هئیتهای داوری، منتقدان و مخاطبان عادی، معمولا به داستانها با معیارهای متفاوتی نگاه میکنند، اما تعدادی از انیمهها به دلیل کیفیت بالای تمام بخشهای خود مورد تحسین قرار میگیرند. موفقیت این آثار نتیجه انتخابهای دقیق در نویسندگی، شخصیتپردازی قدرتمند، منطق منسجم و دنیاهایی با طراحی حسابشده است که در آنها هر اتفاق، نتیجه طبیعی اتفاقات قبلی به نظر میرسد و یک راهحل ناگهانی برای پیشروی در روند داستان نیست.
نویسندگی قدرتمند معمولا با گذر زمان خودش را نشان میدهد. این سریالها با هر بار تماشا ارزش بیشتری پیدا میکنند و سالها پس از انتشار طرفداران جدیدی به آنها روی میآورند، چون که بهترین لحظات آنها به لطف زمینهسازی دقیق و طولانیمدت اتفاق میافتد. فرقی نمیکند درباره چه ژانری صحبت کنیم، آثاری که در ادامه به آنها میپردازیم، استانداردهای جدیدی برای روایت داستان در مدیوم انیمه تعریف کردهاند.
Fullmetal Alchemist Brotherhood
هیرومو آراکاوا، نویسنده مانگا، سیستمی را خلق کرد که در آن برای به دست آوردن هر چیز، باید بهایی برابر پرداخت شود. نقطه قوت اصلی این انیمه این است که هیچوقت اجازه نمیدهد شخصیتهای اصلی، یعنی ادوارد و آلفونس الریک، از پرداخت آن قسر در بروند. هر عمل کیمیاگری و انتخابهای اخلاقی، هزینه مشخصی دارند که مخاطب کاملا آن را درک میکند.
این قانون فراتر از سیستم جادو، در سیاستهای دنیای داستان نیز جریان دارد. جاهطلبیهای شخصیت روی ماستنگ، انتقامجوییهای اسکار و دسیسههای هومونکولوسها، همگی در لحظات ابتدایی داستان ریشه دارند. به همین دلیل است که این سریال ۶۴ قسمتی، همچنان به عنوان نقطه شروعی ایدهآل برای تازهواردان به دنیای انیمه شناخته میشود.
Showa Genroku Rakugo Shinju
انیمه Showa Genroku Rakugo Shinju با محوریت اجرای راکوگو توسط یاکومو ساخته شده است. هر داستانی که کاراکتر یاکومو روی صحنه اجرا میکند، در واقع نوعی اعتراف غیرمستقیم به گناهش برای مرگ سوکه روکو محسوب میشود. ساختار روایت داستان به طوری است که مخاطب بدون نیاز به توضیحات خستهکننده، به بهترین شکل ممکن با این سنت پیچیده آشنا میشود.
قدرت اصلی سریال در اعتماد به سکوت و زمانبندی است، جایی که دیالوگها به تنهایی نمیتوانند موضوعات را بیان کنند. علاوهبر این، ژاپن پس از جنگ در Showa Genroku Rakugo Shinju تنها یک پسزمینه برای روایت داستان نیست، بکله به عنوان فشاری روانی بر شخصیتها عمل میکند و تصمیمات آنها را تغییر میدهد.
Pluto
نائوکی اوراساوا یکی از آرکهای داستانی Astro Boy را به یک داستان جنایی درباره رباتهایی تبدیل میکند که میتوانند ناراحتی و خشم را درک کنند و حالتی شبیه به اختلال استرس پس از سانحه دارند. شخصیت گسیشت به دنبال قاتلی میگردد که قدرتمندترین رباتهای جهان را هدف قرار داده، کاراکتر پلوتو نیز از این پرونده استفاده میکند تا مرز نفرت برنامهریزی شده و نفرت انسانی را تشخیص دهد.
خانواده ساختگی گسیشت، صلحطلبی نورث شماره دو و غم ارثی اتم، نشان میدهد که فرقی نمیکند حامل تروما چه کسی باشد، این ضربه روحی بازتولید خواهد شد. انیمه Pluto از ابتدا تا انتها به بهترین شکل ممکن به موضوعاتی مانند دیدگاههای منحصر به فرد درباره از دست دادن افراد، خاطره و خشونت میپردازد.
Legend of the Galactic Heroes
انیمه Legend of the Galactic Heroes با رد کردن نگاه سیاه و سفید به موضوعاتی مانند جنگ، دموکراسی یا استبداد هنر سیاستمداری در داستانسرایی را به اوج میرساند. یوشیکی تاناکا داستان را میان امپراتوری اقتدارگرای راینهارد فون لوهنگرام و دموکراسی رو به سقوط یانگ ونلی تقسیم میکند، با این حال به هیچکدام از آنها اجازه نمیدهد ادعای برتری اخلاقی داشته باشند.
در Legend of the Galactic Heroes جلسات سیاسی، تصمیمات تبلیغاتی و سیاستهای جانشینی، به اندازه مبارزات ناوگان فضایی هیجانانگیز هستند. جاهطلبی راینهارد و رهبری یانگ، هر دو تحت فشار روایت و آرکهای شخصیتی دقیق، دچار فرسایش میشوند تا نشان دهد هر تصمیم، تاثیرات ماندگاری در جریان تاریخ دارد.
Monster
داستان انیمه Monster از جایی آغاز میشود که جراحی جوان و بااستعداد با نام کنزو تنما جان کودکی را نجات میدهد، اما سالها بعد با واقعیتی تکان دهنده مواجه میشود که همان کودک حالا یک قاتل زنجیرهای بیرحم است. تنما برای جبران اشتباهش تصمیم میگیرد تا یوهان را به قتل برساند، اما در ابتدا باید با گذشته تاریکش روبهرو شود.
اوراساوا نه انگیزهای شفاف برای یوهان ارائه میدهد و نه مسیر رستگاری او را مشخص میکند، و همین دوری از یک توضیح ساده به مرکز اصلی داستان تبدیل میشود. آثار اوراساوا که برنده جوایز معتبری مانند شوگاکوکان و تزوکا اوسامو شدهاند، نشان دهنده همان صبری هستند که Monster از مخاطبش میخواهد. Monster با استفاده از شخصیتهای فرعی بسیار قدرتمند و وصل کردن تمام آنها به هسته اصلی، تجربهای عمیق و بدون حاشیه ایجاد میکند.
Shinsekai Yori
انیمه Shinsekai Yori با یک ریسک بزرگ شروع میشود، اینکه سالها صبر میکند تا پیشفرضهای دنیای خود را برای مخاطب فاش کند. این انیمه ابتدا خود را به عنوان یک داستان بلوغ درباره ساکی واتانابه و همکلاسیهایش در یک آرمانشهر معرفی میکند، اما در نیمه دوم تمام آن آرامشی که در ابتدا ساخته بود را با دقت از بین میبرد.
نویسندگان جزئیات مهم جهان داستان را از همان ابتدا نشان میدهند، اما معنای وحشتناک آن زمانی فاش میشود که مخاطب کاملا در داستان غرق شده است. برخلاف بسیاری از آثار که برای حفظ هیجان به سراغ اکشن میشوند، Shinsekai Yori به مخاطب اجازه میدهد تا در لایههای سنگین وحشت و اضطراب باقی بماند تا در جای درست شوک بزرگی به بیننده وارد شود.
March Comes in Like a Lion
انیمه March Comes in Like a Lion با به تصویر کشیدن افسردگی شخصیت ری کیریاما با صبوری و صداقت عاطفی بینظیر، استاندارد جدیدی در شخصیتپردازی تعیین میکند. ری که خارج از دنیای حرفهای شوجی به سختی میتواند کارهای عادیاش را انجام دهد، اما نکته درخشان اینجا است که شخصیتهایی مانند چیکا اومینو هرگز با مشکلات او برخورد ابزاری نمیکنند.
مسابقات شوجی در این انیمه دوگانه نشان دهنده مواجه شدن ری با ترسهای درونیاش هستند. استودیو Shaft به جای استفاده از دیالوگ برای توضیح اضطراب، به بهترین شکل با استفاده از تکنیکهای بصری آن را به تصویر میکشد.
Hunter x Hunter
Hunter x Hunter بدون از دست دادن تمرکز خود برای رابطه شخصیتهای گون فریکس و کیلوا زولدیک، مدام خود را بازآفرینی میکند. داستان با اعتماد به نفسی خیرهکننده، از یک آزمون بقا به یک سرقت بزرگ و سپس به یک جنگ تمامعیار تغییر مسیر میدهد. تا جایی که آرک Chimera Ant به یک اثر در ژانر Body Horror تبدیل میشود.
سیستم نن صرفا ابزاری برای افزایش قدرت نیست و توگاشی از قوانین این سیستم استفاده میکند تا هر پیروزی را به جای اتفاقی راحت و قابلپیشبینی، لایق و به دست آمده به تصویر بکشد. Hunter x Hunter با عمق بسیار بیشتر نسبت به استانداردهای معمول شونن، به اثر فراموشنشدنی تبدیل شده است.
Vinland Saga
ماکوتو یوکیمورا نام شخصیت اصلی Vinland Saga را از یک فرد واقعی الهام گرفته، اما تمام جزئیات دیگر را خودش ساخته است. برخلاف شخصیت تاریخی تورفین که یک بازرگان بوده، تورفین در این داستان تشنه انتقام قتل پدربزرگش است.
از دست دادن آسکلاد، سلاحها و هدف زندگی در میانه راه، برای داستان بسیار پرهزینهتر از هر نبرد بزرگ پیش از آن است. یوکیمورا به جای قربانی کردن عمق دراماتیک برای بیشتر کردن سرعت روایت داستان، اجازه میدهد پیامدهای عاطفی این تغییرات با دقت حس شوند. کار در مزرعه، دوستی با کاراکتر اینار، همگی تورفین را به سمت جدید زندگی پیش میبرند.
Steins;Gate
اوکابه رینتارو داستان را به عنوان دانشمندی که به دنبال تئوریهای توطئه است آغاز میکند، اما نیمه دوم سریال او را برای هر تصمیمی که با ماشین زمان دی-میل گرفته پاسخگو میکند.
هر خط زمانی از قوانین سختگیرانهای پیروی میکند، به همین انیمه Steins;Gate از این ویژگی استفاده میکند تا به جای استفاده از پاسخهای راحت، تنش را از طریق پیامدها ایجاد کند. هر خط زمانی که اوکابه ملاقات میکند، هزینهای مشخص و متفاوت دارند و این مسئله باعث میشود تا پیش از رسیدن به انتخاب نهایی، غرور خود را کنار بگذارد و به بلوغ برسد.
منبع: ScreenRant




