چرا شوک هزینه به تنهایی تورم ۹۰ درصدی ایجاد نمی کند؟

Nika Motor - ECO10

اکوایران: تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد که شوک های خارجی مانند افزایش قیمت نفت یا رشد هزینه های تولید، اگرچه می توانند باعث تورم شوند، اما به تنهایی قادر به ایجاد تورم بسیار بالا و پایدار نیستند. با توجه به سخنان دکتر تیمور رحمانی در همایش چشم انداز اقتصادی ایران ۱۴۰۵، ریشه تورم مزمن را باید در تعارضات داخلی، نحوه تامین مالی دولت و نحوه مدیریت نظام پولی جست، زیرا این عوامل می توانند یک شوک محدود را به یک بحران تورمی گسترده تبدیل کنند.

به گزارش اکو ایران، تورم در بسیاری از تحلیل های اقتصادی به افزایش هزینه های تولید، جهش قیمت انرژی یا تغییرات نرخ ارز نسبت داده می شود. این عوامل بدون شک بر سطح قیمت‌ها تأثیر می‌گذارند، اما بررسی تجربیات تاریخی نشان می‌دهد که شدت و تداوم تورم بیش از آنکه صرفاً به اندازه شوک‌های خارجی بستگی داشته باشد، به نحوه واکنش نظام اقتصادی و سیاست‌های کشورها بستگی دارد.

دکتر تیمور رحمانی در همایش چشم انداز اقتصادی ایران ۱۴۰۵ با بررسی تجربه کشورهای مختلف سعی دارد نشان دهد چرا برخی از اقتصادها پس از مواجهه با شوک های هزینه ای بزرگ توانستند تورم را کنترل کنند اما برخی دیگر وارد چرخه تورم های مزمن و بسیار بالا شدند. خلاصه این تجربیات نشان می دهد که تفاوت اصلی این کشورها نه در نبود شوک، بلکه در کیفیت سیاست های پولی، انضباط مالی دولت و توانایی کنترل انتظارات تورمی بوده است.

اقدام اول: شوک های نفتی جهان و آزمون اقتصادهای توسعه یافته

دهه ۱۹۷۰ یکی از مهم ترین دوره های آزمون اقتصادهای جهان در مواجهه با شوک های عرضه بود. افزایش شدید قیمت نفت در سال های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ بسیاری از کشورهای صنعتی را با رشد هزینه های تولید و افزایش قیمت انرژی مواجه کرد.

آمریکا و فرانسه از جمله کشورهایی بودند که در این مدت با جهش قیمت نفت مواجه شدند و نرخ تورم آنها افزایش یافت. اما بررسی روند تاریخی نشان می دهد که حتی این شوک های بزرگ جهانی نیز نتوانسته تورم این کشورها را به سطوح انفجاری و خارج از کنترل برساند.

به گفته دکتر تیمور رحمانی، این تجربه یک نکته کلیدی دارد: افزایش هزینه ها می تواند جرقه تورم را بزند، اما مکانیسم های داخلی دیگری برای تبدیل آن به تورم بسیار بالا لازم است. در واقع، اگر سیستم پولی و مالی یک کشور به اندازه کافی منضبط باشد، افزایش هزینه‌های تولید می‌تواند به یک دوره محدود افزایش قیمت‌ها منجر شود تا چرخه تورم پایدار.

عمل دوم: راز آلمان. چگونه انضباط پولی بر بحران غلبه کرد؟

تجربه آلمان یکی از مهم ترین نمونه هایی است که دکتر رحمانی برای تبیین نقش سیاست پولی به آن اشاره می کند. آلمان حتی با وجود وابستگی قابل توجه خود به انرژی وارداتی، پس از شوک های نفتی دهه ۱۹۷۰، نرخ تورم کمتری نسبت به برخی دیگر از کشورها ثبت کرد. این روند در زمان اتحاد آلمان ادامه یافت. زمانی که دولت آلمان با هزینه های هنگفت بازسازی اقتصاد آلمان شرقی و انتقال منابع مالی هنگفت مواجه شد. با وجود فشار مالی ناشی از اتحاد دو کشور، نرخ تورم آلمان از حدود پنج درصد فراتر نرفت.

رحمانی دلیل اصلی این موفقیت را در «حافظه تاریخی» جامعه آلمان از تجربه ابر تورم می داند. تجربه ابر تورم در دهه ۱۹۲۰ در آلمان، ثبات پولی را به یک اصل مهم در سیاست اقتصادی این کشور تبدیل کرد. در این چارچوب حتی زمانی که دولت با هزینه های سنگین مواجه بود، سیاست گذاران آلمانی اجازه ندادند تامین مالی این هزینه ها از طریق بی انضباطی پولی انجام شود.

این تجربه نشان می‌دهد که حتی مخارج هنگفت دولت یا شوک‌های خارجی زمانی به بحران تورمی تبدیل می‌شوند که نظام پولی توانایی کنترل آن‌ها را از دست می‌دهد.

صفحه سوم: کشورهای در حال توسعه. چرا هر شوکی به ابر تورم تبدیل نشد؟

شاید بتوان گفت که تجربه کشورهای توسعه یافته را نمی توان به اقتصادهای در حال توسعه تعمیم داد. اما بررسی کشورهای گروه دوم نیز همین پیام را تایید می کند. هند نمونه ای از کشوری است که قبل از شوک نفتی ۱۹۷۳ با تورم دو رقمی مواجه بود. با این حال، حتی پس از جهش شدید قیمت نفت، نرخ تورم کشور در حدود ۲۸ درصد به اوج خود رسید و پس از مدتی کاهش یافت.

مراکش علیرغم اینکه با فشارهای هزینه های بین المللی مواجه بود، اجازه نداد افزایش قیمت ها به تورمی انفجاری و پایدار تبدیل شود. بر اساس تحلیل دکتر رحمانی، این تجربیات نشان می دهد که حتی در اقتصادهای در حال توسعه نیز شوک های هزینه ای به تنهایی نمی تواند باعث تورم ۷۰ تا ۹۰ درصدی شود.

بنابراین برای تبیین تورم بسیار بالا باید به عواملی فراتر از افزایش هزینه های تولید توجه کرد که به عواملی مانند کسری های مزمن دولت، نحوه تامین مالی آنها و عملکرد سیستم پولی مربوط می شود.

پرده چهارم: ترکیه و مکزیک. وقتی مشکل در داخل اقتصاد است

گروه دیگری از تجارب جهانی مربوط به کشورهایی است که دوره های تورم فوق العاده را تجربه کرده اند، اما بررسی دقیق تر نشان می دهد که ریشه اصلی بحران در اقتصاد آنها بوده است. در ترکیه، اگرچه شوک های نفتی بر افزایش قیمت ها تأثیر داشت، اما تورم بالای این کشور بیشتر مربوط به بحران های داخلی مانند بحران اقتصادی سال ۱۹۹۴ و سیاست های پولی نامناسب بود.

در مکزیک، بالاترین نرخ تورم در سال ۱۹۸۷، نتیجه ترکیبی از ناآرامی های اقتصادی، مشکلات مالی دولت و سیاست های کلان بود، نه فقط افزایش قیمت نفت.

تجربه این کشورها نشان می دهد که هر زمان اصلاحات اقتصادی و پولی انجام شود، امکان بازگشت تورم به سطوح پایین تر وجود دارد. به همین دلیل نمی توان تورم شدید را تنها ناشی از عوامل خارجی دانست. بلکه بخش مهمی از آن به تصمیمات سیاست گذاران برمی گردد.

اقدام پنجم: کوه یخ نارضایتی دولت. بیشتر از ارقام بودجه

به گفته دکتر تیمور رحمانی، مهمترین قسمت نارضایتی های پنهان دولت در مواردی است که در ارقام بودجه عمومی به چشم نمی خورد اما در نهایت آثار مالی آن به کل اقتصاد منتقل می شود. یکی از این موارد زیان شرکت های دولتی و نهادهای مرتبط است، گروه هایی که در بسیاری از موارد به دلیل عملکرد ضعیف اقتصادی نیازمند حمایت مستقیم یا غیرمستقیم دولت هستند و بار مالی آنها در نهایت به منابع عمومی منتقل می شود.

در کنار آن، یارانه های پنهان و ارائه برخی کالاها و خدمات با قیمت های کمتر از قیمت واقعی نیز بخشی دیگر از این نارضایتی را تشکیل می دهد. اگرچه این سیاست‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت فشار هزینه‌ها را بر خانوارها کاهش دهد، اما در بلندمدت تعهدات مالی زیادی برای دولت ایجاد می‌کند که لزوماً در ردیف‌های شفاف بودجه منعکس نمی‌شود.

بخشی دیگر از این نارضایتی ها به تعهدات پرسنلی و استخدامی بازمی گردد. تصمیماتی که باعث افزایش هزینه های جاری دولت و کاهش انعطاف پذیری بودجه بدون توجه کافی به منابع مالی پایدار می شود. علاوه بر این، درگیری‌های سیستم بانکی و مشکلات مالی برخی بانک‌ها و مؤسسات دولتی نیز می‌تواند به کانالی برای انتقال فشار به منابع پولی تبدیل شود.

رحمانی تاکید می کند که این مجموعه هزینه های پنهان در نهایت خود را در قالب رشد نقدینگی نشان خواهد داد. وقتی دولت و بخش دولتی نتوانند این تعهدات را از مسیرهای غیرتورمی مانند اصلاح درآمدها، کاهش هزینه های ناکارآمد یا انتشار اوراق بدهی مدیریت کنند، فشار این نارضایتی ها به شبکه بانکی و منابع پولی منتقل می شود. فرآیندی که می تواند منجر به شکل گیری تورم بالا و پایدار شود.

پرده ششم: مسیر تبدیل عدم تعادل مالی به تورم

نارضایتی‌های پنهان زمانی به بحران تورمی تبدیل می‌شوند که دولت نتواند آن‌ها را از کانال‌های غیرتورمی تامین مالی کند. در حالت ایده آل، دولت می تواند کسری بودجه خود را از طریق ابزارهایی مانند انتشار اوراق بدهی و بهره برداری از ظرفیت بازارهای مالی مدیریت کند. اما زمانی که این مسیر محدود شود، فشار تامین مالی به شبکه بانکی و منابع پولی منتقل می شود. این فرآیند می تواند منجر به رشد پایه پولی، افزایش نقدینگی و در نهایت رشد سطح عمومی قیمت ها شود.

به گفته دکتر رحمانی، رشد نقدینگی را می‌توان به‌عنوان شاخصی در نظر گرفت که مشکلات پنهان مالی را منعکس می‌کند. زیرا بسیاری از نارضایتی هایی که در ظاهر بودجه دیده نمی شود، در نهایت خود را در رشد متغیرهای پولی نشان می دهد.

عمل هفتم: راه خروج; شفاف سازی مالی و اصلاحات پولی

بر اساس تحلیل دکتر تیمور رحمانی در کنفرانس چشم انداز اقتصادی ایران ۱۴۰۵، اولین گام برای کنترل تورم پایدار، تغییر دیدگاه از «بودجه عمومی» به «کل بخش دولتی» است. به این معنا که ارزیابی وضعیت مالی دولت باید شامل شرکت‌های دولتی، بانک‌ها، تعهدات خارج از بودجه و سایر بخش‌هایی باشد که آثار مالی آنها در نهایت به دولت بازمی‌گردد.

یکی از شاخص های مهم برای سنجش کیفیت تامین مالی دولت، نسبت انتشار بدهی به اندازه کسری مالی است. با کاهش سهم تامین مالی شفاف و غیرتورمی، احتمال انتقال فشار کسری به منابع پولی افزایش می‌یابد. علاوه بر این، اصلاح ساختار مالی دولت ضروری است. اصلاحی که باید از ایجاد تعهدات جدید بدون پشتوانه جلوگیری کند و مسیر کسری های تامین مالی را از روش های تورمی به روش های پایدار تغییر دهد.

تجربه کشورهای مختلف یک پیام مشترک دارد: شوک های خارجی مانند افزایش قیمت نفت یا رشد هزینه های تولید، اگرچه می توانند سطح قیمت ها را افزایش دهند، اما به تنهایی قادر به ایجاد تورم های بسیار بالا و پایدار نیستند. آنچه اقتصاد را به سمت تورم های شدید سوق می دهد، نحوه برخورد سیاست گذاران با این شوک ها است. یعنی سطح انضباط مالی، کیفیت سیاست پولی و توانایی کنترل عدم تعادل.

بر این اساس تداوم روند کنونی اعتراضات می تواند اقتصاد ایران را در معرض خطر تشدید فشارهای تورمی قرار دهد. اصلاح ساختار مالی دولت و تغییر نحوه تامین کسری ها پیش نیاز بازگشت به مسیر ثبات قیمت هاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

پیشنهادات سردبیر: