرفت. قابل ذکر است که بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان از جمله چین در این شاخص در مقایسه با اندازه اقتصاد خود جایگاه پایین تری دارند. این نشان می دهد که اندازه اقتصاد لزوماً به معنای توزیع گسترده ثروت نیست.

اقتصاد ایالات متحده علاوه بر تجربه بالاترین سطح تولید در سال ۱۹۷۰، از نظر درآمد سرانه نیز در بین ۲۰ کشور برتر قرار داشت. در سال ۲۰۲۴ قدرت اقتصادی این کشور حفظ شده و درآمد سرانه آن افزایش چشمگیری داشته است.

041121

برابری قدرت خرید؛ نزدیک ترین تصویر به زندگی واقعی

شاخص درآمد سرانه بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) نشان می دهد که شهروندان هر کشور چه مقدار کالا و خدمات می توانند با درآمد خود مصرف کنند و از این رو تصویر واقعی تری از استاندارد زندگی ارائه می دهد.

مقایسه داده های سال های ۱۹۹۰ و ۲۰۲۴ نشان می دهد که در سال ۱۹۹۰ کشورهایی مانند برونئی، امارات و لوکزامبورگ بیشترین میزان این شاخص را داشته اند. اما در سال ۲۰۲۴، کشورهای سنگاپور، لوکزامبورگ، ایرلند و قطر در صدر جدول برابری قدرت خرید قرار دارند. به خصوص سنگاپور با درآمد سرانه PPP بیش از ۱۳۰ هزار دلار، نمونه ای از اقتصاد کوچک اما بسیار کارآمدی است که توانسته رفاه بالایی را برای شهروندان خود فراهم کند.

این شاخص همچنین نشان می دهد که شکاف رفاهی بین اقتصادهای بزرگ و برخی کشورهای در حال توسعه کمتر از آنچه درآمد سرانه نشان می دهد است. با این حال، شاخص برابری قدرت خرید نیز کامل نیست. کیفیت خدمات عمومی، زیرساخت ها و نابرابری داخلی هنوز به طور کامل در این شاخص منعکس نشده است.

کدام شاخص برای مقایسه “بهتر” است؟

داده های این گزارش نشان می دهد که هیچ شاخص واحدی معیار کاملی برای مقایسه اقتصاد کشورها نیست. انتخاب شاخص مناسب به هدف تجزیه و تحلیل بستگی دارد. اگر اندازه گیری قدرت اقتصادی، نفوذ بین المللی و ظرفیت دولت ها در نظر گرفته شود، «تولید ناخالص داخلی اسمی» مناسب است. اگر هدف مقایسه سطح درآمد شهروندان باشد، «درآمد سرانه واقعی» معیار درستی است. در نهایت اگر به دنبال شاخصی برای مقایسه رفاه واقعی و قدرت خرید شهروندان هستیم، «درآمد سرانه برابری قدرت خرید» بهترین گزینه است.

تحلیل اقتصاد جهانی مستلزم نگاهی همزمان به هر سه شاخص است. یک کشور ممکن است از نظر تولید ناخالص داخلی یک غول اقتصادی باشد، اما در رفاه شهروندانش عملکرد متوسطی داشته باشد و در مقابل، یک اقتصاد کوچک با سیاست های موثر می تواند استاندارد زندگی بسیار بالاتری ایجاد کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: