علیرضا مبصر؛ گروه آب و انرژی: بازار نفت در هفتههای اخیر بار دیگر نشان داد که تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه همچنان یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر جریان انرژی جهان است. در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا موجب افزایش نگرانی درباره امنیت صادرات انرژی شده بود، یک دوره کوتاه کاهش درگیریها فرصتی برای تهران ایجاد کرد تا بخشی از نفت انباشتهشده خود را روانه بازار کند.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، در فاصله حدود ۱۰ روزه کاهش فشارهای دریایی آمریکا، نزدیک به ۲۰ نفتکش ایرانی حامل میلیونها بشکه نفت حرکت خود را به سمت بازارهای آسیایی آغاز کردند. ارزش این محمولهها حدود ۶ میلیارد دلار برآورد شده است؛ رقمی که در شرایط محدودیتهای تحریمی میتواند اهمیت قابل توجهی برای اقتصاد ایران داشته باشد.
چرا چین مقصد اصلی نفت ایران است؟
تحلیلگران معتقدند بخش عمده این محمولهها در نهایت به سمت چین حرکت کرده است. دلیل این موضوع به ساختار بازار نفت تحریمی ایران بازمیگردد.
چین در سالهای اخیر اصلیترین خریدار نفت ایران بوده و پالایشگاههای مستقل این کشور، بهخصوص پالایشگاههای کوچکتر، بخش مهمی از نفت تخفیفی ایران را جذب کردهاند. در شرایطی که بسیاری از خریداران بزرگ جهانی به دلیل ریسک تحریمهای ثانویه آمریکا از خرید مستقیم نفت ایران فاصله گرفتهاند، چین عملاً به مهمترین مسیر صادراتی تهران تبدیل شده است.
به همین دلیل، در دورههایی که فشارهای سیاسی کاهش پیدا میکند، ایران تلاش میکند سریعاً ذخایر نفتی انباشتهشده خود را وارد بازار کند تا جریان درآمدهای ارزی خود را تقویت کند
اهمیت اقتصادی صادرات ۶ میلیارد دلاری برای ایران
اگرچه این رقم در مقیاس بازار جهانی نفت چندان بزرگ نیست، اما برای اقتصاد ایران اهمیت متفاوتی دارد.
افزایش درآمدهای نفتی میتواند فشار بر بازار ارز را کاهش دهد در اداکخ توان دولت برای تأمین هزینههای جاری افزایش خواهد یافت و در همین راستا بازو های اقتصادی دولت و بانک مرکزی دست بازتری برای اجرای سیاست های اقتصادی دارند از همه مهم تر نیز چانه زنی دیپلماتیک ایران افزایش چشم گیری خواهد یافت. در واقع، مسئله اصلی برای ایران فقط حجم تولید نفت نیست، بلکه توانایی انتقال نفت تولیدشده به بازار و دریافت درآمد حاصل از آن است.
پیام ژئوپلیتیک گزارش والاستریت ژورنال
این گزارش یک نکته مهمتر را نیز نشان میدهد: تحریم نفت ایران اگرچه هزینه صادرات را افزایش داده، اما نتوانسته جریان فروش نفت را بهطور کامل متوقف کند. ایران همچنان از شبکهای از خریداران، مسیرهای حملونقل و روشهای مالی برای حفظ صادرات خود استفاده میکند. در مقابل، آمریکا نیز تلاش میکند با کنترل مسیرهای دریایی و اعمال فشار بر نفتکشها، این جریان درآمدی را محدود کند. به همین دلیل، هر دوره کاهش تنش میان دو طرف میتواند به یک فرصت اقتصادی کوتاهمدت برای ایران تبدیل شود.
به نوعی این پیام مخابره میشود که اعمال فشار حداکثری اقتصادی شاید موثر باشد اما ایران همچنان پایداری خود را تا حدالامکان حفظ میکند
اثر احتمالی بر بازار جهانی نفت
از نگاه بازارهای جهانی، این خبر دو پیام مهم دارد: اول اینکه افزایش صادرات ایران در کوتاهمدت میتواند بخشی از نگرانیها درباره عرضه نفت را کاهش دهد، اما حجم آن به اندازهای نیست که بهتنهایی تغییر بزرگی در تراز جهانی نفت ایجاد کند و دوم تداوم یا تشدید درگیریها همچنان مهمترین عامل ریسک برای بازار انرژی است؛ زیرا هرگونه اختلال در مسیرهای استراتژیکی مانند تنگه هرمز میتواند اثر بسیار بزرگتری از افزایش چند میلیون بشکه صادرات داشته باشد. صادرات ۶ میلیارد دلاری نفت ایران در دوره کوتاه آتشبس را میتوان نمونهای از اهمیت «پنجرههای ژئوپلیتیک» برای اقتصادهای تحریمی دانست. ایران توانست در فاصلهای کوتاه بخشی از نفت ذخیرهشده خود را نقد کند، اما آینده این جریان همچنان به مسیر روابط تهران و واشنگتن و میزان ثبات امنیتی منطقه وابسته است.
بازار انرژی زیر تیغ خاورمیانه
صادرات ۶ میلیارد دلاری نفت ایران در دوره کوتاه آتشبس نشان داد که تهران همچنان میتواند از فرصتهای ایجادشده در فضای ژئوپلیتیک برای تقویت درآمدهای ارزی خود استفاده کند. با این حال، این اتفاق بیشتر یک موفقیت کوتاهمدت محسوب میشود تا یک تغییر پایدار در شرایط صادرات نفت ایران.
در صورتی که تنشها دوباره افزایش یابد و محدودیتهای دریایی یا محاصره مسیرهای صادراتی تشدید شود، توان ایران برای انتقال نفت و دسترسی به درآمدهای حاصل از آن میتواند با چالش جدی مواجه شود. به همین دلیل، تداوم جریان صادرات نفت ایران همچنان بیش از ظرفیت تولید، به شرایط امنیتی منطقه و روابط تهران و واشنگتن وابسته است.
منبع:تحلیل بازار




