تعهد در اولین نفس؛ اسرا راوی حکمت بابا رضا

تعهد در اولین نفس؛ اسرا، راویِ رشادتِ بابا رضا

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان ، نرگس رسولی – سلام بر تو که اولین درس زندگی ام را بدون دیدن تو آموختم. سلام بر پدر شهیدم رضا نجفی.

من تازه رسیدم، فقط چند روزی است که پلک هایم را باز کرده ام و اولین تصویری که پشت این دنیای روشن شکل گرفته جای خالی توست. من در آغوش گرم مادرم هستم که با هر لالایی نام تو را زمزمه می کند.

می گوید مردانگی خود را در نبردی نابرابر در همان جنگ ۱۲ روزه برای دفاع از این خاک مقدس نشان دادی و رهبری ماندگار شدی.

برای من، تو افسانه ای هستی که تنها از طریق خاطرات و نگاه های عاشقانه بازماندگان زنده می ماند. چگونه می توانم اشتیاق خود را برای بوسه گرم پدر تصور کنم در حالی که هرگز فرصت لمس صورت تو را نداشتم؟ این اولین درد من است البته دردی شیرین، چون می دانم نداشتن این زخم بهای بزرگی است که برای سلامتی فردای من پرداختی.

اما این تولد جشن شماست، نه فقط جشن من. من آمده ام تا میراث صلابت تو را ادامه دهم. آمده ام تا با هر لبخند کوچکی به مادرم یادآوری کنم که زخم جنگ هرگز خوب نمی شود، اما شکوفا کردن زندگی قوی ترین پاسخ به همه سختی هاست. اسم تو بابا رضا برای من اسم نیست. یک تعهد است. تعهد به حفظ آنچه برای آن جنگیدید و جان دادید.

قرار است دنیا را با چشمانی تازه ببینم اما در عین حال با روحی بزرگ شوم که بداند پدرش در اوج شجاعت راهش را انتخاب کرده است. پدر آسمانی من شاید روزی نتوانم از دوران کودکی برایت قصه بگویم اما قول می دهم هر نفسی ادامه راه توست. روزی که بزرگ شوم، داستان رشادت های تو را نه به عنوان خاطره ای تلخ، بلکه به عنوان سندی پرافتخار از زندگیم خواهم گفت.

با تمام ناتمامی من که با یاد تو فرزند کوچکت «اسرا» کامل می شود.

انتهای پیام/

منبع:تسنیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *