اکو ایران: هوش مصنوعی تنها یک فناوری جدید نیست. بلکه می تواند ساختار مالی دولت ها، بازار کار و حتی سیستم مالیاتی را تغییر دهد. یک نظرسنجی جدید نشان می دهد که سیاست گذاران باید از امروز برای سناریوهای مختلف آماده شوند. از حمایت از کارگران بیکار گرفته تا ایجاد صندوق های ثروت دولتی برای دادن سهم مردم در سود شرکت های هوش مصنوعی.
هوش مصنوعی را می توان یکی از موضوعات مهم در دنیای امروز دانست. چیزی که در اقتصاد، در صنعت، در پزشکی، در دنیای دانشگاهی و پژوهشی، حتی در فوتبال و بسیاری از رشته های دیگر تأثیر بسزایی داشته است. با این حال پیشرفت و توسعه فناوری های مرتبط با هوش مصنوعی ادامه خواهد داشت و در اینجا متوقف نخواهد شد. بنابراین، بخش خصوصی اقتصاد، بخش دولتی و دولت و همچنین مردم و جامعه به دنبال راهحلهایی برای سازگاری با آینده هستند که در آن مدلهای هوش مصنوعی پیشرفتهتر و توسعهیافتهتر از سطح فعلی شدهاند.
مقاله ای با عنوان «چگونه سیاست مالی دولت به توسعه هوش مصنوعی واکنش نشان می دهد» در مجله معتبر NBER منتشر شد که جنبه های مختلف توسعه هوش مصنوعی و سناریوهای مرتبط را بررسی می کرد. نویسندگان این مقاله کارن دینان، داگلاس المندروف و لوئیس شینر هستند.
تشریح سناریوهای اقتصادی
چهار سناریو برای نشان دادن دامنه تأثیرات بالقوه هوش مصنوعی بر اقتصاد آمریکا در ۳۰ سال آینده استفاده شده است.
در سناریوی اول، هوش مصنوعی بهره وری کل عوامل (TFP) را سالانه ۰.۵ واحد درصد افزایش می دهد. در این سناریوی خوش بینانه، مزایای رشد به طور متناسب بین تمام سطوح درآمد توزیع می شود. سناریوی دوم افزایش نابرابری را در نظر می گیرد که در آن رشد بهره وری کل عوامل تولید همچنان ۰.۵ واحد درصد افزایش می یابد، اما تمام درآمد اضافی ایجاد شده به ۲۰ درصد بالای توزیع درآمد می رسد.
سناریوی سوم از نظر رشد بهره وری مشابه سناریوی دوم است، اما علاوه بر این، هوش مصنوعی باعث جابجایی گسترده نیروی کار خواهد شد. اگرچه در نهایت مشاغل جدید ایجاد می شود، اما دوره گذار دشوار است و در نتیجه نرخ بیکاری به طور دائم یک واحد درصد افزایش می یابد و نرخ مشارکت نیروی کار یک درصد کاهش می یابد.
در نهایت، سناریوی چهارم عمیق ترین سطح تحول را به تصویر می کشد. در این صورت رشد بهرهوری مجموع عوامل تولید به ۱ درصد در سال میرسد، اما تمامی منافع در ۲۰ درصد بالای توزیع درآمد نصیب صاحبان سرمایه میشود. این سناریو وقوع جابجایی گسترده و دائمی زایمان را پیش بینی می کند. به گونه ای که نرخ بیکاری ۲ واحد درصد افزایش و نرخ مشارکت نیروی کار ۴ واحد درصد کاهش می یابد.
چرا کاهش بدهی دولت ممکن است یک توهم باشد؟
اگرچه مدلها نشان میدهند که رشد اقتصادی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی دولت فدرال را بین ۳۹ تا ۴۹ درصد در طی ۳۰ سال کاهش دهد، نویسندگان استدلال میکنند که این کاهش ممکن است توهمی باشد.
به عنوان مثال در رابطه با تامین اجتماعی و سلامت، طبق قوانین جاری، مزایای تامین اجتماعی برای بازنشستگان جدید بر اساس دستمزد شاخص بندی می شود، اما برای بازنشستگان فعلی تنها بر اساس سطح قیمت ها تعدیل می شود. بنابراین، اگر هوش مصنوعی رشد اقتصاد را بسیار سریعتر کند، هزینههای دولت برای بازنشستگان به طور طبیعی کمتر از اندازه اقتصاد خواهد بود.
از سوی دیگر، واقعیتهای سیاسی و تجربه تاریخی نشان میدهد که سیاستگذاران آمریکایی اجازه ندادهاند هزینههای دولت در حوزههایی مانند دفاع، زیرساختها و آموزش به تدریج نسبت به تولید ناخالص داخلی کاهش یابد. با ثروتمندتر شدن کشور، فشار افکار عمومی برای حفظ یا حتی بهبود کیفیت خدمات عمومی و مزایای دولتی معمولاً افزایش می یابد.
سیاست های دقیق تر برای بازار کار
منابع ذکر شده بین روش های مختلف محافظت از کارگران متاثر از رشد هوش مصنوعی تمایز قائل می شوند.
یکی از راه ها اعطای بیمه حقوق است. برخلاف بیمه بیکاری معمولی، این بیمه بخشی از مابه التفاوت دستمزد شغل پردرآمد قبلی فرد و دستمزد شغل جدید و کم درآمد او را پرداخت می کند. این سیاست مردم را تشویق می کند تا با سرعت بیشتری به بازار کار بازگردند و در عین حال برخی از زیان های ناشی از کاهش دائمی درآمد را نیز جبران می کند.
دیگری آموزش بخشی است، ابتکاری که از برنامه های آموزشی حمایت می کند که مستقیماً با نیازهای کارفرمایان در صنایع خاص مرتبط است، نه آموزش عمومی. شواهد نشان می دهد که چنین برنامه هایی تاثیرات پایدارتر و ماندگارتری بر افزایش درآمد مردم دارد.
رویکردهای بنیادی در مورد سرمایه و مالکیت
اگر سناریوی چهارم محقق شود و صاحبان سرمایه تمام ثروت حاصل از هوش مصنوعی را به دست آورند، نویسندگان پیشنهاد می کنند که باید در نظام مالیات بر سرمایه و مالکیت عمومی تجدید نظر اساسی صورت گیرد.
یکی از سیاست ها رجوع به مالیات بر سرمایه است. گزینههای پیشنهادی شامل حذف قانون تعدیل مالیات بر ارث، افزایش نرخ مالیات شرکتها یا حتی اجرای مالیاتهای مبتنی بر مصرف است.
از طرفی ایجاد صندوق ثروت ملی می تواند تا حدودی ریسک ها را کاهش دهد. دولت می تواند صندوقی ایجاد کند که مالک بخشی از سهام شرکت های بزرگ مبتنی بر هوش مصنوعی باشد. به این ترتیب مردم به طور مستقیم در سود شرکت ها مشارکت خواهند داشت. چیزی که ممکن است برای مردم بیشتر شبیه درآمد حاصل از مالکیت باشد تا رفاه یا «توزیع مجدد درآمد».
آخرین مورد، حساب های مالکیت فردی است. مشابه ایده صندوق ثروت ملی، دولت میتواند بخشی از سهام اقتصاد را مستقیماً به نام همه شهروندان در حسابها قرار دهد تا هر فرد سهم شخصی از موفقیت اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی داشته باشد.
توصیه هایی برای سیاست امروز
از آنجایی که آینده هوش مصنوعی مملو از عدم قطعیت است، نویسندگان توصیه می کنند که سیاست گذاران رویکرد «بیمه در برابر آینده» را در حال حاضر اتخاذ کنند.
به گفته آنها، دولت ها نباید منتظر وقوع بحران باشند، بلکه باید از امروز سیاست های انعطاف پذیر و مقاومی را اجرا کنند. سیاست هایی مانند تجدید برنامه های حمایت از کارگران در زمان اخراج یا شروع خریدهای محدود و تدریجی سهام توسط بخش دولتی. چنین اقداماتی در طیف وسیعی از سناریوهای آینده مفید خواهد بود و در صورت تشدید اثرات مضر هوش مصنوعی، قابلیت گسترش و تقویت را خواهد داشت.





