صنایع در قطع برق یا گران قیمت

040503

ECUARAN: وجود برق و برق در عصر حاضر چنان مهم است که این یک بحران بزرگ برای خانوارها و صنایع نخواهد بود. با این حال ، شواهد در ایران نشان می دهد که بی حوصلگی و فرسودگی صنعت برق نمی تواند مشابه سایر مناطق اقتصاد کشور پنهان شود. این را می توان در قطع برق مکرر در بخش های خانگی و صنعتی در طول فصول مشاهده کرد. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که قیمت گرامری تعرفه برق باعث شده است که این صنعت به اندازه کافی سرمایه گذاری نکند و صنعت از ظرفیت کافی برای تأمین نیازها برخوردار نیست. با این حال ، طی چند سال گذشته ، سیاست گذاران سعی در پیگیری اصلاحات تعرفه برق صنعتی داشته اند. این گزارش به زوایای این خط مشی می پردازد.

اکوآران ، قیمت گذاری گرامری سالها ، نگرانی های اقتصاددانان و سیاست گذاران را برانگیخته است. زیرا این امر منجر به سوء رفتار و هدر رفتن منابع کشور و از بین رفتن فرصت های اقتصادی می شود. این سیاست انگیزه و اشتیاق فعالان تجاری برای سرمایه گذاری در اقتصاد را از دست می دهد. بحران هایی که این ژانر با سیاست گذاری ایجاد کرده است ، همراه با سایر عوامل مانند تحریم ها و ساختار معیوب اقتصاد ایران ، می تواند بیشمار در نظر گرفته شود.

صنعت برق ، مشابه سایر مناطق اقتصاد ایران ، با یک مشکل قیمت گذاری دستوری روبرو است. این امر در سالهای اخیر ، نتایج مشاغل ، صنایع و زندگی مردم قابل مشاهده است. در حقیقت ، کاهش مکرر و گاه طولانی برق باعث شده است که افراد و همچنین صنایع مختلف با مشکلات زیادی روبرو شوند. این امر همچنان ادامه دارد زیرا برخی از صنایع مایل هستند فقط در صورت تأمین برق آنها تعرفه برق خود را افزایش دهند. در همین زمینه ، بنگاه های صنعتی از وزارت صنعت ، معدن و تجارت خواسته اند تا یک بسته پشتیبانی برای قطع برق ارائه دهند. اعتراضات تولید کنندگان کشاورزی ، نانوایی ها و سایر بخش های این صنعت همان قطع برق است که گاهی اوقات خسارت بزرگی به همراه دارد. رئیس اتاق بازرگانی اصفهان می گوید هزینه قطع برق در هر کیلووات ساعت دو دلار است.

تحقیقات مرکز تحقیقات Majlis نشان می دهد که تعرفه های برق برای صنایع در چند سال گذشته افزایش یافته است ، اما گرامر باقی مانده است. بر این اساس ، گزارش زیر به جزئیات این بررسی می پردازد.

روند نزولی قیمت برق با قیمت ثابت ۱۴۰۰ و افزایش بدهی

مطالعات نشان می دهد که از سال ۲۰۰۱ ، میانگین تعرفه برق صنایع در مقیاس اسمی افزایش یافته است ، اما براساس قیمت های ثابت ۱۴۰۰ روند کاملاً کاهش یافته است. این نشانگر عدم افزایش تعرفه های برق به اندازه تورم است و به معنای تخصیص یارانه های عظیم به صنایع است.

آمار و داده های جمع آوری شده توسط مرکز تحقیقات Majlis حاکی از آن است که درآمد تاوانیر از فروش برق به شرکتهای صنعتی بین سالهای ۱۹۷۷ و ۱۳۹۹ ثابت شده است. با این حال ، پس از اصلاح تعرفه های برق در بودجه ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ ، این درآمدها پرش کرده است ، و با اجرای کامل قانون در مورد توسعه صنعت برق در ۱۴۰۲ ، این نیز افزایش یافته است.

افزایش درآمد ناشی از اصلاحات تعرفه به کاهش بدهی انباشته Tavanir کمک کرده است. به عبارت دیگر ، در سالهای قبل از اصلاح تعرفه برق ، عدم کفایت بین افزایش قیمت برق و تورم منجر به شکاف قابل توجهی بین درآمد و هزینه های صنعت برق و انباشت بدهی شده است.

