اکوایران: اقتصاد ایران طی چند دهه گذشته از یک دوره ثبات نسبی به وضعیتی رسیده است که عدم تعادل انباشته شده در بخش های مختلف مسیر رشد و شکوفایی را به چالش کشیده است. مسعود نیلی بر این باور است که عبور از این وضعیت مستلزم انتخاب رویکردی خاص در سیاست گذاری است. رویکردی که نه تنها بر توزیع منابع، نه بر واردات و نه بر سیاست های انقباضی تکیه دارد، بلکه اصلاحات داخلی را همراه با تعامل اقتصادی با دنیا دنبال می کند.
اقتصاد ایران در چند دهه ثبات نسبی خود به دوره ای از بحران های پی در پی رسیده است. روایت مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد بازنشسته دانشگاه صنعتی شریف، نشان می دهد که ریشه بسیاری از مشکلات امروز را باید در نارضایتی هایی که در بازارهای مختلف انباشته شده است جست وجو کرد و اصلاح آن ها نیازمند تغییر رویکرد سیاست گذاران است. این عبارت گزارش قبلی درباره تحولات اقتصاد کشور در سال های گذشته، وضعیت موجود و ترسیم وضعیت مطلوب است. شرایطی که نیازمند اتخاذ سیاست های اصلاحی در حوزه های مالی، پولی، تجاری، تحریمی، سیاست های حمایتی و در نهایت اصلاحات نهادی بود.
اما مسعود نیلی در ادامه بحث خود در کتاب «اقتصاد ایران به کجا می رود» نکاتی را درباره رویکردهای مختلف دستیابی به سیاست های اصلاحی مطرح کرده است. رویکرد مطلوب در رابطه با سیاست های اصلاحی چگونه باید باشد؟ توزیع محور، واردات محور، ریاضت اقتصادی یا اشتغال زایی و خروجی. لذا در ادامه این گزارش به شرح هر یک از رویکردها مطابق با گفته های نیلی پرداخته شده است.
کدام رویکرد برای پیشبرد اصلاحات مناسب تر است؟
در رویکرد توزیع محور هدف سیاست های اصلاحی تنها حل مشکلات معیشتی جامعه است. بنابراین ممکن است صرف نظر از ریشه های اصلی مشکلات، از طریق افزایش پرداخت ها، هدف محقق شود و تغییری در شرایط داخلی و خارجی موجود در نظر گرفته نشود.
رویکرد بعدی تکیه بر واردات است. در این رویکرد علیرغم تاکید بر حل مسائل بین المللی و کاهش تحریم ها، اصلاحات اقتصادی داخلی مورد توجه سیاستگذاران نیست.
مورد دیگر رویکرد ریاضتی است. بنابراین تلاش میشود تا در مارپیچ تورم گرفتار نشویم و با انجام اصلاحات اقتصادی از قبیل اصلاح قیمتهای صحیح، یکسانسازی نرخ ارز و خصوصیسازی واقعی، تاکیدی بر تعامل با دنیای خارج نیست.
در نهایت رویکرد رشد برونگرای اشتغالزا توصیه می شود. در این رویکرد تلاش میشود تا اصلاحات اقتصادی داخلی (بر اساس مبانی اقتصاد و تجربیات داخلی و خارجی) همراه با حل چالشهای بینالمللی بهگونهای انجام شود که حقوق استقلالطلبی ملت ایران را در برگیرد. هدف اصلی این رویکرد بهبود شرایط زندگی فقیرترین ایرانیان است.
مهمترین چالش؛ بازار کار
مسعود نیلی با استفاده از مدلهای اقتصاد سنجی کلان ایران، سناریویی را برای بهبود شاخصهای کلان اقتصاد بر اساس رویکرد چهارم ارائه کرده است.
بر اساس نتایج این مدل، مهمترین چالش پیش روی اقتصاد ایران را می توان وضعیت بازار کار دانست. به طوری که خالص ایجاد اشتغال سالانه روند کاهشی را تجربه کرده و در مقابل جمعیت افزایش یافته و تعداد جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله افزایش چشمگیری داشته است.
فضای نامناسب فعالیت های اقتصادی و عدم اشتغال زایی در کنار توسعه بالای آموزش عالی باعث شده است تا جوانانی که در حالت عادی وارد بازار کار می شوند با امید به دستیابی به شرایط شغلی بهتر مسیر تحصیل در آموزش عالی را انتخاب کرده و ورود خود را به بازار کار به تعویق بیندازند. بنابراین در سال های آینده تعداد زیادی از جوانان تحصیل کرده (زنان جوان سهم زیادی از آنها را تشکیل می دهند) به دنبال کار خواهند بود. از سوی دیگر درآمد واقعی سرپرستان خانوارهای مزدبگیر در سال های اخیر روند نزولی داشته است. یعنی نه تنها رفاه بیکاران بلکه متوسط رفاه حقوق بگیران نیز کاهش یافته است. حل معضل عمیق بیکاری مستلزم افزایش رشد اقتصادی و کاهش تورم است زیرا رشد اقتصادی منجر به ایجاد فرصت های شغلی بیشتر و کاهش تورم، کاهش بی ثباتی و افزایش سرمایه گذاری می شود.




