با شنیدن نام «منطقه آزاد» اولین تصویری که برای بسیاری از ایرانیان شکل میگیرد، خودروهای خارجی با پلاکهای خاص هستند. در حالی که فلسفه ایجاد مناطق آزاد در دنیا چیز دیگری است. قرار بود این مناطق به موتور تولید، صادرات، جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال فناوری و توسعه کسبوکار تبدیل شوند، نه اینکه صرفاً مکانی برای خودروهایی باشد که امکان ورود به سایر نقاط کشور وجود ندارد.
با این حال نمی توان نقش این خودروها را نادیده گرفت. حضور خودروهای امروزی در مناطق آزاد هرچند محدود، باعث شد بخشی از جامعه با استانداردهای جهانی صنعت خودرو، کیفیت، ایمنی و فناوری های نوین آشنا شوند و تفاوت بازار رقابتی جهان با بازار انحصاری ایران را ببینند. این تجربه باعث تقویت تقاضای عمومی برای افزایش کیفیت و ایجاد رقابت در صنعت خودرو شده است.
اما سوال اصلی همچنان باقی است. آیا مناطق آزاد توانسته اند به رسالت اصلی خود عمل کنند یا به مرور زمان از اهداف اولیه دور شده اند؟ و مهمتر از آن اینکه اگر مردم از رقابت استقبال کنند، مصرف کنندگان خواهان انتخاب بیشتری هستند و حتی بسیاری از خودروسازان و قطعه سازان اعلام می کنند که در صورت آزادسازی قیمت ها مشکلی با واردات ندارند، پس چرا هنوز بازار رقابتی واقعی در صنعت خودروی ایران شکل نگرفته است؟
شاید پاسخ این سوال نه در توانایی تولیدکنندگان یا سلیقه مصرف کنندگان، بلکه در ساختار سیاست گذاری و نوع نگاه به بازار خودرو باشد. بازاری که آینده آن بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست گذاران گره خورده است.