با این وجود ، ممکن است عواقبی برای اصلاح تعرفه های برق در صنعت و کاهش بدهی تاوانیر وجود داشته باشد. به عبارت ساده ، این ممکن است منجر به افزایش هزینه های صنعت ، به ویژه در صنایع پر انرژی شود.

چه عواملی بر برق صنعت تأثیر می گذارد؟

به منظور تنظیم صنعت برق و افزایش سرمایه گذاری و بهره وری در این بخش ، سیاست اصلاح صنعت برق اتخاذ شده است. با این حال ، به نظر می رسد که سیاست های حمایتی صنایع مختلف مورد توجه قرار گرفته است. به عبارت دیگر ، هدف از سیاست ساز سازماندهی صنعت برق با وجود حمایت از صنایع حیاتی و مهم کشور بود. به همین دلیل از شاخص های مختلفی برای اعمال تعرفه استفاده شده است. با این حال ، هنوز هم در سیاست اصلاح تعرفه برق صنعتی مضراتی وجود دارد.

سهم برق از هزینه های شرکت یکی از شاخص های مورد نظر است. طبق اعلام مرکز تحقیقات Majlis ، سهم هزینه های برق بیش از کل هزینه های بیشتر شرکت های سهام کمتر از ۵ ٪ بوده است و فقط دو شرکت بیش از ۱۰ ٪ تخمین زده می شوند که متعلق به صنایع آلومینیوم و فروما است. همچنین ، شاخص هزینه های برق برای کل هزینه های گروه فلزی اصلی بالاتر از سایر بخش ها بود.

یکی دیگر از شاخص های مهم در تعیین تعرفه برق صنعت شدت انرژی صنایع مختلف است. نکته شدت انرژی در اینجا نسبت مصرف سالانه برق هر صنعت به درآمد سالانه آن صنعت است. به عبارت دیگر ، چقدر برق برای هر واحد از درآمد حاصل از هر صنعت استفاده می شود. در حقیقت ، هرچه برق بیشتر صنعت را مصرف کند ، بهره وری پایین تر و تعرفه نیز بیشتر می شود. به نظر نمی رسد که در تصحیح تعرفه های برق صنعتی مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال ، صنعت سیمان کشور بیشترین شدت مصرف برق را در بین گروه های مختلف صنایع انرژی دارد. اما تعرفه های پایین به صنعت سیمان اعطا شد ، بنابراین سهم هزینه های برق از کل هزینه صنعت نسبت به سایر صنایع انرژی زیاد نبوده است.

سهم درآمدهای صادرات در کل درآمد یک صنعت ، شاخص دیگری برای تعیین برق صنعت است. این شاخص این است که استفاده از صنایع از برق یارانه ای و در عین حال صادرات بخش بزرگی از محصولات به عنوان نمونه ای از کمبود منابع انرژی عموم مردم در نظر گرفته می شود. از طرف دیگر ، تخصیص انرژی یارانه می تواند صادرات را ترغیب کرده و نیازهای ارزی کشور را برآورده کند. در میان گروه های مختلف صنعت ، صنعت پتروشیمی و پالایش بیشترین سهم از درآمد صادرات را داشت.

به عنوان مثال ، مقایسه بین صنعت سیمان و فلزات اساسی نشانگر نکات قابل توجهی است. سهم درآمدهای صادرات این دو گروه تقریباً برابر است. هزینه برق در صنعت فلز دو برابر صنعت سیمان است. این تخمین زده می شود که مصرف برق صنعت سیمان دو برابر فلزات اساسی است. بنابراین انتظار می رود که تعرفه برق صنعت سیمان از فلزات اساسی بالاتر باشد. با این حال ، تعرفه برق صنعت فلز چندین برابر بیشتر از تعرفه صنعت سیمان بوده است.

با این حال ، به طور کلی ، شاخص هایی مانند درآمد صادرات صنعت ، شدت مصرف انرژی آن یا سهم هزینه های برق از کل هزینه تولید ، نمی تواند مبنای مناسبی برای تعیین تعرفه برق باشد. در حقیقت ، همراه با این شاخص ها ، موقعیت صنایع در زنجیرهای ارزش و نقش استراتژیک آنها در اقتصاد کشور باید در نظر گرفته شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: