نگرانی بازارها از تشدید تنش ها در خاورمیانه/ بدترین سناریو برای سرمایه گذاران

نگرانی بازارها از تشدید تنش ها در خاورمیانه/ بدترین سناریو برای سرمایه گذاران

واکنش بازارها به بحران های ژئوپلیتیکی بر اساس تجربه تاریخی همیشه یکسان نیست. گاهی اوقات بازارها قبل از شروع درگیری ها سقوط می کنند و با شروع رسمی جنگ جان می گیرند. زیرا در نهایت بازیگران بازار امکان قیمت گذاری ریسک را در سناریوی احتمالی دارند. گاهی اوقات، شوک های ناگهانی باعث افت موقت می شود. از جنگ جهانی دوم تا درگیری بین روسیه و اوکراین، این رفتار متناقض نشان می‌دهد که آنچه بازار را می‌ترساند، جنگ نیست، بلکه عدم اطمینان پیش از آن است.

به گزارش اکو ایران به نقل از دنیای اقتصاد; تحلیلگران بازار سال‌ها تاکید کرده‌اند که سرمایه‌گذاران از عدم اطمینان بیش از هر چیز دیگری متنفرند و موقعیت‌های کمی به اندازه تهدید جنگ مبهم و نگران‌کننده هستند. جنگ ها و بحران های ژئوپلیتیکی معمولاً شوک های کوتاه مدتی را به بازارهای مالی وارد می کنند، اما تجربه تاریخی نشان می دهد که بازارها پس از مدتی مسیر بهبود را در پیش می گیرند. در چنین دوره هایی، سرمایه گذاران به طور طبیعی به سمت شرکت هایی با پایه های مالی قوی متمایل می شوند و از تصمیمات عجولانه و پرخطر دوری می کنند. در لحظه بحران، هیچ کس دقیقاً نمی داند عواقب آن چه خواهد بود. اما یک واکنش تقریباً ثابت وجود دارد: عجله به سمت دارایی های ایمن و افزایش ترس از خطر. اکنون نگرانی از تشدید تنش ها در خاورمیانه و احتمال گسترش درگیری، جو روانی بازارها را تحت تاثیر قرار داده است.

رمز و راز جنگ

تحقیقات موسسه مالی سوئیس نشان می دهد که اگر جنگ پس از یک دوره طولانی تنش و انتظار آغاز شود، معمولاً این دوره انتظار باعث کاهش قیمت ها می شود. اما شروع رسمی جنگ می تواند منجر به رشد بازار شود. ضرب المثل قدیمی بازار «شایعه را بخر، خبر را بفروش» نیز این الگو را تایید می کند. از سوی دیگر، اگر جنگ به طور ناگهانی و بدون هشدار رخ دهد، معمولاً بورس واکنش منفی نشان می دهد. این رفتار متناقض که هنوز توضیح قطعی برای آن وجود ندارد، در ادبیات مالی به «پازل جنگ» معروف است. به عبارت دیگر سرمایه گذاران قبل از جنگ در وضعیت بلاتکلیفی و بلاتکلیفی به سر می برند و همین امر باعث می شود سناریوهای مختلفی را قیمت گذاری کنند. از سوی دیگر، زمانی که جنگ در نهایت آغاز می شود، «بدترین سناریو» تا حدودی روشن می شود و این منجر به عدم اطمینان کمتری در بازار می شود. سرمایه گذاران می توانند بر اساس ریسک قیمت گذاری کنند و در نتیجه دوباره وارد بازار شوند.

جنگ جهانی دوم

در ماه های قبل از سپتامبر ۱۹۳۹، اروپا غرق در التهاب بود. بحران چکسلواکی، تهدیدهای پی در پی آلمان و شکست مذاکرات، فضای جهانی را به جایی رسانده بود که احتمال وقوع جنگ هر روز بیشتر می شد. همین سایه سنگین جنگ «احتمالی» برای فرسایش بازارهای آمریکا کافی بود. شاخص های داوجونز و اس اند پی ۵۰۰ در این دوره حدود ۱۲ درصد کاهش یافتند. با این حال، درست از لحظه ای که آلمان به لهستان حمله کرد و جنگ به طور رسمی آغاز شد، جزر و مد تغییر کرد و بازار آمریکا ناگهان یک جهش نادر را ثبت کرد. شاخص داوجونز تنها در یک روز ۱۰ درصد رشد کرد و در هفته های اول جنگ جهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی را تجربه کرد. شاخص S&P 500 تنها در یک روز ۱۲ درصد جهش کرد.

در سال های بعد، اقتصاد آمریکا وارد چرخه جدیدی شد. اشتغال افزایش یافت، صنایع نظامی شکوفا شد و داو جونز در مجموع تا پایان جنگ حدود ۵۰ درصد افزایش یافت. به این ترتیب، جنگ جهانی دوم آغاز سقوط وال استریت نبود، بلکه پایان یک انتظار فرساینده بود. برخلاف حمله به پرل هاربر، بازار سهام آمریکا با یک شوک ناگهانی و تکان دهنده مواجه شد. سال ۱۹۴۱ سال سختی برای اقتصاد آمریکا بود زیرا سایه رکود هنوز قابل مشاهده بود، تنش های جهانی در حال افزایش بود و بازار سهام در یک شیب فرسایشی قرار داشت. در صبح روز ۷ دسامبر، حمله ژاپن به پایگاه دریایی پرل هاربر یک تیتر خبر بود. روز بعد، زمانی که بازار باز شد، داوجونز حدود ۳.۵ درصد سقوط کرد زیرا رویداد از نوع “عدم قطعیت طولانی” نبود، بلکه از نوع “شوک ناگهانی” بود.

جنگ کره

جنگ کره از همان ابتدا برای وال استریت یک شوک بود. در ماه های قبل از ژوئن ۱۹۵۰، بازار سهام ایالات متحده در فضای نسبتا آرامی حرکت می کرد. اقتصاد پس از جنگ جهانی دوم هنوز قوی بود، مصرف داخلی بالا بود و شاخص S&P 500 اندکی رشد کرده بود. هیچ نشانه جدی از یک بحران قریب الوقوع در شبه جزیره کره وجود نداشت و سرمایه گذاران با ذهنیت نسبتاً مطمئنی به آینده نگاه می کردند.

با این حال، صبح روز ۲۵ ژوئن همه چیز تغییر کرد و خبر حمله واشنگتن و بازارهای مالی را غافلگیر کرد. شاخص‌ها در روزها و هفته اول ۶ درصد کاهش یافت زیرا فعالان بازار نمی‌دانستند آمریکا وارد جنگ جدیدی می‌شود یا خیر و این جنگ چقدر برای اقتصاد هزینه دارد. با این حال، بازار سهام آمریکا خیلی زود راه خود را پیدا کرد. اقتصاد داخلی آنقدر قوی بود که شوک اولیه را جذب کند. تولید صنعتی بالا بود، اشتغال در بالاترین حد خود قرار داشت و توانایی‌های اقتصادی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم هنوز در اوج بود. این حمایت باعث شد افت اولیه به سرعت جبران شود. تنها چند هفته بعد، شاخص ها به سطح قبل از حمله بازگشتند و روند صعودی خود را ادامه دادند.

جنگ اول خلیج فارس

در تابستان ۱۹۹۰، همزمان با حمله عراق به کویت، بازار سهام آمریکا با موجی از نگرانی های جدید مواجه شد. قیمت نفت ناگهان جهش کرد، ترس از اختلال در عرضه انرژی افزایش یافت و سرمایه گذاران در این فکر بودند که آیا اقتصاد جهانی وارد دوره رکود تورمی خواهد شد یا خیر. شاخص S&P 500 در واکنش به این اتفاق ۱۷ درصد سقوط کرد. چند ماه بعد با شروع رسمی عملیات «طوفان صحرا» در دی ماه ۱۳۷۰، برخلاف حمله عراق که ناگهانی و گیج کننده بود، عملیات آمریکا و متحدانش کاملاً قابل پیش بینی و برنامه ریزی بود. از همان روزهای اول فعالیت، S&P 500 یک جهش قوی را آغاز کرد. در هفته ها و ماه های اول بین ۱۸ تا ۲۱ درصد رشد داشت و در کل دوران جنگ حدود ۲۹ درصد رشد داشت.

جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ نیز بازار سهام آمریکا را برای ماه‌ها متوقف کرد. زیرا از سال ۲۰۰۲ تا مارس ۲۰۰۳، جهان پر از حدس و گمان بود. این عدم اطمینان طولانی مدت باعث شد که S&P 500 حدود ۱۵ درصد از ارزش خود را از دست بدهد که محصول مستقیم عدم اطمینان سیاسی است. با این حال، با شروع رسمی حملات در مارس ۲۰۰۳، جهت بازار تغییر کرد. در نتیجه، شاخص S&P 500 و داو جونز در ماه اول به ترتیب ۱۴ و ۸.۴ درصد رشد کردند.

جنگ بین اوکراین و لیبی

از آخرین ماه های سال ۲۰۲۱، تنش بین مسکو و غرب به تدریج افزایش یافت. تجمع نیروها در مرز، هشدارهای اطلاعاتی و تبادلات دیپلماتیک بازار را در شرایطی قرار داده بود که احتمال درگیری هر روز بیشتر می شد. با این حال، بر خلاف بسیاری از نمونه‌های تاریخی، افت بازار در این دوره فقط ناشی از ترس از جنگ نبود، بلکه تحت فشار تورم بالا، سیاست‌های انقباضی فدرال رزرو و ترس از رکود بود. این ترکیب چند لایه باعث شد که بازار قبل از شروع جنگ در وضعیت شکننده ای قرار گیرد.

با این حال، در صبح روز ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، با شروع حمله روسیه به اوکراین، S&P 500 که تنها در ۹ جلسه معاملاتی تقریباً ۸ درصد سقوط کرده بود، ۱.۵ درصد رشد کرد و به سرعت در روزهای بعد به سطح اولیه خود بازگشت. در این میان، جنگ لیبی و سقوط معمر قذافی در سال ۲۰۱۱ یکی از پیچیده‌ترین نمونه‌هایی است که در بحث معمای جنگ مطرح می‌شود و نشان می‌دهد که بازار همیشه طبق الگوی کلاسیک «سقوط قبل از جنگ و پریدن بعد از شروع عملیات» رفتار نمی‌کند.

اعتراضات لیبی در فوریه ۲۰۱۱ در قلب موج بهار عربی آغاز شد. بازار جهانی در آن زمان هنوز پس از بحران مالی ۲۰۰۸ در حال بهبود بود و S&P 500 در آغاز سال موجی از خوش بینی را در پیش گرفت. اما به محض شعله ور شدن اعتراضات در بنغازی و طرابلس و افزایش قیمت نفت به بالای صد دلار، بازار بلافاصله واکنش نشان داد. در ۲۲ و ۲۳ فوریه، S&P 500 حدود ۲ درصد سقوط کرد. این واکنش بیشتر ترس از اختلال در عرضه نفت بود تا یک تحلیل سیاسی. در مارس ۲۰۱۱، زمانی که شورای امنیت قطعنامه ۱۹۷۳ را تصویب کرد و ناتو وارد عمل شد، بازار در وضعیت نوسانی قرار داشت. بحران بدهی اروپا، نگرانی در مورد یونان و ایتالیا و پس لرزه های زلزله ژاپن بر محیط مالی جهان تأثیر گذاشت.

با این حال، اعلام مداخله نظامی در ۱۸ مارس یک آرامش کوتاه مدت ایجاد کرد و S&P 500 حدود ۱.۲ درصد افزایش یافت، زیرا برخی از عدم اطمینان ژئوپلیتیک کاهش یافت. اما این تاثیر دوام نیاورد و بازار در هفته های بعد دوباره تحت فشار عوامل بزرگ تری قرار گرفت. در تابستان ۲۰۱۱، بحران بدهی اروپا تشدید شد، ایالات متحده برای اولین بار در تاریخ با کاهش رتبه اعتباری مواجه شد و S&P 500 وارد دوره نزولی ۱۹ تا ۲۱ درصدی شد. در چنین فضایی، اخبار لیبی تنها یک تکه از پازل بود. با این حال، در ۲۲ اوت ۲۰۱۱، روزی که مخالفان وارد طرابلس شدند و سقوط رژیم قذافی تقریباً قطعی بود، بازار واکنش مثبتی نشان داد. S&P 500 و Dow Jones هر کدام بیش از ۱ درصد رشد کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *