محصولات برند تانک در بازارهای جهانی به عملکرد مناسب در آفرود شهرت دارند. اما آیا محصولات این برند می توانند جایگزین خودروهای ژاپنی شوند؟
وقتی صحبت از خودروهای آفرودی و شاسیبلندهای دو دیفرانسیل به میان میآید، چند نام بیش از سایرین در ذهن مخاطبان نقش بستهاند؛ تویوتا، لندروور، نیسان و میتسوبیشی از جمله برندهایی هستند که طی چند دهه توانستهاند اعتبار قابل توجهی در این حوزه به دست آورند. در بازار ایران نیز نامهایی مانند تویوتا لندکروزر، پرادو، هایلوکس و نیسان پاترول تنها نام یک خودرو نیستند، بلکه برای بسیاری از خریداران مترادف با دوام، قابلیت آفرود و ارزش خرید بلندمدت محسوب میشوند.
اما در سالهای اخیر یک برند چینی تلاش کرده قواعد این بازی را تغییر دهد. تانک (TANK)، زیرمجموعه گروه گریت وال موتور، در مدت زمانی بسیار کوتاه از یک نام تازهوارد به یکی از شناختهشدهترین برندهای چینی در حوزه خودروهای آفرودی تبدیل شده است. برندی که برخلاف بسیاری از خودروسازان چینی، صرفاً به دنبال تولید یک SUV لوکس شهری نیست و تلاش دارد مستقیماً وارد قلمرو خودروهایی شود که سالها در اختیار برندهای ژاپنی بودهاند.
حالا سؤال مهم این است: آیا رشد تانک فقط یک موج موقتی در بازار خودروهای چینی است یا این برند واقعاً میتواند در سالهای آینده به رقیبی جدی برای محصولات ژاپنی تبدیل شود؟
تانک از کجا شروع کرد و چقدر رشد کرده است؟
تانک در شکل امروزی خود برند جوانی محسوب میشود. این برند در سال ۲۰۲۱ از دل پروژه WEY TANK 300 شکل گرفت و از ابتدا تمرکز خود را روی شاسیبلندهای آفرودی، لوکس و دو دیفرانسیل قرار داد. همین تمرکز یکی از تفاوتهای مهم تانک با بسیاری از برندهای چینی است؛ زیرا این شرکت از همان ابتدا به دنبال ساخت هویت مشخص برای محصولات خود بوده است.
روند فروش نیز نشان میدهد که این استراتژی تا حدی جواب داده است. طبق آمار رسمی گریت وال موتور، فروش جهانی محصولات تانک در سال ۲۰۲۴ به ۲۳۱ هزار و یک دستگاه رسید که نسبت به سال قبل حدود ۴۲.۱۲ درصد رشد داشت. مجموع فروش جهانی این برند نیز تا پایان ۲۰۲۴ به حدود ۶۰۲ هزار دستگاه رسیده بود.
این روند در سال ۲۰۲۵ نیز ادامه داشت. در آوریل ۲۰۲۵، گریت وال موتور اعلام کرد که فروش تجمعی جهانی تانک از ۶۶۳ هزار دستگاه عبور کرده است. در همان ماه بیش از ۱۹ هزار دستگاه از محصولات تانک فروخته شد و فروش تانک ۳۰۰ به تنهایی به بیش از ۱۰ هزار دستگاه رسید.
اگر این اعداد را کنار تاریخچه کوتاه برند قرار دهیم، رشد تانک قابل توجه به نظر میرسد. برندی که حدود پنج سال قبل هنوز نامی شناختهشده در بازار جهانی نبود، اکنون صدها هزار دستگاه فروش تجمعی دارد و محصولاتش در بیش از ۳۰ کشور عرضه میشوند.
البته همینجا باید یک نکته مهم را در نظر گرفت؛ تانک هنوز از نظر مقیاس فروش با تویوتا فاصله بسیار زیادی دارد. بنابراین صحبت از رقابت مستقیم در تیراژ فروش چندان منطقی نیست. آنچه اهمیت دارد، رقابت در یک بخش مشخص از بازار یعنی SUVهای آفرودی و لوکس است.
تانک چگونه توانست توجه بازار جهانی را جلب کند؟
یکی از مهمترین دلایل موفقیت تانک، انتخاب درست یک خلأ در بازار است. بسیاری از خودروسازان چینی طی سالهای گذشته تلاش کردهاند در کلاس کراساوورهای شهری با محصولاتی مانند تویوتا RAV4، هوندا CR-V و هیوندای توسان رقابت کنند. اما تانک مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است.
تانک ۳۰۰ با ظاهر مکعبی، شاسی مستقل، سیستم چهارچرخ محرک و قابلیتهای آفرودی، عملاً تلاش میکند تصویری نزدیک به خودروهایی مانند تویوتا لندکروزر پرادو و حتی برخی محصولات لندروور ارائه کند؛ البته با قیمت و سطح تجهیزات متفاوت. تانک ۳۰۰ حتی موفق شده در تست ایمنی ANCAP استرالیا به امتیاز پنج ستاره دست پیدا کند و در بخشهای مختلف حفاظت سرنشین بزرگسال، کودک و سیستمهای ایمنی فعال عملکرد قابل توجهی داشته باشد.
از سوی دیگر، این برند تنها به یک مدل متکی نمانده است. تانک ۵۰۰ به عنوان یک SUV بزرگتر و لوکستر، تانک ۷۰۰ به عنوان پرچمدار و مدلهایی مانند تانک ۴۰۰ و نسخههای هیبریدی، نشان میدهند که گریت وال قصد دارد یک خانواده کامل از خودروهای آفرودی را ایجاد کند. این موضوع از نظر آینده برند بسیار مهم است. یک برند زمانی میتواند به رقیب واقعی تبدیل شود که از یک محصول موفق فراتر برود و بتواند طیف متنوعی از مشتریان را پوشش دهد.
مهمترین برگ برنده تانک؛ ترکیب آفرود و فناوری
اگر قرار باشد تانک را با خودروهای سنتی ژاپنی مقایسه کنیم، یکی از بزرگترین تفاوتها در فلسفه طراحی آنها دیده میشود. برندهای ژاپنی برای دههها روی دوام مکانیکی، قابلیت اطمینان و عملکرد مطمئن در شرایط سخت سرمایهگذاری کرده است. تانک اما علاوه بر قابلیت آفرود، روی تکنولوژی، امکانات رفاهی و قوای محرکه هیبریدی نیز تأکید زیادی دارد.
برای مثال، نسلهای جدید محصولات تانک به سمت سیستمهای هیبریدی پیش رفتهاند و گریت وال موتور فناوری Hi4-T را در مدلهایی مانند تانک ۳۰۰، ۵۰۰ و ۷۰۰ توسعه داده است. این موضوع میتواند در سالهای آینده به یکی از مهمترین عوامل رقابت تانک با خودروهای سنتی ژاپنی تبدیل شود.
تانک دیگر صرفاً نمیخواهد یک خودرو آفرودی با موتور پرقدرت باشد؛ بلکه میخواهد همان خودرو را با کابین لوکس، نمایشگرهای بزرگ، سیستمهای کمکراننده، تجهیزات رفاهی فراوان و قوای محرکه برقیشده به مشتری ارائه کند. همین مسئله بهخصوص در بازارهای خاورمیانه اهمیت زیادی دارد؛ بازاری که مشتری همزمان به قابلیت آفرود، ظاهر قدرتمند، امکانات و پرستیژ خودرو اهمیت میدهد.
توسعه جهانی؛ جایی که تانک جدیتر میشود
یکی از نشانههای مهم موفقیت آینده یک برند، توانایی آن در خارج از بازار داخلی است. تانک از این منظر نیز مسیر قابل توجهی طی کرده است. محصولات این برند در بازارهایی مانند استرالیا، خاورمیانه، آفریقای جنوبی، مالزی، تایلند، اندونزی و برخی کشورهای دیگر عرضه شدهاند. گریت وال موتور در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که تانک وارد بیش از ۳۰ کشور و منطقه شده و بیش از ۲۰ درصد فروش آن از بازارهای خارج از چین تأمین میشود.
در پایان ۲۰۲۵ نیز گریت وال اعلام کرد محصولات تانک در بیش از ۳۰ کشور عرضه شدهاند و فروش تجمعی جهانی این برند از ۸۰۰ هزار دستگاه عبور کرده است. این عدد برای برندی با عمر نسبتاً کوتاه، قابل توجه است. از طرف دیگر، گریت وال موتور در حال توسعه حضور جهانی خود است. این شرکت در سال ۲۰۲۵ استراتژی جهانی جدیدی را با تأکید بر استانداردهای جهانی و تطبیق محصولات با نیاز بازارهای محلی معرفی کرد.
حتی برنامههای این شرکت برای اروپا نیز نشان میدهد که گریت وال قصد ندارد در بازار چین باقی بماند. طبق گزارش رویترز، GWM برنامه ورود مدلهای جدید به اروپا و حتی ایجاد ظرفیت تولید در این قاره را دنبال میکند. اگر این روند ادامه پیدا کند، تانک میتواند بهتدریج از یک برند چینی محبوب در بازارهای آسیایی و خاورمیانه، به یک برند بینالمللی تبدیل شود.
اما آیا تانک واقعاً میتواند جای خودروهای ژاپنی را بگیرد؟
اینجا باید کمی محتاطتر صحبت کرد. تعداد فروش بالا و رشد سریع، لزوماً به معنای رسیدن به اعتبار برندهای ژاپنی نیست. به عنوان مثال تویوتا لندکروزر حاصل چند دهه حضور در سختترین شرایط آبوهوایی و جغرافیایی جهان است. اعتبار این خودرو در بازارهایی مانند آفریقا، خاورمیانه و استرالیا فقط از طریق تبلیغات ایجاد نشده؛ بلکه میلیونها کیلومتر استفاده واقعی باعث شکلگیری این اعتبار شده است.
در مقابل، تانک هنوز باید این مسیر را طی کند. مهمترین چالش تانک در سالهای آینده احتمالاً اثبات دوام بلندمدت خواهد بود. خریدار یک لندکروزر ممکن است با اطمینان بیشتری نسبت به دوام قوای محرکه و دسترسی به قطعات آن تصمیم بگیرد، اما درباره تانک هنوز اطلاعات چند دههای در دست نیست.
به همین دلیل، تانک در کوتاهمدت احتمالاً نمیتواند اعتبار برندهای ژاپنی را از بین ببرد؛ اما میتواند معادله ارزش خرید را تغییر دهد.
داستان تانک در بازار ایران متفاوت است
بازار ایران یکی از جالبترین مکانها برای بررسی آینده تانک است؛ زیرا اینجا اختلاف بین خودروهای ژاپنی و چینی فقط در بحث کیفیت خلاصه نمیشود.
قیمت خودروهای ژاپنی وارداتی در ایران به دلیل محدودیت عرضه، تعرفه، هزینه واردات، نرخ ارز و همچنین ارزش برند، بسیار بالا است. در چنین شرایطی، خودرویی مانند تانک ۳۰۰ میتواند برای بخشی از مشتریان جذاب باشد که به دنبال یک SUV دو دیفرانسیل با ظاهر آفرودی، امکانات زیاد و فناوریهای جدید هستند اما نمیخواهند هزینه یک ژاپنی صفر یا کمکارکرد را بپردازند.
در حال حاضر، قیمتهای بازار ایران نشان میدهد تانک ۳۰۰ در محدوده حدود ۱۰ تا ۱۰.۶ میلیارد تومان قرار دارد و تانک ۵۰۰ هیبریدی نیز در محدوده حدود ۱۶.۵ تا ۱۷.۵ میلیارد تومان دیده میشود؛ البته قیمتها در بازار ایران بهشدت تحت تأثیر نرخ ارز، عرضه و شرایط معامله هستند و ممکن است تغییر کنند.
این اعداد یک نکته مهم را نشان میدهند: تانک دیگر در ایران یک خودروی «ارزانقیمت چینی» نیست. مشتری این خودرو عملاً وارد محدودهای میشود که گزینههای ژاپنی دستدوم و بعضاً خودروهای لوکس وارداتی نیز در آن حضور دارند. در چنین شرایطی، برگ برنده تانک باید ارزش خرید باشد، نه صرفاً قیمت پایینتر.
شتابران خودرو؛ یک عامل تعیینکننده در موفقیت تانک در ایران
در بازار ایران، حتی بهترین محصول نیز بدون خدمات پس از فروش و تأمین قطعات نمیتواند به موفقیت بلندمدت برسد. برند تانک در ایران توسط شتابران خودرو عرضه شده و تانک ۳۰۰ یکی از نخستین محصولاتی بود که این برند را در بازار کشور مطرح کرد. تانک ۳۰۰ با موتور ۲ لیتری توربو، حدود ۲۲۷ اسب بخار قدرت و ۳۸۷ نیوتنمتر گشتاور، شاسی مستقل و سیستم چهارچرخ محرک وارد بازار ایران شده است.
بعد از آن، تانک ۵۰۰ نیز وارد سبد محصولات شتابران خودرو شد و حضور این برند در بخش SUVهای بزرگتر و لوکستر را پررنگ کرد. در نتیجه، آینده تانک در ایران تا حد زیادی به عملکرد شتابران خودرو نیز وابسته است. اگر این شرکت بتواند تأمین قطعات، تعمیرات تخصصی، آموزش شبکه خدمات و عرضه منظم محصولات را به شکل قابل قبول انجام دهد، تانک میتواند به تدریج اعتماد بیشتری در بازار ایران به دست آورد. اما اگر خودروهای این برند با مشکل تأمین قطعه یا افت ارزش شدید در بازار دستدوم مواجه شوند، حتی مشخصات فنی خوب و تجهیزات فراوان نیز نمیتواند جلوی کاهش جذابیت آنها را بگیرد.
نقطه حساس؛ بازار دستدوم
یکی از مهمترین معیارهایی که خریداران ایرانی هنگام خرید خودروهای گرانقیمت در نظر میگیرند، بازار دستدوم است.
تویوتا در این زمینه یک مزیت تاریخی بسیار بزرگ دارد. یک لندکروزر ۱۰ یا ۱۵ ساله همچنان مشتری خودش را دارد و بسیاری از خریداران به دلیل شناخت بازار از دوام آن حاضرند مبلغ زیادی برای یک نمونه سالم پرداخت کنند. تانک هنوز چنین سرمایهای ندارد. اگر محصولات این برند طی ۵ تا ۱۰ سال آینده بتوانند بدون افت شدید کیفیت و با هزینه نگهداری منطقی کار کنند، احتمالاً ارزش دستدوم آنها نیز تثبیت خواهد شد. آن زمان است که میتوان گفت تانک نه فقط در فروش خودروی صفر، بلکه در چرخه کامل مالکیت توانسته به رقیب ژاپنیها تبدیل شود.
آینده تانک؛ تهدیدی واقعی یا هنوز یک مدعی؟
اگر اعداد فروش را بررسی کنیم، نمیتوان تانک را دیگر یک برند آزمایشی یا نوپای معمولی دانست. فروش جهانی این برند از حدود ۱۶۰ هزار دستگاه در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۲۳۱ هزار دستگاه در سال ۲۰۲۴ رسید و رشد سالانه بیش از ۴۲ درصدی ثبت کرد. در ادامه نیز فروش تجمعی جهانی تانک از ۸۰۰ هزار دستگاه عبور کرد و حضور آن به بیش از ۳۰ کشور گسترش یافت.
از سوی دیگر، گریت وال موتور نشان داده که قصد دارد تانک را در بخشهای مختلف بازار توسعه دهد؛ از تانک ۳۰۰ گرفته تا ۵۰۰ و ۷۰۰ و نسخههای هیبریدی. بنابراین اگر سؤال این باشد که «آیا تانک میتواند در آینده برای خودروهای ژاپنی دردسرساز شود؟» پاسخ بله است. اما اگر سؤال این باشد که «آیا تانک میتواند در آینده جای تویوتا را بگیرد؟» پاسخ فعلاً نه، دستکم نه بهطور کامل است.
تانک هنوز باید دوام، قابلیت اطمینان، ارزش دستدوم و کیفیت خدمات پس از فروش خود را در طول زمان ثابت کند. این همان چیزی است که تویوتا، نیسان و میتسوبیشی طی دههها به دست آوردهاند و نمیتوان در چند سال به آن رسید. با این حال، یک نکته را نباید نادیده گرفت: تانک برای شکست دادن تویوتا لازم نیست لندکروزر را از بازار حذف کند. کافی است مشتری را متقاعد کند که با پرداخت پول کمتر یا حتی در برخی بازارها با پرداخت مبلغی مشابه، خودرویی مدرنتر، پرآپشنتر و از نظر فناوری بهروزتر دریافت میکند. این دقیقاً همان جایی است که رقابت واقعی آغاز میشود.
جمعبندی؛ تانک میتواند «تویوتای چینی» شود؟
شاید عبارت «تویوتای چینی» هنوز برای تانک زود باشد؛ اما مسیر حرکت این برند نشان میدهد گریت وال موتور دقیقاً به دنبال ساخت یک برند آفرودی با هویت جهانی است. رشد فروش، توسعه بازارهای صادراتی، گسترش مدلها، استفاده از فناوری هیبریدی، سرمایهگذاری روی پلتفرم اختصاصی آفرود و حضور در بازارهای مهمی مانند استرالیا و خاورمیانه، همگی نشانههایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
برای بازار ایران نیز تانک یک پدیده جالب است. حضور شتابران خودرو و عرضه محصولاتی مانند تانک ۳۰۰ و ۵۰۰ باعث شده مشتری ایرانی برای نخستین بار با یک برند چینی مواجه شود که مستقیماً به قلمرو خودروهای آفرودی ژاپنی وارد شده است. با این حال، قضاوت نهایی هنوز زود است. برندهای ژاپنی نظیر تویوتا، سرمایهای به نام سابقه و اعتماد دارد و تانک سرمایهای به نام سرعت رشد و فناوری. اگر تانک بتواند طی یک دهه آینده دوام و خدمات پس از فروش خود را در کنار این فناوری حفظ کند، احتمالاً دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک برند چینی دانست.
شاید آینده بازار خودرو به جای اینکه شاهد حذف ژاپنیها توسط چینیها باشد، شاهد شکلگیری یک رقابت تازه باشد؛ رقابتی که در آن تویوتا با اعتبار و تجربه خود وارد میدان میشود و تانک با فناوری، امکانات و سرعت توسعه.
در چنین شرایطی، شاید مهمترین سؤال دیگر این نباشد که «آیا تانک میتواند جای تویوتا را بگیرد؟»؛ بلکه این باشد که آیا تویوتا میتواند همچنان با همان فرمول قدیمی، در برابر تانکی که هر سال سریعتر و پیشرفتهتر میشود، برتری خود را حفظ کند؟
در پایان می توانید ویدیوهای معرفی هر سه محصول تانک را که توسط شتابران خودرو عرضه می شوند را مشاهده کنید :





