بازار درهم امارات به‌عنوان شاه‌کلید فشار؟

بازار درهم امارات به‌عنوان شاه‌کلید فشار؟

بازار؛ گروه ایران: بازار ارز ایران بار دیگر به کانون التهاب بازگشته است؛ اما این‌بار موضوع فقط رشد قیمت دلار یا افزایش انتظارات تورمی نیست. در پس پرده نوسانات شدید روزهای اخیر، نشانه‌هایی دیده می‌شود که از نگاه برخی کارشناسان، بیش از آنکه اقتصادی باشد، سیگنال‌های یک عملیات ترکیبی را مخابره می‌کند؛ عملیاتی که در آن بازار درهم امارات به‌عنوان شاه‌کلید فشار، نقش واسط میان تحریم، روان‌سازی انتظارات، انتقال سرمایه و حتی سناریوهای امنیتی را ایفا می‌کند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که هرگاه فشار ارزی از مسیرهای بیرونی تشدید شده، همزمان زمینه‌سازی رسانه‌ای و سیاسی برای بی‌ثبات‌سازی درون‌زا نیز فعال شده است؛ پرسش اصلی اینجاست: آیا امروز نیز با تکرار همان الگو، اما در مقیاسی خطرناک‌تر مواجه هستیم؟

در پس پرده نوسانات شدید روزهای اخیر، نشانه‌هایی دیده می‌شود که بیش از آنکه اقتصادی باشد، سیگنال‌های یک عملیات ترکیبی را مخابره می‌کند؛ عملیاتی که در آن بازار درهم امارات به‌عنوان شاه‌کلید فشار، نقش واسط میان تحریم، روان‌سازی انتظارات، انتقال سرمایه و حتی سناریوهای امنیتی را ایفا می‌کند.

چرا بازار درهم به پاشنه آشیل دلار ایران تبدیل شد؟

به باور بسیاری از کارشناسان پولی، وابستگی شکل‌گرفته میان نرخ دلار در ایران و نرخ برابری تتر و درهم در بازار امارات، طی یک دهه گذشته به‌تدریج به یک نقطه فشار ساختاری تبدیل شده است. در شرایطی که دسترسی رسمی ایران به نظام تسویه بین‌المللی محدود شده، درهم عملاً نقش واسط ارزی غیررسمی را ایفا کرده و بخش مهمی از تجارت خارجی، واردات مجدد و حتی نقل‌وانتقالات سرمایه از همین مسیر انجام می‌شود. این وابستگی اگرچه در دوره‌هایی خلأ تحریم را پر کرده، اما همزمان آسیب‌پذیری شدیدی نیز ایجاد کرده است.

برخی تحلیلگران معتقدند امارات، آگاهانه یا تحت فشار بازیگران بزرگ‌تر، به گره‌گاه اعمال فشار ارزی علیه ایران تبدیل شده است. تغییرات ناگهانی مقررات بانکی، سخت‌گیری بر حساب‌های وابسته به ایرانیان، محدودسازی صرافی‌ها و حتی بازی با نرخ حواله درهم، همگی ابزارهایی هستند که می‌توانند در زمانی کوتاه، شوک انتظاری بزرگی به بازار ارز ایران وارد کنند. تجربه نشان داده است که بازار ایران، بیش از آنکه به متغیرهای واقعی واکنش نشان دهد، به سیگنال‌های روانی ناشی از بازار درهم حساس است.

امارات، آگاهانه یا تحت فشار بازیگران بزرگ‌تر، به گره‌گاه اعمال فشار ارزی علیه ایران تبدیل شده است. تغییرات ناگهانی مقررات بانکی، سخت‌گیری بر حساب‌های وابسته به ایرانیان، محدودسازی صرافی‌ها و حتی بازی با نرخ حواله درهم، همگی ابزارهایی هستند که می‌توانند در زمانی کوتاه، شوک انتظاری بزرگی به بازار ارز ایران وارد کنند.

از فشار ارزی تا ناامنی روانی؛ دلار چگونه تبدیل به سلاح می‌شود؟

بخشی از جامعه کارشناسی بر این باور است که افزایش پرشتاب نرخ دلار، اگر در بازه زمانی کوتاه و با منشأ بیرونی اتفاق بیفتد، اغلب نشانه یک عملیات روانی ـ اقتصادی است نه صرفاً عدم تعادل عرضه و تقاضا. دلار در اقتصاد ایران فقط یک متغیر اقتصادی نیست؛ بلکه شاخصی از امنیت، آینده و ثبات تلقی می‌شود. از این رو هر شوک ارزی، فراتر از بازار، به رفتار اجتماعی و سیاسی جامعه سرایت می‌کند.

کارشناسان امنیت اقتصادی تأکید می‌کنند که بی‌ثبات‌سازی نرخ ارز می‌تواند به‌صورت زنجیره‌ای منجر به افزایش نااطمینانی، هجوم به بازار دارایی‌ها، توقف سرمایه‌گذاری، تشدید خروج سرمایه و در نهایت نارضایتی اجتماعی شود. به اعتقاد این گروه، وقتی شوک ارزی با فضاسازی رسانه‌ای درباره «بحران قریب‌الوقوع» همراه می‌شود، کارکرد آن از اقتصاد عبور کرده و وارد فاز فشار حداکثری داخلی می‌شود؛ فازی که در آن جامعه به جای تمرکز بر تهدید خارجی، درگیر آشفتگی درون‌زا می‌شود.

وقتی شوک ارزی با فضاسازی رسانه‌ای درباره «بحران قریب‌الوقوع» همراه می‌شود، کارکرد آن از اقتصاد عبور کرده و وارد فاز فشار حداکثری داخلی می‌شود؛ فازی که در آن جامعه به جای تمرکز بر تهدید خارجی، درگیر آشفتگی درون‌زا می‌شود.

پیوند دلار و سناریوی حمله نظامی؛ اغراق یا تجربه تاریخی؟

برخی تحلیلگران معتقدند همزمانی فشارهای شدید ارزی با تهدیدات نظامی یا تحرکات امنیتی منطقه‌ای، اتفاقی تصادفی نیست. مرور تجربه کشورهایی مانند عراق، سوریه، لیبی و حتی اوکراین نشان می‌دهد که پیش از هر درگیری نظامی یا مداخله خارجی، معمولاً مرحله‌ای از فرسایش اقتصادی و روانی آغاز می‌شود. هدف این مرحله، کاهش تاب‌آوری جامعه هدف و دشوارسازی تصمیم‌گیری برای حاکمیت است.

در این چارچوب، فشار از مسیر بازار درهم می‌تواند به‌عنوان بخشی از یک پازل بزرگ‌تر تحلیل شود؛ پازلی که در آن دلار نقش سلاح خاموش را بازی می‌کند. برخی کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر اقتصاد وارد فاز نااطمینانی مزمن شود، هرگونه تنش نظامی – حتی محدود – می‌تواند اثرات چندبرابری بر جامعه داشته باشد. از این منظر، کنترل بازار ارز نه فقط یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک مؤلفه کلیدی امنیت ملی تلقی می‌شود.

فشار از مسیر بازار درهم می‌تواند به‌عنوان بخشی از یک پازل بزرگ‌تر تحلیل شود؛ پازلی که در آن دلار نقش سلاح خاموش را بازی می‌کند. برخی کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر اقتصاد وارد فاز نااطمینانی مزمن شود، هرگونه تنش نظامی – حتی محدود – می‌تواند اثرات چندبرابری بر جامعه داشته باشد. از این منظر، کنترل بازار ارز نه فقط یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک مؤلفه کلیدی امنیت ملی تلقی می‌شود.

نقش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در مهندسی بازار ارز

از نگاه بخشی از نخبگان، بازار ارز ایران به صحنه‌ای برای تقاطع منافع بازیگران متعددی تبدیل شده است؛ از ایالات متحده و متحدانش گرفته تا برخی کشورهای منطقه که در سال‌های اخیر نقش مالی پررنگ‌تری یافته‌اند. فشار بر کانال‌های غیررسمی نقل‌وانتقال ارز، اعمال استانداردهای ناگهانی مبارزه با پول‌شویی و حتی دستکاری روانی بازارهای رمزارزی، همگی ابزارهایی هستند که می‌توانند به‌صورت غیرمستقیم نرخ دلار در تهران را هدف قرار دهند.

در این میان، امارات به دلیل جایگاه ژئواقتصادی خاص خود، ناخواسته یا آگاهانه به یکی از محورهای اصلی این بازی تبدیل شده است. اگرچه مقامات اماراتی همواره بر رویکرد تجاری و غیرسیاسی خود تأکید می‌کنند، اما واقعیت این است که سیاست‌های مالی این کشور به‌شدت تحت تأثیر ملاحظات غربی قرار دارد. همین مسئله، به اعتقاد کارشناسان، لزوم بازتعریف راهبرد ارزی ایران را بیش از پیش برجسته می‌کند.

فشار بر کانال‌های غیررسمی نقل‌وانتقال ارز، اعمال استانداردهای ناگهانی مبارزه با پول‌شویی و حتی دستکاری روانی بازارهای رمزارزی، همگی ابزارهایی هستند که می‌توانند به‌صورت غیرمستقیم نرخ دلار در تهران را هدف قرار دهند.

راهکارهای فوری و میان‌مدت ایران برای خنثی‌سازی شوک ارزی

کارشناسان اقتصادی و سیاست‌گذارانی که این سناریو را جدی می‌دانند، بر مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری تأکید دارند. نخستین محور، کاهش وابستگی بازار ارز به درهم است؛ امری که بدون تنوع‌بخشی واقعی به شرکای تجاری و مسیرهای تسویه مالی ممکن نیست. استفاده فعال‌تر از پول‌های ملی، پیمان‌های پولی دوجانبه و تسویه‌های پایاپای می‌تواند بخشی از این وابستگی را کاهش دهد.

محور دوم، مدیریت هوشمند انتظارات است. به باور این گروه، سکوت یا واکنش‌های دیرهنگام سیاست‌گذار در بزنگاه‌های ارزی، خود به تشدید بحران دامن می‌زند. شفافیت هدفمند، اطلاع‌رسانی به‌موقع و نمایش اقتدار در بازارسازی، از ابزارهای کلیدی خنثی‌سازی عملیات روانی ارزی محسوب می‌شود. همچنین بازگشت واقعی ارز صادراتی و انسداد گلوگاه‌های رانت ارزی، می‌تواند عرضه مؤثر بازار را تقویت کند.

سکوت یا واکنش‌های دیرهنگام سیاست‌گذار در بزنگاه‌های ارزی، خود به تشدید بحران دامن می‌زند. شفافیت هدفمند، اطلاع‌رسانی به‌موقع و نمایش اقتدار در بازارسازی، از ابزارهای کلیدی خنثی‌سازی عملیات روانی ارزی محسوب می‌شود. همچنین بازگشت واقعی ارز صادراتی و انسداد گلوگاه‌های رانت ارزی، می‌تواند عرضه مؤثر بازار را تقویت کند.

از سیاست ارزی تا تاب‌آوری ملی؛ درس‌هایی برای آینده

جمع‌بندی دیدگاه‌های کارشناسان نشان می‌دهد که آنچه امروز در بازار ارز ایران می‌گذرد، هشداری جدی برای بازنگری در نگاه سنتی به دلار است. دلار دیگر صرفاً یک قیمت نیست؛ بلکه متغیری راهبردی است که می‌تواند ثبات اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، سیاست‌گذار ناگزیر است بازار ارز را بخشی از دکترین دفاع اقتصادی تلقی کند.

تقویت تاب‌آوری ملی مستلزم ترکیبی از اصلاحات ساختاری، دیپلماسی اقتصادی فعال، کاهش گره‌های تحریمی از مسیر منطقه‌ای و درونی‌سازی اعتماد عمومی است. به باور نخبگان، اگر جامعه احساس کند حاکمیت بر اوضاع مسلط است و مسیر روشنی پیش رو دارد، حتی شدیدترین فشارهای ارزی نیز کارکرد تخریبی خود را از دست می‌دهند.

منبع:تحلیل بازار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *