فصل دوم It: Welcome to Derry قرار است پنیوایز را بیشتر به عنوان یک موجود کیهانی و لاوکرفتی نشان دهد؛ موجودی فراتر از زمان و درک انسانها که ابعاد وحشتناکش از همیشه پررنگتر خواهد شد.
در بخش آغازین سریال It: Welcome to Derry (محصول شبکه HBO) شاهد شباهتهای زیادی به Stranger Things بودیم، حتی برخی شاید آن را تقلیدی از این سریال بدانند. داستان از الگوی آشنایی پیروی میکرد؛ جایی که یک کودک ناپدید میشود و دوستانش با دوچرخههای خود در شهر به دنبال پیدا کردن او میگردند. اما درست زمانی که بینندگان تصور میکردند مسیر داستان را فهمیدهاند، سریال با یک چرخش ناگهانی تقریباً تمام شخصیتهای اصلی معرفی شده را از بین برد.
هرچه فصل اول It: Welcome to Derry جلوتر رفت، این سریال بیشتر به گسترش افسانههای تثبیت شده استیون کینگ درباره پنیوایز میپرداخت. این اثر نه تنها به خاستگاه پنیوایز روی زمین پرداخت، بلکه نشان داد انسانها چگونه توانستهاند او را در شهر دری محدود و مهار کنند. همچنین در طول داستان، اشارههای ظریفی به دیگر آثار استیون کینگ مانند The Mist، The Shawshank Redemption و Carrie دیده شد.
سریال It: Welcome to Derry چیزهای زیادی برای طرفداران استیون کینگ داشت، اما یکی از بزرگترین و شوکهکنندهترین پیچشهای داستانی آن در قسمت پایانی رقم خورد. در آخرین قسمت فصل اول مشخص شد که پنیوایز هیچ شباهتی به انسانها ندارد و مانند یک موجود فرازمینی و تقریباً همهچیزدان با ویژگیهای مشابه آثار لاوکرفت، در کنار بشریت قرار گرفته است.
فراتر از ظاهر دلقک مانند و بادکنکهای قرمزش، پنیوایز در حقیقت چیزی جز یک موجود میانبعدی نیست؛ موجودی که ماهیت و تأثیر روانیاش بر انسانها کاملاً با ترس لاوکرفتی همخوانی دارد. همانند موجودات باستانی بزرگ و خدایان جهان داستانهای لاوکرفت، پنیوایز مدتها پیش از ظهور انسانها به زمین آمده و حتی پیش از شکلگیری سیاره وجود داشته است.
این موجود در جهان داستانی استیون کینگ دشمنی برای ماتورین محسوب میشود؛ لاکپشت عظیم کیهانی که طبق افسانههای این نویسنده، جهان شناخته شده را از طریق استفراغ کردن به وجود آورده است. مانند خدایان آثار لاوکرفت، شکل واقعی پنیوایز نیز برای انسانها غیرقابل درک است. بدن و ذهن انسان از نظر زیستی توانایی فهمیدن ظاهر حقیقی او را ندارد؛ به همین دلیل افرادی که مستقیماً به Deadlights یا نورهای مرگبار او نگاه میکنند، دچار جنون، مرگ یا حالتی شبیه خلسه میشوند. همانند داستانهای اچ. پی. لاوکرفت، جهان IT نیز بر پوسیدگی، ضعف و بیاهمیت بودن انسانها در مقیاس بزرگتر کیهان تأکید دارد.
پنیوایز همچنین مانند بسیاری از موجودات لاوکرفتی، رفتاری شبیه یک انگل کیهانی دارد که در اطراف شهر دری زندگی میکند. او از ترس انسانها تغذیه میکند به شکارشان میپردازد. البته استیون کینگ تلاش کرده داستان IT را با موضوعات قابل لمستری مانند خاطرات دوران کودکی، معصومیت و قدرت اتحاد میان انسانها پیوند دهد، اما وجود باستانی و غیرقابل فهم پنیوایز همچنان ریشههای عمیقی در المانهای ترس لاوکرفتی دارد.
پایان فصل اول It: Welcome to Derry نشان داد پنیوایز زمان را مانند انسانها درک نمیکند. برای او گذشته، حال و آینده همگی در یک نقطه قرار دارند؛ زیرا این موجود خارج از محدودیتهای فضا و زمان زندگی میکند. به همین دلیل، حتی با وجود اینکه Losers’ Club در فیلمها موفق شدند او را شکست دهند، پنیوایز همچنان بهعنوان موجودی حاضر در تمام خطوط زمانی گذشته به حیات خود ادامه میدهد.
این موضوع نشان میدهد پنیوایز موجودی متعلق به ابعادی بالاتر است و انسانها نمیتوانند صرفاً با کشتنش، برای همیشه نابودش کنند. از آنجا که او تقریباً مانند هیولاهای لاوکرفتی شکستناپذیر به نظر میرسد، وحشت حضورش در شهر دری در فصل دوم It: Welcome to Derry حالتی بسیار کیهانیتر پیدا خواهد کرد. با بازگشت به برخی از تاریکترین اتفاقات تاریخ شهر دری، از جمله قتلعام معروف گروه بردلی، سریال نشان خواهد داد که انسانها تا چه اندازه در برابر نفوذ پنیوایز ناتوان هستند. او با آلوده کردن ذهن تمام ساکنان دری، مردم عادی را به سمت انجام اعمال وحشتناک سوق خواهد داد.
به این ترتیب در فصل دوم It: Welcome to Derry، داستان پنیوایز در شهر دری بیش از هر زمان دیگری حالوهوای آثار لاوکرفتی خواهد داشت. طرفداران امیدوارند این سریال بدون کنار گذاشتن عناصر ترس کیهانی، همچنان به داستان اصلی استیون کینگ وفادار باقی بماند.





